۱۱ پاسخ

خدا حفظش کنه دلنواز خانم قشنگتو برات .
حالتو درک میکنم منم آناهیدو بعد از تجربه ی تلخ یه سقط باردار شدم . انقدر تجربه بارداری ناموفق قبلیم بهم فشار می آورد که نتونستم اونطور که دلم میخواد لذت ببرم از دوران بارداریم . البته بارداریم هم بدون چالش نبود اصلا . همش به استرس و ترس گذشت ، ولی خب خداروشکر الان آناهیدم کنارمونه 🥹❤️

منم بعد کللللی ازمایش خون دادن و هرماه امیدوار شدن و ناامید شدن ، توی بدترین شرایط روحی ، رفتم ازمایش دادم حتی به شوهرم نگفتم انقدر که ناامید بودم 😅 اخرشب رفتیم جوابشو گرفتیم مثبت بود ، وای که روی ابرا سیر میکردیم منو شوهرم 🥹 خدا این حال رو نصیب هرکسی که بچه میخواد بکنه

خداروششششکررررر

🥰🥰🥰
خدا حفظش کنه برات الهی

منم اردیبهشت پارسال ای وی اف شدم فقط یک مامان ای وی افی میفهمه چقد اون ۱۴روز سخت میگذره خدا ایشالله دل همه چشم انتظارا رو شاد کنه🥹

دقیقا منم بعد از دوتا سقط خدا پارسال همین موقع ها در اوج ناامیدی بهم امیرعباسم‌رو داد خیلی سختی کشیدم در طول بارداری ولی وقتی الان به صورت پسرم نگاه میکنم میگم خدایا شکرت به اون همه سختی می‌ارزید 🥹🩷

خدا حفظش کنه برات موفقیت ها و خوشبختیش رو ببینی

خداروشکر عزیزم

خدا حفظش کنه برات 🫶 ایشالا زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه

تاپیک منم میبینی مامان جان

خدایا شکرت دامن مامان زیبامونو سبزکردی عزیزممم

سوال های مرتبط

مامان جوونه امید دلم مامان جوونه امید دلم ۱۴ ماهگی
پارسال همین روزا بود که تازه همیده بودم تو دلمی بعد کلی سختی بعد کلی امپول بعد عمل دوبار انتقال دو محرله ای و یک بار تخمک کشی بعد کلی استرس کلی سختی توی شهر غریب بعد کلی پنهون کاری از خانواده همسر که نفهمن کجا رفتم و برای چه کاری بعد دوبار تو دوماه پشت سرهم انتقال دادن و هر روز هر روز امپول پروژسترون روزی دوتا زدن اونایی که متاسفانه استفاده کردن میدونن چقدر روغنی و سخته و جاش میمونه من فقط برای داشتنت این کع میدونستم یه روزی میای این همه سختی به جون خریدم سه ماه بارداری با یک ماه قبل بارداری دوماه قبل ترم برای تخمک کشی هر روز هرزوز امپول زدم منی که اسم امپول میومد ده متر میرفتم کنار تر وایمستادم منی که دکتر نمیرفتم ولی کارم شده بود هر روز دکتر و سنوگرافی برای کور سوی امیدی وقتایی که حس پریودی سراغم میومد انگار دنیا سرم خراب میشد میگفتم نه اینا علاعم بارداریه تا لکه میدیدم میگفتم نه جنین داره جا باز میکنع بشینه چقدر گریه کردم تو خلوت خودم چقدر شکستم چقدر تنها بودم یه روز که دلم شکسته بود لباسی که برات خریده بودموربغل کردم های های گریه کردم الان که یادش میوفتم دوباره بغض منو میگیره گفتم ینی میشه ببینم تو این لباسی ینی میشه صدای خندت بپیچه توی خونم مامان بدون تو چراغ خونه من خاموشه به کجا برم که کسی جوابی بهم بده کجا برم که بگن بیا اینم جیگر گوشه تو چقدر تو خواب بغلت کنم فردا بیدار شم نباشی نمیخوام از خواب بیدار شم ولی الان کنارمی یه تیکه از قلبمی برات میمیرم نه ماه برای تو زندگی نکردم فقط استراحت کردم فقط،مواظبت بودم و یک عمر قراره اینو ادامه بدم من پیش مرگ تو بشم خدا برای من معجزه کرده فرشته فرستاده رو زمین من اگه تو نبودی،شاید دیگه نبودم و تموش میکردم