۹ پاسخ

من چی بگم هرروز سیب با عسل و دارچین😂تازه برا بچه های کانالمم میذارم
ازشون عذرخواهی کردم واسه تنوع نداشتن🤣

منم باوعده صبحانه سخت ارتباط میگیرم دخترمم مثل من🥴دگ بزور چندلقمه میدم ک ناشتانباشه

من خودم بیشتر تخم‌مرغ دوس دارم بخورم صبحونه پسرمم تخم مرغ آب پاچه حلیم عدسی بعضی وقتا میخوره نون پنیر کم میخوره

من بچه هام ارده شیره دوست دارن دخترم کره میخوره پسرم ن دخترم زرده تخم مرغوکامل نمیخوره عسل واینجوری دوس ندارن بخاطرهمین یکروزدرمیون ۶صبح پنکک درست میکنم چون توش شیریا ماست داره تخم مرغ داره حالاموز یاسیب و بعضی وقتامغزیجات و دارچین وشیره کره بادوم زمینی هرچی داشته باشم یه نوک قاشق میزنم تنگش بعد روی پنکک عسل میریزن دوس دارن ومیبینم خیلی نسبت به یزره پنیری که قراره بخورن مقوی تره
بعضی وقتا نون شیرمال درست میکنم خب صبحانه باشیرمیخورن یا کیک خونگی روش عسل میریزن میخورن سمنودوس دارن بعضی موقع هامیدم صبحانه امااگه یکروزمیلشون به صبحانه نباشه نهایت یه موزو یه استکان شیر

پنیر گردو
کره عسل
ارده شیره
نیمرو
املت
کوکو سیب زمینی
عدسی
لوبیا
سیب زمینی و تخم مرغ آب پز
و...
چرا تکراری؟
جز لوبیا و عدسی که ما از شب بیشتر میذاریم بقیه اش سر سه سوت حاضره
من شاغلم هر روز صبح برا رادین کوکوسیب زمینی درست میکنم و عاشقشه

وای مثل امروز من دیگه مغزم هنگ کامل بود دیگه دیدم هنوز خوابن سریع براشون کاپ کیک پختم بیدار شدن با شیردادم بهشون خودمم از اول از صبحونه متنفر بودم فقط قهوه خوردم ک سرحال شم بتونم ب کارام برسم. انقد این روزا فکر میکنم چی درست کنم دیگه مغزم از کار افتاده 😑😂

من از صبحونه بدم میاد
اگرم بخورم فقط صبحونه ی گرم
معمولا هم شام زیاد درست میکنم که بمونه و صبحونه بخورم
نهااااایت پنیر و گردو بخورم

ما صبونه رو زود بیدارمیشیم میخوریم

من خودم زیاداهل صبحونه خوردن نیستم ولی خداروشکرپسرم مشکلی نداره میخوره
ولی سعی کن پسرت صبحونشوکامل بخوره

