همشون شبیه همن منم امشب مامانم برای روز دختر شام دعوتمون کرده بود دیر اومد ساعت ۸ بعد گفت اول یه سر خونه مامان من بریم تا ۹ خدمت مادرش بود بعد رفتیم اونجا مامانم و بابام سفره انداختن دو تا قاشق خورد گفت معده دردم اخ جیگرم سوخت دوس داشتم با لگد از خونه بابام بندازمش بیرون بعد الکی تا خونه بهونه گرفت و دعوا کرد غصه نخور گلم مهم خودتی همشون حسود و خودخواهن
مامان رادوین گروه داریم برا مامانای کرج
میای؟
خوش به حالت که مامانت نزدیکته یهو میاد
خب ازش نپرسیدی چرا یهو هوس رژیم کرد و شکستش؟
کاش میپرسیدی ما رو از کنجکاوی نجات میدادی
ببخشید یه سوال، ما پسرمون رو بردیم معاینه و گفت باید عمل بشه ولی یکی از کارایی که بعد از بیمارستانش باید انجام بدیم اینه که روزی چند ثانیه با پماد و میله بزنیم براش... گفت کار راحتیه ولی من استرسشو دارم...واسه شما هم از این مراقبتا داشت؟ من میخواستم یجوری انجام بده براش که احتیاجی به میله نباشه دیگه، نمیدونم چرا دوباره باید اینکارو انجام بدیم😢
عزیزم شوهرم من هم همینه
با کلی زحمت یه غذا رو درست میکنم
یه کوچولو میخوره میگه باید کمتر بخورم چاق شدم
یک ساعت بعد میبینمش که جلوی تلویزیون دراز کشیده یه بشقاب پر از آجیل و شیرینی جلوشه داره میخوره
ومنی که دلم مامان خواست🥹🥹
یه لحظه حس کردم پارت رمان نوشتی برامون چه قلم خوبی داری
احتمالا شوهرت دلش قرمه سبزی میخواسته برای همین اینجوری گفته
سلام عزیزم خوبی پسرت چطوره بهتره دیگه برای پماد زدن اذیت نیست؟؟؟
چه وایب خوبی داشت اون قسمتی که مامی اومده بود منم خوش گذشت بهم😍وفردا ناهارحتما قرمه سبزی وپلو زعفرانی میزارم😂
عزیزم
منم مامانم امروز اومده بود خونمون ولی نذاشت ناهار بزارم🥲
شاید کوکو دوست نداشت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.