۷۲ پاسخ

شب عروسی عروس خانم پریود بود
تا یه هفتههه🥲😂😂🤌🏻

کلش افتضاح بود گلم بحث ناراحتی دخالت دیگران خراب کردن عروسیم و... تا یکسال همش گریه کردم هر روز
میخواستم تولدی برای خودم تو سالن عروسی بگیرم بیخیال شدم😊💔

اونقدر از اون شب بدم میاد که کاش وسط راه تصادف میکردم میمردم

ما داشتیم خونه ی مشترکمون رو بازسازی میکردیم و بخاطر بدقولی بنا هنوز آماده نشده بود. شب عروسی خونه ی مادرشوهرمم کلی مهمون از شهرستان اومده بود و کیپ تا کیپ پر آدم بود. همشونم میخواستن بمونن
اینجوری شد که من جا واسه خواب نداشتم و بعد عروسی دوباره رفتم خونه ی بابام بخوابم 😂😂😂😂

زیر بغل لباسم پاره شده بود 🤣🤣🤣

شب عروسی چون خونمون یه شهر دیگه بود
قم موندیم شب خوابیدیم خونه مامانم 😂😂

کل عروسیم تو ذهنم مونده از بس گ و ه بود با بدبختی و با دعوا با برادر شوهرا عروسی گرفتیم از ۲ماه قبل عروسیمون درگیر بودیم باهاشون چون شوهرم پدر مادرش فوت شدن خودشون و خر بزرگ میدونستن عروسیمونم تو حیاط اونا گرفتیم آخر سرم بهمون شام ندادن ساعت ۴ صبح جاریم یادش افتاده بود شام نخوردیم واسمون فرستادن کلا به جز ارایشم و باغی که رفتیم عکاسی دیگه هیچی به دلم نبود هیچوقت حلالشون نمیکنم هیچوقت

من اومدم از تالار خونه ی لباس راحتی پوشیدم و موهامو باز کردم و خوابیدم واقعا خسته بودم اما اینم بگم عملیات نداشتیم من یک ماه بعد عروسی تونستم موفق بشم ترس از رابطه داشتم ،پاهام و وا نمیکردم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

همین ک نشستم رو صندلی میکاپ بشم از استرس پریود شدممم بعدم دیجی آهنگ تانگومونو یادش رفته بود بزاره ما هم یادمون رفته بود فردای عروسی فهمیدم ک ما تانگو نرقصیدیم 😐😂😂😂چقدرم تمرین کرده بودیم

من شب عروسیم خیلی استرس داشتم و ی جوون از فامیل های نزدیک فوت نرده بود عصرش خیلی ها نیومدن همسرم غریب بود از وقتی فهمیدم از شدت استرس پریود شدم با همسرم اومدیم خونه دوتا پ ی ک مشروب خوردیم حالم عالی بود عالی ...رسیدم تالار همه توقع داشتن داغون باشم خودم مراسمم گرم کردم 😂😂😂بعد اقوام همسرم تهران عروسی دختر خالش بودم ی شب قبل عروسی ما....اصلا ی وضعیتی بود ولی در مجموع خوش گذشت ..جاریم از حسادت اصلا طرف ما نیومد و پا نشد ساعد دوازده اومد گفتم عه کجا بودی چرا الان اومدی اصلا نیومدی😂😂😂😂ی دست دعوا با همه گرفتم یکسال قهر بودیم کلا جاری مزخرف حسودی دارم

قبل ورود به تالار گشنمون بود رفتیم رستوران غذا گرفتیم منتظر بودیم آماده شه گفتن بیایین ما نشستیم تو ماشین غذامون خوردیم بعد رفتیم داخل 😂😂😂
صبح هم خودم ماشین عروس برداشتم رفتم آرایشگاه

انقدر خسته عکاسی تو باغ بودیم بعدش رفتیم خونه دخترخالم زنگ زدیم رستوران گفتیم هرغذایی که امادس بیار فقط زود بیار دمش گرم ۱۰ دقیفه ای اورد انقدرم خندیدن😅😅 بعدش من نشسته تو لباس خابیدم ولی شبش تالار ترکوندیم دخترخالم میگفت نه به حال غروبتون نه الانتون😂

تصویر

خدا باعث بانیشو لعنت کنه داغ عروسیم تا ابد به دلم موند ایشالله داغ عروسی عزیزاش به دلش بمونه هروقت بهش فکر میکنم اعصابم خورد میشه اصلا فیملمامو نگاه نکردم تو این چهار سال عروسی میرم تا چند روز حالم بده

