من کلاس ۱۰ بودم یه خواستگار اومد مامانش میگفت هر روز صبح خودم میبرمت مدرسه برات لب تاپ میگیریم و کم نمیزاریم 😐😐😐مشکل داشتن اصلا پدرش نشسته بود از قمار هاش میگفت😶😶😶😶😶😶😶😶
یکی اومد خاستگاری من نشست حرف زدن گف من خیلی گرمم هرروز دوسدارم باشه رابطه منم ازش خوشم نمیومد نتونسم تصور و تحمل کنم ردش کردم😂😂
من شوهرم اومد خواستگار اومدم شیرینی به باباش تعارف کنم نزدیک بود برم تو بغلش پام گیر کرد به مبل اگر بابام نگرفت بود منو رفته بودم تو بغلش انقد خندیدن بهم😂😂😕
ی آقای اومد خاستگاری رفتیم صحبت کنیم هم آروغ زد هم شکمش صدا میداد...اصلا دیگه ننشستم گوش بدم چی میگه بلند شدم از خونه زدم بیرون ..خیر سرش تحصیل کرده بود اشعال
مادر داماد گفت ۳ پسر داره یه آپارتمان دارن طبقه اول خودشونن سه تا طبق دیگه پسر ها و زنشون زندگی میکنن منم قرار بود بشم زن یکی از این پسرا :/
بعد میگفت یه عروس میخوایم اهل حاشیه درست کردن نباشه و ...
همین که دیدم همشون یه جا زندگی میکنن جدا نمیشن برام ته حاشیه بود گفتم نه
من پسر خاله زن داییم اومد خواستگاریم بعد مکانیک بود انگار وقت نکرده بود بره لباس عوض کنه روز اول بزور گفت بریم حرف بزنیم اتاق انقد اصرار کردن رفتم منم خوشم نیومده بود هرچی از خودش میگفت فقط میگفتم اهوووم اهووهوم🤣 بعد گفتم پاشو دیگه بریم بیرون دم در اتاق منو با خودش قد گرفت گفت ببخشید میخاستم ببینم از من بلندتر نباشی 😐😐😐 🤣🤣 وقتی ردش کردم زنداییم ناراحت شد وقتی همه اینارو گفتم گفت خاک برسرش 🤣🤣🤣
یکی بود هی خوده داماد تو خواستگاری میپرسید مطمئن باشم هیچ پسری تو زندگی ایشون نبوده چند بار پرسید
یعنی حتی چت و..........
پدر بزرگ و عمم بیرونش کردند
شکاک بود بعد قبول نکردم ازدواج کرده داره طلاق میگیره متوجه شدم رابطه ۳ نفره خواسته زنشم درخواست طلاق داده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.