یعنی لجباز تر از دختر من فک نکنم بچه ای باشه ای خدا واقعا نمیدونم چطور برخورد کنم باهاش موندم
حدودا دوساعت پیش من و افرا رفتیم حموم اومدیم بابای افرا میخواست بره بیرون یه کاری داشت گف شماهم بیاین ماهم همراش رفتیم اونجایی ک ما رفتیم یه فضا بود حدودا ۱۰الی ۱۲تا اجر انگاری بچه ها قبلش بازی کرده بودن یه دایره ای تشکیل داده بودن با اجر وسطش خاک بود افرا عاشق خاک بازیه بدو بدو رفت وسط این اجر ک خاک بودچون تازه حموم بود بهش گفتم افرا خاکه لباست خاکی میشه تازه حموم بودی بیا بیرون مامان دیدم یه جیع زد اَه بکارش ادامه داد گفتم نهایت فقط دست نیزنه خب دستسو میشورم دیدم ن کار بجاهای باریک تر کشید رفتم پیشش دستشو کشیدم گفتم بیا بریم جیجیک ببینیم بریم پیش بابا ببینیم کجاس دستشو کشید دوباره رفت توخاک داره روخودش خاک میریزه صدامو یکم بردم بالا وای نمیدونین این دختره چیکارکرد که اول باحالت حرص اجر رفت با دوتادستش بلند کنه نتونست روی خاک قشنگ دراز کشید اجر بود اجر گاز گرفت کرد دهنش بعد با لگد اجرارو اینطرف اونطرف انداخت همچنان با جیع نشست زمین تموم خاک پخش پلا کرد یعنی بین این همه ملت درحال رفت امد نابودم کرد یعنی چرا باید انقدر لجباز باشه این بچه لجبازیش فقط واس امروز نیست کار همیشگیشه یا باگریه با جیع و داد و...کارشو میخواد پیش ببره تو این مواقع صبوری میکنم حواسشو پرت میکنم یه خوراکی بهش میدم یا عکسی فیلمی چیزی نشون میدم گاهی هم بی محلی میکنم بخدا دروع نگم شاید قشنگ نیم ساعت گریه کنه موندم تو تربیتش اخه
فرزندپروری
کودک
مای بیبی
رفلاکس
تب
واکسن

تصویر
۱۰ پاسخ

مامان افرا درخواست دادم عزیزم

بله از افرای شما لجبازترم هست. افرای من😫😫😫😫

دختر منم همینجوریه

دختر منم اینمدلی هست

عزیزم تو توقع داری بچه تو این سن بفهمه من دوقلو ها بردم حموم اومدن لحظه سشوار دوبار گند زدن ب قیافشون

خیلی لجبازه 😳ینی متوجه حرف شما شد و این کارارو کرد؟!؟؟پس دختر من خیلی مظلومه بمیرم براش
ی چیزی خطرناک باشه یا جای خطری باشه میکشمش اینطرفتر ناراحت میشه ی گوشه گریه میکنه زود سرشو با چیزی گرم میکنم یادش میره🥺دلم براش سوخت

لجبازی از دو سالگی شروع میشه
الان اینا اسمش لجبازی نیست..

آخه بچه دوست داره به هدف و لذت خودش برسه
براشون مهم نیست چی توو ذهن ماست
پس وقتی جلوشونو میگیریم عصبی میشن پسر منم همینقدر یه دنده ست

ببینن به فیس صورتشم میاددد از اون فضولای روزگاره خدا کمکت کنه اول بسم اللهیم همگی😅