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۳ سالگی
امروز صبح من وپسرک با صدای زنگ در از خواب پریدیم
اونموقعه روز منتظر کسی نبودم
بچه رو زدم زیر بغل سریع رفتم سمت ایفون ببینم کیه
تصویر کسی نبود گوشی رو برداشتم هرچی صدا زدم کسی نبود
فکر کردم واحد اشتباهی رو زده
خلاصه تا اومدیم روزمون رو شروع کنیم زنگ در بالا رو زدن
از چشمی در نگاه کردم مامانمو دیدم😍
کم پیش میاد بدون اطلاع بیاد ولی اومدنش برامون خالی از لطف نبود
بخصوص که من و پسرک روزامون یکم بخاطر کسالت پسرک تکراری شده بود مامانم از جراحی پسرم خبر نداره🫠
خلاصه بعد از خوردن صبحونه پسرک رو با مامان جونش تنها گذاشتم که باهمدیگه کیف کنن
منم رفتم سراغ آشپزخونه و دست به کار شدم یه قورمه سبزی خوشمزه بار گذاشتم با پلو زعفرونی😚
جاتون سبز چون با حوصله پختم عطر و رنگشم بهشتی بود🥹
خلاصه که حسابی به هر سه تامون خوش گذشت
عصر هم بابای پسرکوچولو اومد و مامانم معذب شد از موندن و اصرار کرد به رفتن پدر و پسر مادرمو بردن و یساعتی رو مهمون مامانم بودن
منم خونه ترکیده صبح تا غروب رو جمع و جور کردم
برای شام کوکو پختم
منتظر پدر و پسر بودم
وقتی اومدن شام رو کشیدم پسرک کلی استقبال کرد ولی باباش
گفت من رژیمم و شام نخورد🫤
و روز قشنگمو ریخت بهم یکم کلافه شدم چون عادت به رژیم نداره
بعد از جمع کردن بساط شام پاشد ناهار ظهر رو برای خودش گرم کرد🫡
منم خودمو زدم به ندیدن بعد از زدن پماد بچه
خوابوندمش خودمم نشستم سیرابی بازی کردم😎
درسته دلم شکست ولی بهش گفتم خدا رو شکر که رژیمی و من از این ببعد بفکر ناهار سرکارت نیستم چون غذای شرکت رو نمیخوره معمولا🙄
شما امروز چیکار کردین؟
جای من بودین چیکار میکردین؟
#انومالی فرزندپروری پوشک شیرخشک سونوگرافی بچه نی نی غربالگری
مامان رادوین مامان رادوین ۳ سالگی
عاشق نور این وقت روزم
بدو بدو خودم رو رسوندم کنار پنجره که لذت ببرم از نسکافم
دیشب بچم تب کرد و دو سه باری که بیدار میشد
در خواست سرویس داشت و قسمت اعصاب خورد کن ماجرا قطعی اب بود🫤
هر بار هم بیدار میشد بیشتر از یساعت طول میکشید بخوابه🥲
شما اینجور بخون که من دیشب تا صبح نخوابیدم😢
صبح زود تا اب اومد بلند شدم سرویس رو شستم وسیاتیکم فلجم کرده بود🫤 جون نداشتم دیگه صبحونه بخورم🤕
بچه خواب بود و دم ظهر بیدار شد و تبش کم شده بود
باز بهش استا دادم🫡
و بردم دکتر گفت که بعد از جواب آزمایش بذار نتیجه بگیرم و تا یکشنبه جواب آزمایش میاد🫤
بعد از ظهر هم بخاطر تنگی مجرای ادراری باید ببرم متخصص جراح کودکان ویزیت کنه🫡
تا رسیدیم فیله مرغ زعفرونی درست کردم با یکم کته بلکه بخوره🫠
یکمی خورد و تقاضای کارتون کرد😍
براش کارتون گذاشتم و خودم نسکافه درست کردم و پناه اوردم به پنجره و از دور نگاش میکنم و دلم براش غش میره🫠😍
کاش هیچ بچه ای مریض نشه 🫂
#فرزندپروری زایمان پوشک غربالگری انومالی سونوگرافی بچه نی نی
مامان رادوین مامان رادوین ۳ سالگی
چندوقته پسرک شروع کرده به خواب دیدن و مرز بین واقعیت و خواب رو هنوز نمیدونه🥹
مثلا یهوچشمش رو باز میکنه میگه مامان چرا دلفین اسباب بازیمو شکوندی؟ یا مامان از اون کیکای شکلاتی دوباره میخام🫠
خلاصه که گاهی داستان دارم و مرتب بهش یاداورمیشم که اون خواب بوده و واقعی نبوده
خلاصه این همه گفتم تا بگم صبح پسرکوچولو بیدار شد صدا زد مااااماان کیکمو برام بیار(با حالت گریه)
فهمیدم داستان چیه رفتم کنارش بغلش کردم و بهش گفتم که خواب دیده برگشت گفت مامان من خواب ندیدم گرسنمه کیک میخام😚🥹😅
پاشدیم صبحونه خوردیم و ازم قول گرفت که امروز باهم کیک بپزیم😎
طبق معمول هر روز من رفتم تو اشپزخونه و پسرک یساعتی رو کارتون میبینه
که زنگ خونه رو زدن رفتم سمت ایفون پیک اسنپ بود🤔
گفت خانوم در رو باز کنید سفارشتون رو اوردم
من گفتم من چیزی سفارش ندادم
گفت مگه شما خانم فلانی نیستین؟
خلاصه گفت من توی اسانسور میذارم شما از اسانسور بردارید لطفا
رفتم سمت اسانسور
وبا یه جعبه کوچولو که توش چندتا رولت بود مواجه شدم🥹😢
و بللللله فهمیدم مامانم واسه پسرک فرستاده
و یه تله پاتی فوق العاده بین پسرک و مامان بزرگش
اتفاق افتاده بود🥹❤️

پی نوشت:عکس بی ربط به متن


#فرزندپروری شیرخشک پوشک