۹ پاسخ

والا یه حال خیلی بدیه هم خونه درگیر مریضیو رفلاکسو کولیک کار خونه که هیچ نمیرسم احساس افسردگی گرفتم

منم خیلی وقتا احساس افسردگی میکنم. با دوتا بچه خیلی سخته تا الان مامانم پیشمه وقتایی ک میره خونشون حالم خیلی بدمیشه چون اصن نمیتونم بیرون دربیام. هم دوس دارم این روزا زود بگذره بزرگ ترشن هم دلم ب این روزاشون تنگ میشه🥲

من ازاول رفتم بیرون کارامم خودم کردم تا۱۵روزکمکی داشتم تا۴۰روزدلدردایناهست بعدش همه چی اوکی میشه میادواکسن ۲ماهگی ک بازدخترموازاین روب اون روکردشیررررکم میخوره یه روزک اعتصاب کردکلا الان یه کوچولوبهتره حس میکنم این ماه اصلاوزن نگیره

من که قبلش هم استراحت مطلق بودم
بعضی وقتا میشه عادت ...
الانم فقط دو سه بار بچه رو بردم دکتر همین ...

میرم بیرون با بچه ولی خب شوهرم کاری می‌کنه ک ب آدم نچسبه هیچی..
یعنی زهر مار می‌کنه
نه اصلا گرسنه میمونم بعضی اوقات
تا الان ک حتی نتونستم خودمو تو آینه ببینم..

تنها تو‌خونم‌دلم‌گرفته میخام برم‌بچرخم میدونمم شوهرم بیاد بهش بگم باید بگ‌از صبح بیرون بودم خستم‌نمیبره‌ولی‌حوصله‌ندارم اصلا میخام چندساعت بچمو بسپرم بکسی‌ک اعتماد دارم برای خودم باشم فقط بخابم بیرون برم

خونه ام عزیزم همه کارای خونه رو هم خودم انجام میدم 🥲

من یه ماهه حتی حیاطم نرفتم به جز وقتی که میبردیمش دکتر😐😓😂😭

خونم والا هبچ کاری نمیتونم بکنم متنفرم از خودم

سوال های مرتبط