۱۲ پاسخ

چقد قشنگ
فک میکردم فقط منم ک دوست دارم برگردم ب قدیم هرچند اون موقع امکانات کمتر بودو بیشتر اذیت میشدیم

مه رو خانم..لطفا منوهم ببر با خودت جزو دوستات....اگر گمت کنم چی!؟؟؟؟😟شما میای بعد پاسخگو باشید 😂😂💋💋💋

عزیزم
عکس و متن هر دو عالی
واقعا دلم قدیم ها رو میخواد

نمیدونم چرااشکم در اومد آخه خیلی احساسیم همیشه حسرت محبت ها وبی ریابودن قدیم رو میخورم

متن چقددوست داشتم

یکی از آرزوهام داشتن خونه روستایی و زندگی به سبک ساده و دلچسبه😍 آخ حتی فکر کردن بهش هم روح ادم جلا میده😍

واقعا همینطوره و چقد هم که اینا تمیز بودن. من خونه هردوتا مادربزرگام بزرگن نزدیک 700 800متر.کلی خونه و حیاط و انباری.. ببین یادم نمیاد یکبار کثیف باشه خونه هاشون خاک داشته باشه همیشه مرتب.. وقت و بی وقتم میرفتیم چای و میوه و شیرینی و شکلات و نخود کشمش هم برای ما بچه ها.. هیییی یادش بخیر چه غوقایی میشد عیدا اشکام سرازیر شد😊😊😊😊

وای چقدر قشنگ واحساسی باخوندنش دقیقا به همون دوران رفتم🥺🥺🥹

چقدر قشنگگگگ چه انرژی زیبایی و زیادی از عکس ها و سادگی میگیرم مرسی ازت عزیزمممم عالی هستی😍🫶🏻😍

ممنون عزیزم
با نوشته هات روحم جلا پیدا میکنه 🌸

اخخخخخخخخ جون دلم 🌱💞😍
شما هم مثل من تو ذهنت تو دوران قدیم به سر میبری ؟

ما هم تاپیکای شمارو خیلی دوست داریم
بوی سادگی میده بوی یکرنگ بودن بوی صمیمیت

سوال های مرتبط

مامان شهاب و شاهان😊 مامان شهاب و شاهان😊 ۵ سالگی
💕💕
آی قصه قصه قصه

باغچه ی مادربزرگ

یکی بود یکی نبود. مادر بزرگ👵 یه باغچه قشنگ داشت که پراز گل های رنگارنگ بود. از همه ی گل ها زیباتر گل رز بود.

البته گل رز🌹 به خاطر زیبایی اش مغرور شده بود و با بقیه گل ها بدرفتاری می کرد.

یک روز دوتا دختر 👧کوچولو و شیطون که نوه های مادربزرگ 👵بودند به سمت باغچه آمدند. یکی از آن ها دستش را به سمت گل رز 🌹برد تا آن را بچیند، اما خارهای گل در دستش فرو رفت.

دستش را کشید و باعصبانیت گفت: این گل به درد نمی خورد! آخه پر از خار است. مادربزرگ نوه ها را صدا زد آن ها رفتند.

اما گل رز🌹 شروع به گریه کرد. بقیه ی گل ها با تعجب به او نگاه کردند. گل رز🌹گفت: فکر می کردم خیلی قشنگم اما من پر از خارم!

بنفشه🌺 بامهربانی گفت: تو نباید به زیباییت مغرور می شدی. الان هم ناراحت نباش چون خداوند برای هرکاری حکمتی دارد. فایده این خارها این است که از زیبایی تو مراقبت می کنند وگرنه الان چیده شده و پرپرشده بودی!

گل رز🌹 که پی به اشتباهاتش برده بود باشنیدن این حرف خوشحال شد و فهمید که نباید خودش را با دیگران مقایسه کند و هر مخلوقی در دنیا یک خوبی هایی دارد.

بعد هم گل رز🌹 قصه ما خندید و با خنده او بقیه گل ها هم خندیدند و باغچه پر شد از خنده گلها🌸🌺🌹🌻🌼.

امیدواریم این داستان قشنگ را برای بچه ها بخوانید و به آن ها یاد بدهید داشته های خودشان را با دیگران مقایسه نکنند.

#قصه_متنی
•‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌🌸❃ ⃟📕 ⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