۲۲ پاسخ

خب عشقم دخترتو خودت ببر دکتر
گناه داره طفلی
پدرش واقعا بی وجدان بچه جیغ میکشه عین خیالش نیست

واقعا پروعه

اول شیاف گلیسیرین بگیرین بزار بچه راحت بشه بعدش چیزایی که این خانما گفتن انجام بده درست میشه

بارهنگ بده
یا نصف قاشق مربا خوری کره بده

این پیام تو دیدم با خودم خداروشکر کردم هر چقدر شوهرم اخلاق بد داره سر دکتر رفتن شوخی نداره دخترم به شربت سرما خوردگی نیاز داشته باشع حتمن میگه ببر دکتر بنویسه چه برسه به این چیزا

فقط تا ۲یا ۳ روز روزی یک شیافا ادامه بدین تا شکمش راه بیفته

مامان حلقه دوتا شیاف گلیسرین بگیر و بهش بزن
اولیا که زدی وفتی پیف کرد دوباره بزن تا بیاد
منم بچم ۱۰ روز پیف نکرده بود هرچی دکترش بردم فایده ایی نداشت تا شیافش که زدم خوب شد

شیاف مخصوص هست بگیر از داروخانه عالیه سه ساعته کلا تموم شده

عین شوهر منه

بفکر کردن🤣🤣🤣

عزیزم شیافت گلیسرین بزار

وای چقدر بیشرمه

بنظرم یبار قشنگ ب حسابش برس ک بفهمه رو بچت با کسی شوخی نداری و باید مسولیت پدریشو انجام بده
من رو دکتر بردن پسرم زیادی حساسم ینی بگم الان باید ببریم دکتر باید ببره وگرنه خراب میشم رو سرش

شیاف گلیسیرین زدی ؟ با روغن زیتون اطراف مقعدشو چرب کن یکم هم با گوش پاک بزن داخل مقعد هر چی بهش میدی با کره بده بخوره
غذاهای سفت نده بهش
آب گرم بگیر رو باسن و شکمش بهش کمک میکنه

عزیزم برو داروخونه خب یه چیزی بگیر یا اصلا خودت ببر دکتر با مامانت

خوبش کردی.واقعا دلش برای اون بچه نسوخت؟؟

کیوی باپوست رنده کن بده بخوره
یه شیاف هست مخصوص یبوسته ازداروخونه بگیر استفاده کن

واویلا سیب رنده شده همش بده دخترت بخوره سوپ و اب فراوون بهش بده کره هم بزار خالی بخوره