من شب عروسی یقه لباس داماد رو رژی کردم ترسیدم بهش بگم 🤣آخر شب بعم گفت دوستام بهم تیکه انداختن

تودوران کرونا عروسی گرفتیم متاسفانه چندماه بحث داشتیم خانواده ما با خانواده شوهرم ...من میگفتم صبرکنیم بعدا تالار عروسی بگیریم اونا میگفتن نه دیگه باید برید خونتون چون وسایل هارو برده بودیم ..خلاصه آخر مراسم گرفتن ولی ب چه گندی ..مادرشوهرم گند زد ..تو خونشون عروسی گرفتیم جلوهمه اومد دعوام کرد بغض داشت خفه ام میکرد خردم کرد جلو همه فامیل و همسایه ها بدترین روزای عمرم بود 😓💔

عروسی من بد نبود ولی هیچی به من نگفت عروس واسه برقصه تا ابد داعش به دلم موند چون خیلی دوست داشتم برقصم تنهایی همیشه به شوهرم میگم خواهران چقدر نفهم بودن اصلا به نگفتن برقص 16ساله ازدواج مردم ولی هیچ وقت یادم نمیره

چی کامنت های باحالی😂😂😂🤌🤌

ولی بدترین شب عمرم بود

رقص تانگو رو دوبار ازمون گرفت عکاسمون خیلی مزخرف بود اما تو آتلیه خیلی خوب شد

ما شب عروسیمون بعد تالار همسرم باغ گرفته بود سونا جکوزی استخر همه چی داشت کل عروسی هردوذوق زده ازاینکه میخوایم بعدش بترکونیم وقتی رفتیم باغ یادمون اومد هیچی خوردنی نیاوردیم غذاهم نخورده بودیم درست و حسابی تا فرداظهرش فقط همدیگه روفحش میدادیم حتی اب برای خوردن نداشتیم🤣
بعد فکرکنین توماشینمون دوپرس غذابود همونم مادرشوهرم برداشته بود برده بود خونشون🤣🤣🤣

اون روز خیلی سعی کردم دعوا نکنیم قهر نباشیم تلاشمم خیلی خوب بود تا رسیدیم جلودر بحث کردیم🤣چون آشنا هست نمیگم کی باعث دعوامون شد خدا خیرش نده

بدترین خاطره عمرم🥲

هیچی از یه هفته قبل خواب و خوراک درست نداشتی اون روز ارایشگاه و فیلم برداری روز تموم ک شد من گفتم گشنمه🤣🤣 با لباس عروس رفتیم توی فست فودی 🤣
برگشتیم تو ماشین خابمون برد همه دنبال عروس داماد راه افتاده بودن ک چرا دیر کردن🤣🤣🤣🤣🤣

برا من شب خوبي بود هم حسابي رقصيدم هم دوستام و فاميل سنگ تموم گذاشته بودن فقط تنها چالشي ك داشتيم گوسفند نرسيده بود ما همش دوررر شهر ميچرخيديم برا عروس كشوني 😂

صبح قبل رفتن به آرایشگاه ناخن یک انگشتم گیرکرد به کشو کلا با کاشت و بلند شد
تا شب ورم کرد و درد میکرد
فرداش رفتم ریمو کردم 😑

وایی خدا چقدر قشنگ عکس از روبه رو خودت نداری

من تازه پریود شده بودم اونم تو ارایشگاه
😂😂

عروسی نه ولی شب حنابندون خواهر شوهرم ک صدا زدن خواهر دوماد بیاد موقه حنابستن خواهر شوهرم اومد به شوهرم سلام میکنه ودوربینم زومه زومه روش 😅😅😅

برا ما همه چی اوکی بود،فقط موقع ورود ب تالار اسپند اوردن انقدر استرس داشتم هول کرده بودم اسپند دور سر شوهرم چرخوندم بد ریختم تو سرش😐😂بدبخت سر شوهرم کلا دونه های اسپند بود

من ۴ ماهه حامله بودم از بس رقصیدم مادرشوهرم گفت بشین یه لحظه منم گفتم عروسیم فقط یه شب
هیچکس به غیر از خانوادهامون نمیدونست من حاملم

