خانمای چشم انتظار بیاین یه چی بگم خیالتون راحت بشه
راستش من این ماه ناامید بودم گفتم منفی هست بازم
دیگه تست نگرفتم
روز اول تاخیر ( ثابقه تاخیر هم دارم) گفتم پریود میشم دیگه ولکن گرفتم دمنوش تخم شوید خوردم یه عالمههههه
بعد از این ور با شوهرم رو متور سوار شدم یه جاهای می‌رفت گودال چلوچوله دار
با سرعت بالا یعنی از رو متور من می‌رفت بالا باز میوفتادم سرجام😂
یعنی میخام بگم خدا بخواد بده میده اون چیزی ک از آن توست از کنار تو نخواهد گذشت!
جالبه من این جمله رو همش این ماه میگفتم ک چیزی ک از آن توست از کنار تو نخواهد گذشت
و بعد با خدا همش حرف میزدم تو دفترم می‌گفتم خدایا اونی ک تو میخای همون بشه
ن اونی ک من میخام
تو بهتر از من می‌دونی صلاحمو تو بهتر می‌دونی چی خیره برام
توکل صدرصد کردم بهش
دوستای خوبم. ذکر حسبی الله رو زیاد بگید
و بهش فکر کنید
حسبی الله یعنی خدا برات کافیه برا همه چی
وقتی اینو میگی دیگه مهتاج اون حاجتت نمیشی
و بعد بوووم گشایش تو زندگیتون رخ میده و معجزه خدا رو می‌بینید

دنیا اینجوریه.
وقتی برات مهم نیست... بعدش میاد سمتت.
دلیلشم مشخصه...
خدا حساسه.
بفهمه چیزی برات خیلی مهمه ، بهت نمیده.
چون میگه : وجودت فقط باید درگیر خودم باشه.


بارداری بارداری فرزند پروری تست بارداری پوشک بچه

۱۱ پاسخ

دقیقا منم این ماه قرار بود شوهرم بره عمل واریکوسل
کلا بیخیال بودم میگفتم امکان نداره با اون وضعیت اسپرم شوهرم بگیره
حتی دارو ها را هم کنار گذاشتم گفتم بعد از عمل شروع میکنم
زد و همین ماه باردار شدم
خدا هر غیرممکنی را ممکن میکنه🤲💫

عالي بود احسنت بهت خدا اولاد صالح بهت بده حفظش كنه با پدر و مادر🥹

الهی عزیزم
تورو خدا برا منم‌دعا کن
مبارکت باشه 😘😘😘😘😘

همه ی حرفاتو با تک تک وجودم حس و زندگی کردم🥰🥹قربون مصلحت و مهربونیه خدا برم❤️

خدا عاشقه

قشنگ نوشته بودی
حسبی الله

منم موافقم ولی آدما دست خودشون نیست نمیتونن چیزی رو که میخوان رو نادیده بگیرن. منم این ماه خیلی بیخیال بودم الان دو روز پریودم عقب افتاده و هیچ علائمی هم ندارم. فقط روز اول پریودی یه لکه قهوه ای داشتم دیگه هیچ علائمی ندارم. بی بی چک هم ندارم که تست بزنم. الان میخوام برم بخرم. نمیدونم چی میشه؟
میخوام بگم وقتی پریود چند روز عقب میفته اصلا نمیشه به بارداری فکر نکنیم و بی خیال باشیم

خب حرف مردم رو چکار کنیم؟

چه قشنگ نوشتی منم یکساله اقدامم ولی هیچوقت مث خیلیا زجه نزدم خدایا ندی دگ نه من نه تو خسته شدم و ازین حرفا دارم مثل همیشه زندگیمو میکنم همیشه ام گفتم خدایا هر موقع صلاح دیدی بده همین

منم اون ماهی که کلا ولش کرده بودم و خیلی کم و نامنظم رابطه داشتیم باردار شدم . اصلا منتظرش نبودم یه هفته هم لکه بینی داشتم همش میگفتم دارم پریود میشم