چه پدر بی مسئولیتی

متسفم

عزیزم شربت لاکتلوز بهش بده دختر من یبوست داره دکترش تجویز کرد تاثیر خوبی داشت

واااااااااا برگام 😑😑😑

سوال های مرتبط

مامان رویا مامان رویا ۱۶ ماهگی
ما ایرانشهریم بخاطر عروسی رفتیم زابل دیگه دو روزه شوهرم آمده اینجا کارای اداریش رو انجام بده باز برگردیم .محل سکونتمون خیلی امن نیست یا نه بوده ۱۰ روزم موندم شوهرم آمده و برگشته
خریدم نکرده بودم چیز زیادی نداشتم خونه
طاقتش نمیاد میاره منو
الان دو سه روزه فقط تو خونم
از هم جدا که هستیم جواب زنگ و پیامم رو دو تا درمیون میده میگم پیشش باشم کمتر حرص میخورم
شوهرم کادر اداری داره رفیقمم رفته مشهد یا نه میرفتم پیش اون بخدا از اینجا راحت ترم جای خواهرمه
من که خوشم نمیاد بیام خونه این خسیس خانم شوهرم میاره زودتر کارش تمام شه برگردیم
دیروز رویا تو اتاق بازی می‌کرد اومده در رو میبنده که بچه بیدار میشه
بچم تا دستش رو به دوشاخه جارو برقی میزنه میاد جارو رو میبره که سیمش قطع میشه الان گفت ناراحت نشی سیمش قطع میشه گفتم والا از منم مثل همینه دست میزنه سه ساله هم دارم قطع نشده ببر😒
دیشب دخترم تو اتاق خواب بود اینم مثلا رفت حموم دختر اینم خواب بود اون لگن رو تو حمام کشید دخترش به نق شد گفتم بچت بیداره گفت نه خوابه فقط میخواد ببینه کنارشم یا نه منم گفتم هر طور تو میفهمی ولی این خواب نیست دورش داشت پتو رو می‌پیچید منم رفتم کنارشان آزاد کردم اینم هی میگفت نیاد بیدارش کنه گفتم من کنارشم خلاصه بچم امد از اتاق بیرون یه صدا در آورد و آمد جام گرفتم که به بچش دست نزنه دیدم امد از حموم بیرون و سریع پیش بچش گفتم خب حمومت رو برو من که پیششم کاری نداره گفت نه نمیخواد مجبورم اینطور برم
خواستم بگم به درک اصلا بهتربه قول ما یه آدم تازه به دوران رسیدست خواهر شوهرم و من از این اخلاقش متنفرم
الانم از صبحه رویا رو تو اتاق دارم
پوشک شیر خشک بلاک اپتامیل نان قطره آهن مولتی
مامان nini مامان nini ۱ سالگی
همیشه دلم میخواست یکیو داشتم موقع حال بدیام میرفتم کنارش خودمو خالی میکردم اما نبود یوقتا میام خودمو اینجا خالی میکنم
یکساعته دارم گریه میکنم دخترم امروز خیلی اذیتم کرده چن باری اطرافیان برای اینکه دخترم بره بغلشون گوشی نشون دادن بهش اینم عادت کرده از عصری بخاطر گوشی داره گریه یمکنه که بازش کن منم انقدر فشار رومه سرش بدجور داد زدم بعدش از ناراحتیم فقط گریه کردم راستش من از بعد زایمانم یه ادم دیگه شدم حس میکنم افسرده شدم چون مدام به همه چی عصبانی میشم دخترم که گوشی میخواس سرش داد زدم از حرصم گوشیمو پرت کردم صفحش یکم شکست بعد زدم تو سرخودم و دخترمم گریه میکرد فقط حس میکنم روانم دیگه متلاشی شده کم اوردم دیگه حتی خواب هم ندارم از دستش ناشکری نمیکنم دخترم نباشه منم نیستم اما دیگه خستم نه کمکی دارم نه کسی که درکم کنه فقط میدونم دارم میمیرم یوقتا قلبم چنان تیرمیکشه که حس میکنم از فشار زیاد دارم سکته میکنم تو این یکسالو نیم خوابمم کم شده عصبانیتم زیاد من یه مامان بدیم که انقدر سر بچم داد زدم نتونستم خودمو کنترل کنم که دراینده بچم ضربه میخوره دیگه میخوام هرجور شده شیرخشکیش کنم حتی شده کامل از شیر بگیرم ولی برم پیش روانپزشک شاید ارامبخش داد یکم اروم شدم دخترم بیشتراز شیر به یه مادر با روان اروم نیاز داره...هعععی
فرزندپروری #پوشک #شیرخشک
مامان گل پسرها و بانو مامان گل پسرها و بانو ۲ سالگی
باز من امدم با یه دل پر از گله 🥲
عصر با همسرم قرار شد شب بیاییم بیرون حالمون بهتر شه😏 ساعت 6ونیم بیدارش کردم تا ۷تو جاش بود من تند تند یه بچها رسیدم گفتم واسم یه کاپوچینو درست کن یکم سرحال شم با هزار مکافات بلند شد گقتم. نمیخواد ولش دیرمیشه من بدم میاد ساعت 8به بعد برم بیرون ساعت 7ونیم بود گفت اوکی بریم من میخواستم کیفو بردارم دیدم رفت تو حموم🤐
اولش با شوخی و خند گفتم بیا بیرون امدیم میری دیروز حموم بودی حالا چند ساعت دیر تر برو طر عین ناباوریم رفت جفت بچها خودشون خراب کردن هم بهار هم شهریار 😮‍💨رسما عصبی شدم رفتم ابگرمکن و خاموش کردم برق حموم هم خاموش کردم رفتم تو اتاق رختخواب هارا پهن کردم بچهارا تمیز کردم گوجه گذاشتم واسعه املت خونه را جارو مردم امد بیرون کلی داد و بیداد کرد منم کم نیاوردم کلی با هم دعوا کردیم این وسط پسرم خیلی رو مخم بود و ابجیشو میزد مجبور شدم بزنمش و دکمه ی من از همینجا خاموش شد همسرم تو حال بود من تو اتاق خواب شهریار داشت گریه میکرد شدید و من نمیتونستم از جام بلند شم اونم فک میکرد بچه پیش منه شاید یه ربع این بچه یه نفس گریه کرد و نیومد نگاه نکرد واقعا با من یا تو تخت داره گریه میکنه خلاصه بچه 20روزه رو به کبودی بود تونستم بلند شم شالمو سرم کنم کلیدو برداشتم امدم از خونه بیرون فقط گفتم دیگه کم اوردم
بخدا کم اوردم
الان میایین میگین خودت خواستی باردار نمیشدی
من گ. و. ه خوردم واقعا حالم خوب نیست کم اوردم زیر این همه فشار پسرم 3سالشه روانیم کرد با کاراش دخترم یکسالشه همش بغل میخواد پسرم کوچیکم کولیک و رفلاکس شدید داره دارم به خودکشیوفکر میکنم ولی بچهامو چیکار کنم یه حموم رفتنش شد جرقع واسعه از هم پاشیدن من