حق داری
طبیعیه
ولی خب اگه دنبال راهکاری
"پذیرش"
باید بپذیری که دیگه ادم قدیم نیستی نه خودت نه شرایطت
از دیگران کمک بگیر
مثلا یه روزایی یه تایمایی دخترتو نگه دارن
واسه خودت وقت بذار تنها
یا یه تایم دو ساعته خودت و شوهرت
بد میگی تایم زیادی همسرت باز کنارته
همسر من از صب تا شب سرکاره و من با پسری دست تنهام
عزیززم من درکت میکنم منم بیشتر اوقات اینجوری میشم و خیلی به زندگی قبل بچه دار شدنم فک میکنم بشدت دلم تنگ میشه واسه اون موقع ها
اره طبیعیه منو شوهرمم همینو میگیم ولی اوایل برامون سخت بود الان برامون عادی شده از بس برا خودمون زندگی نکردیم تو این هشت سال دیگه دومی ک اومد عادی بود برا بچه ها بریم خرید بخاطر بچه ها جایی نریم سرده بخاطر بچه ها جایی نریم گرمه همش بچه هامون و این پروسه ی مادر شدنه حتی اون مادری ک بچشو میذاره میره سر کار و نیست بخاطر آینده بچشه
چقدر حرفا و حسای منو گفتی منم دلم انگ میشه برای روزایی که مجرد بودم و این همه مسئولیت و اعصاب خوردی نبود اما بقول همسرم باید قبول کنم که همه اینا بخشی از زندگیه و باید بپذیرم
ببین هرموقع این افکار میاد سراغت اصلا بهش محل نده
اصا آقا بزار بیاد سراغت این فکرا و این حسا
بعد تو با خودت بگو مهم نیستی برام هی بیا بیا ببینم میخوای چیکار کنی
توجه نکن بهش
مطمئن باش نتیجه میگیری
همه دلشون برای اون لحظه های دونفره تنگ میشه شاید دیگه هیچوقت نشه ب اون دوران برگشت ماهم خسته میشیم منم خیلی روزا غر میزنم که برای خودم تایم ندارم هیچ کاری نمیتونم بکنم بیرون نمیتونم برم ولی انقد زود بزرگ میشن
موقع مدرسه رفتن میشه تایم دارین برای باهم بودن
از سه سالگی مهد بفرستیش برای خودتون تایم دارین
سعی کن حال دلتو خوب کنی و قبول کنی که دیگه زندگیتون ی فرشته کوچولو داره که همچیزو تغییر داده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.