۵ پاسخ

عزیزم مبارکه برامنم دعا کن

اتفاقا منم همین بود قضیه ام منم خیلی دلم شکسته بود وتواوج دل شکستنم ازش خواستم که معجزشو نشونم بده که خداروشکر شد

من وقتی که ناامید و شکسته بودم خدا معجزه شو برام فرستاد خدا میده ب وقتش ناامید نشید

خوندم پیاماتو
الان دارم گریه میکنم
توروخدا برای منم عا کن که منم مادر بشم چندساله چشم انتظارم ....

من اینقدر صحبت کردم با خدا اینقدر التماس کردم ایشالا ک جوابمو بده دستمو بگیره

سوال های مرتبط

مامان معجزه خدا🐣 مامان معجزه خدا🐣 هفته شانزدهم بارداری
میخام اینجا از روزای سختی بگم ک واقعا کم آوردم هرروز آرزوی مرگ میکردم آخه خدا چرا من چراا..
التماس خدا میکردم ی بچه بهم بده مگه من چیکار کردم که باید اینطوری بهم ظلم بشه
.دوسال تمام اقدام بودم هر ماه سر موعد ب امید تست مثبت پا میشدم تست میزدم و مث همیشه منفی میشد .خدا باشه شاهد من چ روزای ک زار نمیزدم برا خودم که چرا نمیشه ....
از طرفی فامیل خیلی بهم فشار میوردن که سه سال ازدواج کردی و فلان و تو نازایی چ حرفایی ک نشنیدم تو این مدت 😞💔
ولی گذشت صبر کردم همیشه ته دلم ی امیدی داشتم که بالاخره ی روزی میشه ی روزی خدا معجزه میکنه برام🤍😊
این ماهه کلن بیخیال بودم گفتم شد ک هیچی نشد کلن میزارم کنار بارداریو شاید قسمت من نیست مادر بشم 😭و قرار بر این شد که این ماه بشه آخرین ماه اقدامم ..موعدم رسید خبری نشد تاخیر خوردم گفتم مث هربار دیگه چون نامنظمی هم داشتم ،روز ۱۴اردیبهشت در کمال ناباروری تست زدم هاله داشت😑آمدم اینجا خیلیا گفتن مثبت ولی بیشتر خوندم گفتن ب هاله اعتماد نکن گذشت گذشت تا ۱۷»تستم پر رنگ شد
چقدر حس عجیبی داشتم همون جا خشکم زد سجدهه شکر بجا آوردم بعدشم رفتم آزمایش و...
فق خواستم بگم مامانی خیلی خوشحالم آمدی معجزه قشنگ من ❤️🥺
می‌دونی مامانی دوسال منتظرت بودم چقدر التماس خدا کردم
انشالله که سالم و سلامت هم بیای تو بغلم معجزه من 🥹🐣
انشالله که همه چشم انتظارا این حس قشنگو تجربه کنن🙏🏻
ی تشکر هم کنمم از کسایی که اینجا همش بهم امید دادن مرسی ازتون مهربونای من 💋🤗

بماند ب یادگار از ((پنج هفته پنج روز ))

خدایا شکرت 🙏🏻♥️

20/2/1405

19:04
مامان حسبی الله🫀 مامان حسبی الله🫀 هفته بیستم بارداری
خانمای چشم انتظار بیاین یه چی بگم خیالتون راحت بشه
راستش من این ماه ناامید بودم گفتم منفی هست بازم
دیگه تست نگرفتم
روز اول تاخیر ( ثابقه تاخیر هم دارم) گفتم پریود میشم دیگه ولکن گرفتم دمنوش تخم شوید خوردم یه عالمههههه
بعد از این ور با شوهرم رو متور سوار شدم یه جاهای می‌رفت گودال چلوچوله دار
با سرعت بالا یعنی از رو متور من می‌رفت بالا باز میوفتادم سرجام😂
یعنی میخام بگم خدا بخواد بده میده اون چیزی ک از آن توست از کنار تو نخواهد گذشت!
جالبه من این جمله رو همش این ماه میگفتم ک چیزی ک از آن توست از کنار تو نخواهد گذشت
و بعد با خدا همش حرف میزدم تو دفترم می‌گفتم خدایا اونی ک تو میخای همون بشه
ن اونی ک من میخام
تو بهتر از من می‌دونی صلاحمو تو بهتر می‌دونی چی خیره برام
توکل صدرصد کردم بهش
دوستای خوبم. ذکر حسبی الله رو زیاد بگید
و بهش فکر کنید
حسبی الله یعنی خدا برات کافیه برا همه چی
وقتی اینو میگی دیگه مهتاج اون حاجتت نمیشی
و بعد بوووم گشایش تو زندگیتون رخ میده و معجزه خدا رو می‌بینید

دنیا اینجوریه.
وقتی برات مهم نیست... بعدش میاد سمتت.
دلیلشم مشخصه...
خدا حساسه.
بفهمه چیزی برات خیلی مهمه ، بهت نمیده.
چون میگه : وجودت فقط باید درگیر خودم باشه.


بارداری بارداری فرزند پروری تست بارداری پوشک بچه
مامان نون خامه ای👶🏻 مامان نون خامه ای👶🏻 هفته سی‌وسوم بارداری
✨سلام.. بالاخره منم بعد یکسال و نیم اقدام باردار شدم.. من از اول بچگیم عاشق بچه ها بودم. چون خودم تک فرزند بودم همیشه تو حسرت داشتن ی خواهر یا برادر موندم.. بعدشم ک ازدواج کردم از خانواده دور شدم تو ی شهر غریب فقد خودم بودم و همسرم... آشنای دیگ این نبود پیشمون.. الان 4سال از ازدواجمون میگذره.. اوایل ازدواج من خیلی بچه میخواستم چون تنها بودم ولی همسرم مخالف بود... بعدش دیگ سنامون رفت بالا و اقدام کردیم... یسال من هی رفتم دکتر همچی سالم بعد عید دیگ همسرم رفت آزمایش داد ک دونستیم اسپرم هاش مشکل داشتن... دکتر دوتا قرص براش نوشت یکی ویتامین E بود اون یکی تقویت باروری اقایان... بالاخره همسرم دوماه مرتب اینارو مصرف کرد.. دیگ امیدی نداشتیم ب همسرم میگفتم برویبار دیگ ازمایش بده.. یا بریم ای یو ای... همه فکرا میومد سرمون... تا ایپ ک هفته پیش شنیدم دو نفر از تو فامیلامون باردارن اونام خیلی وقت اقدام بودن... خوشال بودم براشون ولی دلم از خدا گرفت ک چرا ب منم نمیدی.. چرا من و نمیبینی... و بالاخرع اینجوری شد ک چهار ماه بعد مصرف قرصا خدا خواست و من باردار شدم... اصلا فکرم ب بارداری نمیرف چون همه علائم پریودی و دارم... ولی دل همسرم خیلی روشن بود... امروز صب ک بیبی زدم از خوشحالی دوتامون فقط جیغ میکشیدیم و گریه میکردیم... ایشالا قسمت تموم چش انتظارا.. بخدا درکتون میکنم.. من خودم چقد میومدم گهواره بیبی مثبت میدیدم اشکم میریخت... خلاصه با همه اینا بیبی مثبت شد و بتا 900بود با ی روز تاخیر... انشالله ک نینی منم سالم و سلامت باشع و ب شمام نینی های خوشگل خوشگل بدع.... علائمام هم پا درد کمر درد تیر کشیدن تخمدان.نفخ زیاد تیر کشیدن ناف تا واژن درد نوک سینه
1404/10/15✨👣👶🏻