موافقم خودمم همینجوری بودم با وجود تنبلی حامله شدم

سوال های مرتبط

مامان فندق کوچولو🤍✨️ مامان فندق کوچولو🤍✨️ هفته نوزدهم بارداری
❌️وقتی میگن به زور چیزی رو از خدا نخواین...❌️جالبه بخونید؛
دیروز تو مطب ی خانومی میگفت همه چیو بسپارین ب خدا اگ تو یه سنی یا تایمی چیزی رو بهتون نمیده حتما به صلاح خود طرف بوده ....
میگفت چندین سال از خدا پسر میخواستم عشق پسردار شدن داشت دیونم میکرد ک اولین بچم شد دختر و تموم ذوقم کور شد چندین سال بب خیال شدم و از تک تک لحظاتی ک میشد با دخترم لذت ببرم به فکر پسر نداشتم گذروندم و همش از خدا گله میکردم و همه جا ارزو میکردم خدا بهم پسر بده بچه فقط پسر خوبه تا خدا بعد حدود ۱۰ سال بهم پسر داد ک از ذوق زیادی زبونم بند اومده بود میگفت ب ارزوم زسیدم با زور از خدا پسر میخواستم ک میگفتم اگ پسر دار نشم تو خدای من نبستی دیگه اما الان بعد از ۱۱ سال ک بچم کلی مشکلات داخلی مثل کبد چرب و مشکل قلبی و پیش فعالی بیش از داره و دارم کلی باهاش عذاب میکشم فهمیدم نباید با زور از خدا میخواستم ک الان روز ب روز اب شدن بچمو بببنم پس هیچ چیزیو با زور از خدا نخواین ک هرچی بده به صلاح ایندمون میده ....🙂
مامان ارکان یا آنیا مامان ارکان یا آنیا هفته بیست‌ویکم بارداری
سلام مامانا من دیگ نزدیکای ساعت ۶ صبح خوابم برد انگاری و الان بیدار شدم اما مبخام از خوابی ک دیدم بگم خواب دیدم یه آقایی بچه بقل میاد سمتم بچه رو میزاره زمین و ب من اشاره میکنه ک برش دار منم تند تند قبل اینک حتی بهم بگه خم شدم ک برش دارم از رو زمین بعد من تو خوابم باردارم و این بچه هم تو بقلم گرفتم ب اون اقا میگم من شب تا صبح خواب ندارم میدونی چقد دارم سختی میکشم تا یه بچه رو ب دنیا بیارم اونوقت شما بچه ب این کوچیکی اینجوری میزارین رو زمبن گفت اینم بچه توعه من این بچه رو برای تو اوردم و بهت قول میدم اصلا نیاز ب ازمایش نداری دلشوره نداشته باش اینبار بچت سالمه و ب دنیاش میاری گفتم ولی این بچه من نیست گفت اینو سالم بهت دادم ک بهت بگم بچه تو هم سالمه و دردایی ک داری میکشی عوضش یه بچه سالم میاد بقلت اخر نفهمیدم تو خواب ک اون بچه برای من بود یا خودش اما تو خواب من ب اون بچه شیر دادم و تو بقلم خوابید ولی اون اقا رفته بود منم دنبالش میگشتم ک بچه رو بهش بدم در حال گشتنش بودم ک بیدار شدم اما جنسیت بچه مشخص نبود یعنی یه نوزاد خیلی کوچیک با لباس سفید و کلاه سرش خیلی ناز بود یعنی چی این خواب اخه خیلی قصه ازمایش میخورم
مامان معجزه خدا🐣 مامان معجزه خدا🐣 هفته هفدهم بارداری
میخام اینجا از روزای سختی بگم ک واقعا کم آوردم هرروز آرزوی مرگ میکردم آخه خدا چرا من چراا..
التماس خدا میکردم ی بچه بهم بده مگه من چیکار کردم که باید اینطوری بهم ظلم بشه
.دوسال تمام اقدام بودم هر ماه سر موعد ب امید تست مثبت پا میشدم تست میزدم و مث همیشه منفی میشد .خدا باشه شاهد من چ روزای ک زار نمیزدم برا خودم که چرا نمیشه ....
از طرفی فامیل خیلی بهم فشار میوردن که سه سال ازدواج کردی و فلان و تو نازایی چ حرفایی ک نشنیدم تو این مدت 😞💔
ولی گذشت صبر کردم همیشه ته دلم ی امیدی داشتم که بالاخره ی روزی میشه ی روزی خدا معجزه میکنه برام🤍😊
این ماهه کلن بیخیال بودم گفتم شد ک هیچی نشد کلن میزارم کنار بارداریو شاید قسمت من نیست مادر بشم 😭و قرار بر این شد که این ماه بشه آخرین ماه اقدامم ..موعدم رسید خبری نشد تاخیر خوردم گفتم مث هربار دیگه چون نامنظمی هم داشتم ،روز ۱۴اردیبهشت در کمال ناباروری تست زدم هاله داشت😑آمدم اینجا خیلیا گفتن مثبت ولی بیشتر خوندم گفتن ب هاله اعتماد نکن گذشت گذشت تا ۱۷»تستم پر رنگ شد
چقدر حس عجیبی داشتم همون جا خشکم زد سجدهه شکر بجا آوردم بعدشم رفتم آزمایش و...
فق خواستم بگم مامانی خیلی خوشحالم آمدی معجزه قشنگ من ❤️🥺
می‌دونی مامانی دوسال منتظرت بودم چقدر التماس خدا کردم
انشالله که سالم و سلامت هم بیای تو بغلم معجزه من 🥹🐣
انشالله که همه چشم انتظارا این حس قشنگو تجربه کنن🙏🏻
ی تشکر هم کنمم از کسایی که اینجا همش بهم امید دادن مرسی ازتون مهربونای من 💋🤗

بماند ب یادگار از ((پنج هفته پنج روز ))

خدایا شکرت 🙏🏻♥️

20/2/1405

19:04
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته چهاردهم بارداری
سلام خانمای عزیز.
نیت کرده بودم اگه جواب بگیرم بیام و تجربه م از باردار شدن رو اینجا بگم که انشالله بهتون کمک میکنه🙏
دکتر به من گفته بود این ماه بیا آی یو آی اما من یک ماه دیگه فرصت خواستم، ماه های قبل هم زیاد از خدا خواسته بودم اما این ماه چون میدونستم آخرین ماه قبل از آی یو آی یا آی وی اف هست دیگه از ته ته قلبم همه امیدم رو گذاشتم رو لطف و بزرگی خدا و به ائمه و معصومین متوسل شدم و ازشون خواستم که پیش خدا واسطه بشن و خواسته دلمو بخوان♥️♥️
عجیب نتیجه گرفتم یعنی یه شرایطی شد که مطمئنم توسلم جواب داد. شما هم در کنار درمان و داروهای پزشکتون حتما به هرکدوم از ائمه که احساس نزدیکی بیشتری میکنین و دلتون میگه، متوسل بشین و فقط امیدتون رو بذارین روی لطف خدا که بزرگترین اراده است🙏😇
"لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" این ذکر رو هم با اعتقاد قلبی کامل بگید♥️ انشاالله که به لطف و بزرگی خدای مهربون، به زودی دامن همه آرزومندا سبز بشه🙏 و از این به بعد هم هوای من و تو دلیم رو داشته باشه 🥰😊