اره از دردش ک بگذره خیلییییی خیلیییی خاطرهی خوبی بود برام
من طبیعی بودم
وقتی سر بچه اومده بود پایین من تو راهرو داشتم میدوییدم داد زدم گفتم وای پرستار دارم میرینم ب خودم چیکار کنم🤣🤣🤣🤣
بهترین روز عمرم بود
اینقدرررر که همه چی عالی و خوب بود
خیلی سخت بود درد نداشتم ولی وسط عمل شریان اصلی پاره شد اتاق عمل و خون برداشت خون بود فواره میزد بالا تا بیهوشم کنن فکر میکردم بچم و گردنش و با تیع بردن داد میزدم بچم دکترهم میگفت خوبه ولی بردنش نشونم ندادن یکی داد میزد هویه رو داع کن رگم و سوزوندن بیهوشم کردن دیگه نفهمیدم بعد ساعت بچم و دیدم
با اینکه اون چیزی که من میخواستم نشد و خیلی اتفاقا افتاد ۱ ساعت قبلش اما به محض اینکه دخترمو دیدم همه چیو فراموش کردم😇🥹✨
من کیسه آبم پاره شد خیلی درد کشیدم قرار طبیعی زایمان کنم ولی نشد در شدید داشتم از اینجا معاینه و امپول فشار میزدن دیگه عمل شدم از درد شدید امپول عمل حس نکردم خیلی سختی کشیدم ولی وقتی بچم دیدم خوشحال شدم فراموش کردم
من باتفکار بودم اینم بگم که اصلا وقت زایمانم نبود سی و شش هفته و چهار روز از شب قبل ترشح قهوه ای با رگه های خونی داشتم گفتم بزار ببینم تا فردا چی میشه بعد صبح مشتری و زدم و غروی دیدم هنوز ادامه داره یعنی در انچنانی نداشتم رفتم بیمارستان گفت سه سانتی باید بستری بشی هشت غروب بستری شدم نه شب دردم شروع شد دیگه اقا شاهان ساعت سه و نیم شب دنیا امد درد که کشیدم ولی ارزششو داشت اینم اولین عکسش تو بیمارستان
خیلی خیلی دوسش داشتم با این ک خیلی از زایمان میترسیدم ولی بهترین و قشنگ ترین تجربه زندگیم بود🥹
من 37 هفته بودم میخواستم طبیعی زایمان کنم هنوز وقت داشتم ولی صبح از خواب بیدار شدم کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان فرستادنم زایشگاه اومدن معاینه کردن خیلی بد بود هر لحظه یکی معاینه میکرد میخواستن واسم سرم بزنن که اکسیژن بچه رفت جفت در حال جدا شدن بود اورژانسی فرستادنم اتاق عمل سزارین شدم
آره خداروشکر خیلی خوب بود اولش فقط میترسیدم از اتاق عمل
نه
خیلی سخت بود
زایمان اولم بود
بچه ۴ کیلویی رو طبیعی به دنیا آوردم
اینقدر درد داشتم راضی بودم بمیرم دیگه درد نکشم
وقتی پسرم رو گذاشتن کنار صورتم واقعا نمیتونستم اونهمه درد رو فراموش کنم و از شنیدن صدای گریه اش خوشحال باشم
یوی از بدترین روزای عمرم
خیلی خیلی خیلی دوسش داشتم دلم میخواد صدبار دیگه تکرار بشه😌
خیلی خییییلی بهترین روز عمرم بود همه چیز عااالی
استرس که خب داشتم
ولی افسردگی بعد زایمانم همه چیو برام تلخ کرد
نه خیلی سخت بود برام 🥲🥲🥲🥲ولی وقتی پسرمو بغلم دادن حالم بهتر شد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.