۸ پاسخ

روحم نیاااز داره

مثبت نگر باش انشاالله خوب میگذره
برامن هفته ۳۳ واقعا عین حلزون گدشت انشاالله همه بخیر بگذرونن روزارو

عزیزدلم ب سلامتی منم دقیقا ماه هشت برام پر استرس ب خاطر زایمان قبلیم..ایشالا ک همینجا تایپیک بزاری از ورود ب ماه نهم ..وبعدشم عکس گل پسرتو ❤️❤️❤️

برا شمام ماه هشتم نمیگذره؟؟؟من چند روزه همش ۳۰ هفتمه🤦🏻‍♀️😂

منم فقط حالم با رفتن خونه خودم خوب میشه خیلی حالم گرفته اس 🥹

منم الان بشدت خونه خودمو میخاااد اخ ک چقد روحم ب خونه زندگی خودمو اشپزی و غذا های خودم تنگ شده

ایشالا به سلامتی بقیه راهو سپری کنی عزیزم 😍

مگه الان کجایی

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا و ائمه مامان هدیه خدا و ائمه هفته سی‌وسوم بارداری
پایان ماه هفتم...!!
‎و فقط دوماه تا تموم شدن این داستان شگفت انگیز زمان مونده..
‎مثل بیشتر مامان اولی ها ذوق و ترس باهم تو وجودمه!هم دلم میخواد زودتر نی نی مو بغل بگیرم،نگاش کنم،بوش کنم،قرون قد وبالاش برم..هم میترسم..یجورایی دلم میخواد تو شکمم باشه!از آینده میترسم!از مسعولیت ها میترسم!از حال و احوالم میترسم!از اینکه نتونتم از پس کارام بریام!کارم بشه گریه و افسردگی...!ولی خوب چه بخوام چه نخوام دوماه دیگه به امید خدا فصل تازه ای از زندگی قراره برام شروع بشه..پر از رمز و رازهای مختلف،چالش های متفاوت،غم ها و شادی .
هایی که حسشون برام متفاوته...!
‎ماه هفتم ماه سنگینی بود برام!هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی...حساس تر از همه این ماه هایی گذشت بودم،با کوچکترین حرف گریه کردم و بعدش سرزنش کردم خودمو.سنگینی جسمم رو هم از این ماه به وضوح فهمیدم..امیدوارم این دوماه اخر به زیباترین شکل ممکن برام سپری بشه!راستش اصلا دلم برای ماه هفتمم تنگ نمیشه،چه خوب که تموم شد😅😅
‎توکل به خدا...امیدوارم این داستان برای هممون به یکی از شیرین ترین داستان های عمرومون بدل بشه که با تعریف کردنش وبا
نگاه به ثمره وجودمون همیشه ذوق کنیم☺️☺️❤️

بمونه همینجا...۱۴۰۵/۵/۱۷