تایپینگ هام ببینید تخفیف ویژه گذاشتم مامان های دختر دار ❤️

سوال های مرتبط

مامان نرگسم مامان نرگسم ۳ سالگی
پای الان یه اتفاقی برام افتاده تقریبا دارم خودمو. میخورم ینی از هرس انقددددد اعصبانیم خدا بدونه چقد بعضی ادما دهاااتی احمققق و گاااووو هستن فقد خدا بدونه...خونه مامانمینا هستم بعد عموم بغل خونه ایناس تو حیاطشون عمم دخترعموهام دخترعمم با زنداداش زنعموم و خاهرش و مادرشم بودن‌‌..خلاصه شلوغ بود منم رفتم فلان زنداداش این زنعموم ی پسر داره چهل شب از دخترمم کوچیکتره بعد از دسته ادماس ک بچه تکون بخوره از پیشش قیامت میکنه همیشه هم بچش مریضه لاغرر مونده چطور.دخترمن اومد باهاش بازی کنه بعد دستشو کشید این بشینه دیدم مامانش داد زد وای وای فلان..رفت پسرشو اورد بعد موهای دخترم خیلیی فره قشنگ دستشو دیدم موهاشو از پشت کلش کشید دخترم با بغض نگاش کرد همینطور موند..دیگ هیچی نگفتم بهش..میرفت نزدیک نرگسم بچه چشماشو میزد بهم فک میکرد میخاد بزنتش ازش میترسید دوباره یکم بعد دخترم اومد با دمپایی بچههه ور رفت اونم یه مصنوعیه حالا هیچ زمینم نخورد مادرش کنارش بود گرفتش.بعددد خداا دوباره دیدم دستشو برد پشت سر دخترم موهاشو کشید🤬🤬🤬گفتم اونا بچن مگ توهم بچه ای موشو چرا میکشی بچه رو زدم زیر بغلم اومدم خونه مامانم.زنعموم نیم ساعت دیگش اومد ناااراااخت زنداداشم گفته شماچرا اینجوری هستین دیگ غلط بکنم بیام اینجا.گفتم چرا موهاشو کشید گف نه گفته داشتم نازش میکردم گفتم حالا خوبه اونجا بودید دوبار یان کارو کرد نمیدونم چطور باید گذاتش تو روی بعضیاااا الهی دستاش بشکنه بحق علی موی دختر یک سالو نیمه کشیدن داره
مامان هدیه امام حسین مامان هدیه امام حسین ۱ سالگی
وای خانما یه چیزی یادم افتاد باز بدنم افتاد رو لرزش از ترس😬
چند وقت پیش پسرم ک برده بودم حمام بعد که از حمام اورمش بیرون، میخواستم موهاش خشک کنم بدش میاد از سشوار اصلا نمیزاره اینجوریه ک اون بدو من بدو، بعد دیدم نمیزاره ی گوش پاک کن دادم دستش سرگرم باشه وای یه لحظه دیدم جیغش رفت هواااا گرریهههه... بعد دیگه اصلا یادمم رفت ک گوش پاک کن دادم دستش ازش بگیرم
وای بعد نگاش کردم دیدم گوش پاک کنه اون قسمت پنبه ای ها کنده شده، بعد خود گوش پاکن هم از وسط دولا شده بود بعد اینم تو گوشش کرده بود گریه میکرد🙄فک کنم زده بوده بالای گوشش فشارش داده بوده کج شده بوده گوش پاک کنه...
خلاصه هیچی دیگه من مردم از استرس گفتم این دیگه کرده رفته ته گوشش دیگه پاره شده... همش چک میکردم خون نیاد گفتم الانه ک خون بیاد از گوشش یعنی مردمو زنده شدم... 😤خیلی حس بدی بود
اصلا گوش پاک کن بنظرم مزخرف ترینه... من خودمم خاطره خوبی ندارم ازش همیشه با ترس استفاده میکنم واسه خودمم...








قطره آهن
قطره مولتی ویتامین
مامان نورا خانم مامان نورا خانم ۲ سالگی
تجربه واکسن۱۸ماهگی
دیروز ساعت ۹:۳۰بود رفتم مرکز بهداشت و واکسن نورا رو زدم واکسن که زدم همونجا بهش استامینوفن دادم باهم پیاده رفتیم براش بستنی خریدم و آبنبات چوبی.نزدیک به چهل دقیقه پیاده روی کردیم باهم رفتیم خونه تا ساعت یک بازی کردی بعد نورا خواب رفت چهل دقیقه ای خواب بود وقتی بیدارشد شروع کرد گریه کردن تمیتونست راه بره خیلی گریه میکرد که من ترسیدم و اومدم پیام گذاشتم و سوال پرسیدم که تا کی این درد ادامه داره و.....
حدودا ساعاتای سه یا چهار بود دیدم یهو بلندشد راه افتاد اولش یکم گریه کرد اما راه افتاد و شروع کرد با بچه خواهر بازی کردن شب هم یه سر بردمش خانه بازی اونجا هم بازی کرد ساعتی نه ونیم شب یهو تبش رفت بالا که با شیاف کنترل کردن هر چهار ساعت یکبار پارکید دادمش فقط یبار بروفن و شیافش کردم امروز دیگه قشنگ داره بدی می‌کنه مثل روزای دیگه الان ۲۶ساعت از واکسنش گذشته و هیچ بهونه گیری یا دردی ندارن فقط یکم بدنش داغه ن خیلی زیاد