پسرک رو بردم متخصص جراحی کودکان برای مشکل تنگی مجاری ادراری
تا ویزیت کرد گفت که حتما باید جراحی بشه میتونم همین الان توی مطب اینکار رو انجام بدم ولی مطمعن نیستم همکاری کنه
اگه بیمارستان باشه یه بیهوشی خفیف میگیره و زود تموم میشه و تا ظهر مرخص میشه
چون یه عمل سبک سرپاییه
از اونجایی که پسرم از شب قبل استا خورده بود بخاطر تبی که کرده بود از دکتر راجب تداخل دارویی پرسیدم و گفت منعی نداره
رادوین رو چند وقته اماده کرده بودم بهش گفته بودم میریم دکتر برای چه کاری
چون بچم رو این چند وقت که از پوشک گرفتم خیلی اذیت میشد وادرارش مستقیما سمت سقف بود و سر و روش میخورد و این داستان سرویس رفتن داشت به تروما تبدیل میشد
پسرک راحت قبول کرد که عمل انجام بشه و درد کوچولوی سوزن بی حسی رو تحمل کنه
خلاصه که توی مطب دکتر مازوچی یه محلول خواب اور گیاهی میدن که بچه یکم شل بشه و خواب الود
بعد از زدن پماد بی حسی
و نیم ساعت تایم گذروندن توی مطب
امپول بی حسی رو بایکمی گریه زدیم و پنج دقیقه ای عمل انجام شد
بعدش پسرک حسابی گیج خواب بود و خوابید
والان بیدار شده و بین درد و خواب الودگی وتب
بهانه میکنه
برامون دعا کنید امشب به سلامتی تموم بشه و فردا همه چیز روبراه باشه🫠🫠
#فرزندپروری انومالی غربالگری سونوگرافی پوشک شیرخشک

تصویر
۱۱ پاسخ

منم پسرک تازه از پوشک گرفتم بعضی وقتا قطره ای دستشویی می‌کنه یعنی ربطی داره ب تنگی مجاری ادراری نگران شدم. ...ایشالا پسرت زودتر خوب بشه 💚💚💚

پسر من ۵سالو نیمشه.ادرارش خیلی پرفشاره .وقتی میره دستشویی همه جا پره جیش میشه و اصلا توی سنگ توالت ادرارش نمیریزه و بعضی روزها میره دستشویی موقع جیش کردن شلوار و لباس زیرش جیشی میشه .امکان داره پسرمنم همین مشکل رو داشته باشه؟

انشاالله خدا سلامتی بده

ابشالله خدا به دل اشوب ما مامانا نگاه کنه نزاره بچهامون اذیت شن همه چی سبک و‌راحت نیش بره

انشاالله بهتر بشه، عزیزم چه علائمی داشت؟ ادرارش قطع و وصل میشد ؟؟ اخه منم نگران این موضوع هستم که پسرم تنگی مجرا داره یا نه

ایشالله راحت بگذره و زود خوب خوب بشه
انرژی زیاد فرستادم واستون💖🌟

ببخشید عزیزم پسر من جیشش پرتاب خیلی داره اصلا تو سنگ نمیریزه همش بیرونه اونم خیلی بیرون سنگ ممکنه تنگی باشه؟

آخ شاد دلش
خدا سلامتی بده جان بخیر بگذرونید

الهی بگردم بچمممم
قربون فهمیده بودنش برم من
دمت گرم ک انقد صبوری
میگذره و بعدنا میگ آخییش راحت شدم

آخ قربونت برم🥹ایشالا خیلی راحت امشب براش بگذره و تموم بشه

ایشالا به راحتی طی میشه
زودتر بهبود پیدا میکنه

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
چندوقته پسرک شروع کرده به خواب دیدن و مرز بین واقعیت و خواب رو هنوز نمیدونه🥹
مثلا یهوچشمش رو باز میکنه میگه مامان چرا دلفین اسباب بازیمو شکوندی؟ یا مامان از اون کیکای شکلاتی دوباره میخام🫠
خلاصه که گاهی داستان دارم و مرتب بهش یاداورمیشم که اون خواب بوده و واقعی نبوده
خلاصه این همه گفتم تا بگم صبح پسرکوچولو بیدار شد صدا زد مااااماان کیکمو برام بیار(با حالت گریه)
فهمیدم داستان چیه رفتم کنارش بغلش کردم و بهش گفتم که خواب دیده برگشت گفت مامان من خواب ندیدم گرسنمه کیک میخام😚🥹😅
پاشدیم صبحونه خوردیم و ازم قول گرفت که امروز باهم کیک بپزیم😎
طبق معمول هر روز من رفتم تو اشپزخونه و پسرک یساعتی رو کارتون میبینه
که زنگ خونه رو زدن رفتم سمت ایفون پیک اسنپ بود🤔
گفت خانوم در رو باز کنید سفارشتون رو اوردم
من گفتم من چیزی سفارش ندادم
گفت مگه شما خانم فلانی نیستین؟
خلاصه گفت من توی اسانسور میذارم شما از اسانسور بردارید لطفا
رفتم سمت اسانسور
وبا یه جعبه کوچولو که توش چندتا رولت بود مواجه شدم🥹😢
و بللللله فهمیدم مامانم واسه پسرک فرستاده
و یه تله پاتی فوق العاده بین پسرک و مامان بزرگش
اتفاق افتاده بود🥹❤️