من خونم کنار خونه پدر شوهرم بود 💩 آخر شب از تالار اومدیم خونه جوون ها آهنگ گذاشتن برقصن ,0 پدر شوهرم اومدم ر.ی.د تو مجلس دعوا کرد گفت جمع کنید برید آخر شب چه صداییه ... هیچوقت کارش یادم نمیره ابروم جلو فک و فامیل رفت

ما که مهمونا تا ده نیومدن فقط خودیا بودن فیلمامونم همش عجله ای شد داماد همش سمت خانوما بود ، آخر شب بالون برامون اومدن بدن هوا که درخت دم در تالار آتیش گرفت که البته عروس دوماد هم جیم فنگ زدن 😅

جاریم لباس سفید چین دار پوشیده بود اولش همه فکر کردن اون عروسه ببین یجوری بود ک اخر شب شنلش با من جابجا شد وااای فکر کن اخه حسادت تا کجاااا؟؟!!

اما من عروسیم شد بدترین خاطره عمرم ...آخه بابام راضی نبود از اولش وعروسیم هر چی چشم انتظار موندم نه خودش اومد نه گذاشت مامان وخواهر برادرام بیان وسط خانواده شوهر احساس بی کسی وغریبی میکردم کل فیلم عروسیم بغض کرده بودم جوری که آخر شب منفجر شدم وزدم زیر گریه تلخ ترین شب زندگیم بود

خدا لعنت کنه آرایشگرمو شبیه زامبی شده بودم.

صبح رفتیم باغ ظهر رفتیم آتلیه شوهرم رفت ساندویچ خورد بدون اینکه به من بگه میره من توی یکی از اتاقای آتلیه بودم هی میکفتم مهدی کجاس اونا لو نمیدادن حالا نگو آقا رفته ساندویچ بخوره سس قرمز ریخته روی پیراهنش اومده بالا با کمک عکاس اینا دارن میشورن تمیزش کنن که من نفهمم جالبه که نفهمیدم بعدا گفت بهم
یکی دیگه هم اینکه مادربزرگ شوهرم اومد شاباش ریخت روی سرمون بچه ها اومدن زیر دست و پاش که جمع کنن(اون موقع خیلی این کارو میکردن یعنی سال ۸۹) مادربزرگش تعادلش رو از دست داد افتاد

من عروسی نگرفتم💔

ما برعکس شما زود بود کارامون الیته ک اولش آرایشگر دیر آماده ام کرد ب باغ نرسیدیم
دیگه برا همین ۲‌.۳ساعتی تو شهر میچرخیدیم تارا رفتیم پیتزا هم خوردیم گرسنمه ام شده بود

عی لعنت به عمه شوهرم🥲🤣
عوضی اومد نمک بریزه رو سرمون
مستقیم ریخت تو چشمای من🥲🥲🥲🥲
موقعی ک داشتیم دو نفره میرقصیدیم

من تو باغ موقع عکاسی زمین‌خوردم لباس عروسم استین بلند بود ی استینش کلا دراومد از رو دوخت شد استین حلقه ای🤣یکیش استین بلند با بدبختی نخ سوزن صاحب باغ اقاهه برام دوختش تا بتونم چهارتا عکس بگیرم اماانقد عصبی بودم تو همه عکس ها بزور خندیدم باهمه بحثم میشد تا رفتیم‌مزون لخت شدم درستش کرد (حالا مزونی هم مگه‌میومد میگفت اخرهفتس رفتم مهمونی انقد قسمش دادم اومد)درنهایت تمام‌مهمونا منو دیدن جریانو‌میدونستن فقط نیشخند‌میزدن 😅و اصلا عروسیم بهم‌خوش نگذشت ما شام تالار رزرو‌کرده بودم برامون از شام مهمون اوردن کارد‌میزدی‌خونم درنمیومد

روز عروسیم مزون لباس، لباس ی عروس دیگه رو اشتباهی برا من فرستاده بود من وقتی کاور لباسو باز کردم یه دور سکته کردم و پریود بودم 😵‍💫

زیربغلم پاره بود تو فیلمم افتاده 😂😂هیچ خریم نگفت پارست جمعش کن احمقا

داشتیم میرسیدیم به تالار خواهرشوهرم زنگ زد که کدوم تالاره عروسی وای چاقو میزدی خونم نمیومد
گفتم یعنی هنوز نرفتن خو الان که ما میرسیم کی میخواد بیاد جلو عروس داماد
از استرس دعوا کردم با شوهرم کلا دیگ ضد حال شد جفتمون تو لک بودیم
بعدا فهمیدم اون خواهرشوهرم بنده خدا کلا کنده بقیه تالار بودن

