به نظرم بهترین دوره دوره دوستیه،نامزدی چرت ترین دورانه،کلا خانواده شوهرم رو مخن فکر میکنم تنم کهیر میزنه🤝🏻🗿
دوران نامزدی مامانم اصلا نمیزاشت حتی بریم بیرون😑
هیچ خاطره ی خوشی ندارم. ۲ سال نامزد بودم هرروزش گوه تر از روز قبل 😂
همش تو عشق و حالوووووووو 😈🤤
چه خاطره های قشنگی
بعضی هاشم ناراحت کننده بود
مادوسال نامزد بودیم بدترین دوران بود اصلا خاطره خوش ندارم خداروشکر گذشت🥴
منو شوهرم نامزدی پیش هم بودیم اکثرا بیرون میرفتیم زیاد بااینک ماشین نداشتبم پیاده باهم میرفتیم خیلی کبابی و فست فودی ووکافه رفتیم خیلی خیلی زیاد هنوزم هرشب میریم بهار تابستون پاییز زمستون کمتر ولی خب بچه اعصابم بهم میریزه بیرون شیطونه افتصاح ...
شوهرمخودش خیلی خوب بود
ولی متاسفانه از سادگی زیاد زود پرمیشد
بعد عروسبمون تازه فهمید چیبه چی بوده
فککن سر سرویس چوب که اون باید میخرید چقد پرش کرده بودن و سرچیزای کوچیک همشبحث داشتیم
تنها بدیش همین زود پرشدنه بود
من به شوخی بین مادرش وپدرش طرف پدرشو میگرفتم، یه روز صبح که مامانش نبود من و شوهرم و پدرش خونه بودیم، پدرش اومد گفت دیگه نبینم طرف منو بگیری مامان گناه داره به وقت ناراحت میشه طرف اون باش
من خیلی ناراحت شدم وگریه کردم
از اون به بعد هرچی میشد نه طرف مامانش بودم نه باباش
مثلا اگر باباش غذا درست میکرد مامانش میکفت نمکش کمه، باباش میگفت به نظر شماها چجوریه من دیگه طرفشو نمیگرفتم بگم خیلی هم خوبه
واقعا چه روز های مزخرفی. خدا خیر نده اونایی که گند میزنن به زندگیه بقیه نمیدونم چی بهشون می رسه. هنوز هم همونن و هر روز زندگی روبرام سخت تر کردن. کاش میشد جدا شم
شوهرم سرباز بود اومد مرخصی مادرشوهرم اینا ماشین مارو برداشتن رفتن شمال😐😂بعد ماهم دوتایی از غصه تو خونه داشتیم می پوسیدیم فقط فیلم می دیدیم😂اما دوران نامزدی با همه ی اوارگی هاش بهترین دورانمون بود همش بیرون ناهار شام ، همش مسافرت گردش و فلان، الان خونه نشین شدیم قدر اون روزارو میدونم🥲
وای خیلی دوران خوبی بود ، ما رفتیم تهران خونه عموش بعد جدا میخوابیدیم ، صبح بلند شد اومد اتاق از پشت بغلم کرد داشت شیطونی میکرد خواهرش عکس انداخت ، میگفت خانوادش سپرده دست ما ،دست از پا خطا کنی عکسو میفرسم واسه مامانش🤣
همش دخالت و دعوا خانواده شوهر و بین زمین و هوا بودم بلاتکلیف
شوهرم بهترین بود تو دوران نامزدی یک خاطره تلخ ندارم ازش همششش عشششق حال بود
من نامزد و اینا نبودم ۲۳ خرداد خواستگاریم بود ۱۱ تیر عقد جشنم نداشتم کرونا بود همون شب اومدیم خونمون
ولی قبلش دوسال دوست بودیم
اونجوری خیلی ام بهتر بود خانواده هام دخالت نداشتن
همش مسافرت و گشت و گذار بودیم
یه شب تو نامزدی همسرم اومد خونمون عصرش بیرون یه چیزی خورده بود هرچی گفتیم برا شام نموند بعد رفته بود خونه اخرشب گشنش شده بود رفته بود یه چیزی بخوره مامانش یه فتنه به پا کرده بود که بچم و گشنه فرستادن خونه شام ندادن به بچم 😐
دوران نامزدی بهترین دوران زندگیم بود واقعا خیلی خووووووووووب بود یادش بخیر
ما رفتیم شمال با خانواده شوهرم
مادرشوهرم نمیذاش اتاق بخابیم
میگف مامانت گفته مواظبت باشم🫥🫥🫥
ای سقط بشی زن الهی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.