پی نوشت:عکس بی ربط به متن


#فرزندپروری شیرخشک پوشک
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
عاشق نور این وقت روزم
بدو بدو خودم رو رسوندم کنار پنجره که لذت ببرم از نسکافم
دیشب بچم تب کرد و دو سه باری که بیدار میشد
در خواست سرویس داشت و قسمت اعصاب خورد کن ماجرا قطعی اب بود🫤
هر بار هم بیدار میشد بیشتر از یساعت طول میکشید بخوابه🥲
شما اینجور بخون که من دیشب تا صبح نخوابیدم😢
صبح زود تا اب اومد بلند شدم سرویس رو شستم وسیاتیکم فلجم کرده بود🫤 جون نداشتم دیگه صبحونه بخورم🤕
بچه خواب بود و دم ظهر بیدار شد و تبش کم شده بود
باز بهش استا دادم🫡
و بردم دکتر گفت که بعد از جواب آزمایش بذار نتیجه بگیرم و تا یکشنبه جواب آزمایش میاد🫤
بعد از ظهر هم بخاطر تنگی مجرای ادراری باید ببرم متخصص جراح کودکان ویزیت کنه🫡
تا رسیدیم فیله مرغ زعفرونی درست کردم با یکم کته بلکه بخوره🫠
یکمی خورد و تقاضای کارتون کرد😍
براش کارتون گذاشتم و خودم نسکافه درست کردم و پناه اوردم به پنجره و از دور نگاش میکنم و دلم براش غش میره🫠😍
کاش هیچ بچه ای مریض نشه 🫂
#فرزندپروری زایمان پوشک غربالگری انومالی سونوگرافی بچه نی نی
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
امروز صبح من وپسرک با صدای زنگ در از خواب پریدیم
اونموقعه روز منتظر کسی نبودم
بچه رو زدم زیر بغل سریع رفتم سمت ایفون ببینم کیه
تصویر کسی نبود گوشی رو برداشتم هرچی صدا زدم کسی نبود
فکر کردم واحد اشتباهی رو زده
خلاصه تا اومدیم روزمون رو شروع کنیم زنگ در بالا رو زدن
از چشمی در نگاه کردم مامانمو دیدم😍
کم پیش میاد بدون اطلاع بیاد ولی اومدنش برامون خالی از لطف نبود
بخصوص که من و پسرک روزامون یکم بخاطر کسالت پسرک تکراری شده بود مامانم از جراحی پسرم خبر نداره🫠
خلاصه بعد از خوردن صبحونه پسرک رو با مامان جونش تنها گذاشتم که باهمدیگه کیف کنن
منم رفتم سراغ آشپزخونه و دست به کار شدم یه قورمه سبزی خوشمزه بار گذاشتم با پلو زعفرونی😚
جاتون سبز چون با حوصله پختم عطر و رنگشم بهشتی بود🥹
خلاصه که حسابی به هر سه تامون خوش گذشت
عصر هم بابای پسرکوچولو اومد و مامانم معذب شد از موندن و اصرار کرد به رفتن پدر و پسر مادرمو بردن و یساعتی رو مهمون مامانم بودن
منم خونه ترکیده صبح تا غروب رو جمع و جور کردم
برای شام کوکو پختم
منتظر پدر و پسر بودم
وقتی اومدن شام رو کشیدم پسرک کلی استقبال کرد ولی باباش
گفت من رژیمم و شام نخورد🫤
و روز قشنگمو ریخت بهم یکم کلافه شدم چون عادت به رژیم نداره
بعد از جمع کردن بساط شام پاشد ناهار ظهر رو برای خودش گرم کرد🫡
منم خودمو زدم به ندیدن بعد از زدن پماد بچه
خوابوندمش خودمم نشستم سیرابی بازی کردم😎
درسته دلم شکست ولی بهش گفتم خدا رو شکر که رژیمی و من از این ببعد بفکر ناهار سرکارت نیستم چون غذای شرکت رو نمیخوره معمولا🙄
شما امروز چیکار کردین؟
جای من بودین چیکار میکردین؟
#انومالی فرزندپروری پوشک شیرخشک سونوگرافی بچه نی نی غربالگری