چشمم ب لنز حساسیت داده بود هیچیو‌ نمیدیدم‌کور مطلق بودم😫😂هرکی میومو سلام بده نمیدیدمش

عروسی ما اسفند ۹۹ بود؛ اوج کرونا.
گفتن اگه تعداد مهمونا بیشتر از ۷۰ تا بشه میان داماد رو دستگیر میکنن میبرن😂😂 چون عروسی قبل از ما تو تالار بغلی یه نفر کرونا داشت و هممه بعدش مریض شدن.
ما تعداد مهمونامون خیلی کم بود ولی هممه تو وسط بودیم
منم انقد رقصیدددم با خواهرام و مامانم
خیلی خوش گذشت به همه 🥰❤️

ما واسه رقص تانگو اصلا نه آهنگ انتخاب کردیم نه تمرین کردیم تو باغ عکاسی فیلمبردار یه اهنگ پیشنهاد داد خوشمون اومد فقط چند بار گوش کردیم همون اولین بار که باهاش رقصیدیم تو جشنمون بود .خییلییییی هم خوب از آب در اومد🥹😍🫠

من عروسیم اوج کرونا بود منم دیر رسیدم همین رسیدم دوتا اهنگ گذاشتن شام دادن اون موقع تالار زود میبستن بخاطر کرونا برقا خاموش کردن عروسی تموم شد🥲

اولین نفر وارد سالن شدیم فیلمبردار اومد دید هیچکس نیست مارو کرد تو اتاق شام که مهمونا بیان تیپ و قیافه عروس لو نره گرما بود یکم ارایشم خراب شده بود خیلی خیلی گرماییم

ما از آتلیه و عمارت که اومدیم زود بود بریم مجلس اومدیم خونمون خوابیدیم با شوهرم ساعت پنج و نیم پدرشوهرم بیدارمون کرد که بریم مجلس اینم بگم همون جوری که‌خوابیدم همون جوری از خواب پاشدم ینی تکون‌نخورده بودم موهامم خراب نشده بود خداروشکر 😂
برا هر کی تعریف میکنم برگاش می‌ریزه 🤣🤣

از روزش که بگم ر ید تو موهام از یه طرفم گشنه بودم عصبیییی😂😅
شبشم خوابیدیم😂😂

واسه من همه چی خوب بود . فقط جلو در اسپند آوردن من گیج شده بودم اسپندو پاشوندم تو صورت شوهرم😂😂😂😂 . وقتیم رفتیم داخل یکی از فامیلای شوهرم ی مشت شکلات انداخت تو سرمون😂😂وای تو فیلم قشنگ قیافم معلومه چقدر سگ شدم😂😂😂🍆😂

اینم بگم از اول تا اخر مراسمم میرقصیدم . فیلممو میبینم هی میگم چرا نمیرفتم بشینم من اخه😂

من فامیلای شوهرم ۲ قبل عروسی اومدن موندن تا یک هفتع بعدشم موندن و من تا یک هفته تو بغل خواهرشوهرام میخوابیدم و عملیات نداشتیم

داداشم موقع عکاسی باهامون شوخی میکرد یهو پاش گیر کرد افتادم وسط گل تو باغ صورتم حفظ شد لباس عروسم ماهی بود با دنباله خیلی زیاد دوخته بودن برام هیچی رفتیم ی لباس عروس از نزدیک ترین جا اجاره گردیم نصف عکسام با لباس اصلیمه خیلی غصه خوردم چون کلی پز لباسمو داده بودم شوهرمم میخندید میگفت خدا گذاشت تو کاست

یادش بخیر با لباس عروس پفی چقدر سخت بود سوار ماشین شدن🙃

من اومدم از استیج برم بالا ی پام افتادم از زانو تا مچ پام بریده شد ب روی خودم نیاوردم، کسی هم نفهمید ولی ی سره میسوخت ، اومدم شب خونه دیدم کل زیر لباس عروس خوووون،

درخواست دادم عزیزم

ما زود رسیدیم از باغ تالار عروسی سر کوچمون بود ساعت ۵ بعد از ظهر دوستان زو صدا کردیم نشست کردیم سیاه مست قشنگ بعد اونا رفتن تالار ولی ما وقت داشتیم ۱ ساعتم تو ماشین خوابیدیم رفتیم تو ترکوندیم دوستامون ک قشنگ رو ابرا بودن ما باز بهتر بودیم

