۶ پاسخ

من بش میگم هرکی میره خونش

من راهکاری ندارم چون برعکس شما باید دعواش کنم در راه خدا ده دقیقه بره حیاط حداقل آفتاب بخوره بهش. ما خونمون حیاط بزرگ و حوض داریم دریغ از اینکه بچه ده دقیقه بره تو حیاط بازی کنه 😔 به زور میبرمش یکم دوچرخه سواری می‌کنه میگه بریم تو خونه 😐

باج دادن از اول اشتیاه
گریه کرده براش خریدی اشتباه
من بچم گریه کنه میگم چون گریه کردی دیگه نه
الان یاد گرفته
میگه میشه فلان کارو بکنم لطفااااااااا
🤣🤣🤣 اینجوری زود کوتاه میام
البته اگه اوکی نباشم میگم خیر
هیچی سفت بیاست جلوش

اینجا بچه ها کلا تو کوچه نمیرن. بخاطر همین امیر هم بلد نیست.
گاهی آره لج می‌کنه. با دلش راه میام دیگه. تا عاقل بشه

چیکار کنن بچه ها والا خونه هاشده آپارتمانی، رفت و آمدها کم شده کاشکی مثل قدیم همه پیش هم بودن و کاشکی خونه هاحیاط بزرگی داشتن و بچه ها میتونستن توش بازی کنن
ماخودمون یه خونه داشتیم نزدیک ۹۰۰مترکه فقط۲۰۰ مترش ساختمون خونمون بودیه عالمه بچه های خواهرم و برادرم و خاله و دایی حتی بچه های همسایه میومدن تادلت بخاد بازی میکردیم، بعد فوت پدرم تقسیم کردن و خونه همون کوچیک شدوحیاط نداریم
فروختن رفتن همه فقط من موندم تو زمین خونه پدری💔

پسر منم حرف گوش نمیکنه اصلا در حیاط قفل میکنم چون دو بار فرار کرده سکته کردم الان همش در حیاط قفل میکنم 🤧همبازی داره خواهرزادمه ولی وقتی اونم باشه باز ب سرشون میزنه فرار کنن

سوال های مرتبط

مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم