من و شوهرم شديم نوكر در بست پدر و مادرش هميشه ي خدا با ما هستن دخترشون سالي ي بار مياد اونم برا گردش و تفريح خودش چنااااان عزت و احترامي داره كه نگو
وای انگار داری مادرشوهر منو میگی یعنی اینقدر این خانوم دورو هست ک خدا میدونه فقط اوایل زندگیمون انقد میونه منو همسرمو شکراب کرده ک نگم برات منم اوایل فقط گریه میکردم حتا ب روی شوهرمم نمیوردم ولی دیدم نمیشه ی دعوای گنده کردم و گفتم همش دخالت دارن تو زندگیم و اینا با دادن حس عذاب وجدان ب بچها بچهاشونو تو دست میگیرن باید خیلی سیاستمندانه عمل کن شوهرتو تو دستت بگیر هر طور ک شده شوهرت پشتت باشه هیچ غلطی نمیتونن کنن
ایقد بهش محبت کن تا بهت وابسته بشه فقط همین کار رو میتونی به نظرم بکنی و کم کم از اونا بکنده
اره کارش واقعا بده
همه چیز در حالت نرمالش قشنگه
من باشم همرو به شوهرم توضیح میدم میگم مادرت اینجوریه اونجوریه با زبون خوش میگم نه دعوا میگم بهت هیچی ندادن حسودیتث میکنن میخوان زندگیتم خراب کنن
من که اره ناراحت میشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.