میخاستم با پدرم با اهنگ ی دختر دارم و اینا برقصیم باند خراب شد و درستم نشد 😑😑😑😑😑

ماهم دیر رسیدیم

منم هیچوقت دوستدارم فیلم عروسی ما ببینم ازبس شوهرم استرس داشت همش می‌گفت کم نیادغذا نمدونم چی نشه چی بشه همش با استرس گذشت اصلا خوش نگذشت ازم

سال 99 بود اوج کرونا همه گفتن نگیر اما من گرفتم
فقط حیف که جمعیت کمی بودن کلا 150 نفر میشدیم فکر کنم سمت من فقط 300 نفری هستن منتها بی خاصیت 😏
اون روز تو با همسر قهر بودیم منتها تو فیلم انقدر خندیدم که اصلااااا معلوم نیست 😊
راستی چرا من جز عکس از توی تالار ندارم دسته جمعی با مهمونا!!؟ ؟؟؟ 🤔 🤔 🤔 🤔 🤔 🤔

ما ترک بعد از تالار رسم داریم میریم جلو در خونه عروس و داماد بزن برقص داریم پسر دایی پدرشوهرم اون شب مراسم و زود تموم کرد گف گوسفند و بیارید جم کنید شوهرم میگ حسرت ب دلم موند با خانواده هامون برقصیم…

علاوه بر چالش هایی ک قرار بود بگیریم و عکس هایی ک یادمون رف...
حسرت تو دلم موند ک با بابام رقص داشتم و نزد واسمون و بابام تو فیلمم اصلا نیست 🥲فیلمم ک میبینم وفتی دارم میرقصم بابام اومده میینتم ک فک میکنه بعدش با خودش رقص دارم اما نزد واسم و منم فکر کردم ک بعدا میزنه و و نزد بغض خفم میکنه و گریه میکنم ک چرا بابام نیست اصلا 😭

من دیجی عروسیم دیر رسید خیلی حرص خوردم 🤐

من خانواده همسرم شدیدا مذهبی بودن و اهنگ نداشت عروسیم
دوستام اسپیکر کوچیک اورده بودن نوبتی میگرفتن میرقصیدن با اسپیکر🤣🤣
بعد ادمای دوماد رو میز تنبک میزدن ک صدای اهنگ رو نشنون چون یسریا بلند میشدن میرفتن

رقص دو نفرمون خیلی خوب بود همه تعریف کردن،بعدش رقص معمولی بود،شبیه سکینه دیوونه میرقصم،اصلا نمیخوام اون قسمت فیلم رو ببینم،نمیدونم چرا اونجوری رقصیدم😢

روز عروسیمون لباس عروسمو دیر اوردن وقتی هم ک اوردن آستینش خراب شده بود بردن درست کنن ساعت یک و نیم آوردن من کلن نیم ساعت تو باغ و عمارت عکاسی کردیم. خیلی بد بود

شوهرخاله شوهرم رفت لپ تاب دیجی بست نزدیک بود دعوا بشه سری شوهرم گفت شام بدن بعدش که مراسم شروع شد دیجی رقص نور روشن نکرد هروقت فیلم میبینم ناراحت میشم🙃🙃🙃

ما زودتر از همه رسیدیم و به دورم‌تو سن رقص تانگومونو تمرین کردیم تا مهمونهابرسن
همه چی اونشب رو برنامه بود
ساعت ۱۲ونیم شب من باصورت شسته و تاپ شلوارک پوشیده رو‌تخت دازکشیدم و شببخیرگفته نگفته غششش کردم

من که عروسیم تو کرونا بود
اومدیم خونه اومدم کمدو باز کنم لباس بردارم برم حموم میله کمد افتاد همه چی ریخت
هیچی پیدا نمیکردم
پریودم بودم😂😂😂

من فيلمم فيلم بردارم ريد توش كلا پاك شده بود هيچي ندارم فيلم جز يه البوم شب اخر عروسيمم قهر بودم با شوهرم

منم ۹:۳۰ رسیدم🤣🤣🤣

فیلمبردار از باغ ک رفت گف میام تالار دیر کرد لحظه ورودمون تو فیلم نیست😒

سوال های مرتبط