۲۴ پاسخ

پایدار باشید
خوبه ماشالله
ماهم خیلیییی ب شکم اهمیت میدیم متاسفانه شوهرم میگه نمیشه نخوریم
یه طبقه خونه ساختیم براخودمون همین🤣

خیلی هم عالی انشالله چر روزی باشید
تو ایران بتونی خرج خودت داری و زنده بمونی بزرگترین دستاورده

ما داره میشه ۹ سال که ازدواج کردیم، خداروشکر خوب بوده دو سه بار تا الان ماشین عوض کردیم ، خونه خریدیم ، تا دلت بخواد سفرای خوب رفتیم ... انقدر ولخرجیم که نگو ، یعنی کنار پس انداز تا تونستیم خوردیم و پوشیدیم و گشتیم که اگر نمی کردیم نسبت به درامدمون الان دو‌ تا دیگه‌ هم خونه داشتیم 🤣 ولی خوب اصلا پشیمون نیستم چون تجربه هایی که داشتم و با هیچی عوض نمیکنم زندگی یعنی همین ... مهم ترینشم که پسرمون بوده شده تاج سرمون 🥰 به اونم قطعا یاد میدم همین جوری زندگی کنه .

منم با امسال میشه ۱۵ سال ازداوج کردم ۳تا پسر شیطون دارم قربونشون برم...من و شوهرم از صفر شروع کردیم یعنی از صفرصفر حتی گاهی خرج خانوادشم می داد یه خونه ۱۳۰متری ساختیم یه موتور و یه ماشین داریم ستونای طبقه بالا رو هم زیدم ولی دیگه واقعا نمی رسیدم شوهرم بد بیاری آورد چند سال افسردگی شدید گرفت خونه نشین شد یه سال تصادف کرد پاش خورد شد خیلی عقب افتادیم...ولی الان خدارو شکر همه چیز خوبه فقط همه چیز خیلی گرون شده واقعا به سختی زندگی روزمرگیمون سپری میشه چون واقعا خرج ۵نفر خیلی زیاد میشه تواین گرونی...ان شاالله همیشه تن شوهرمون سالم باشن خرج بچه مون رو بدن..بقیه شم سپردیم به آینده

من12سال ازدواج خونه دوطبقه داشتیم بایه ماشین ک همسرم بیمغزی کردوب بادداد الان فقط ماشین داریم ویه زمین ک باغ کردیمش ودرخت کاشتیم اونم ب لطف وهمت من

ماشالا بهتون ماهم پنج ساله ازدواج کردیم تا الان نتونستیم مستقل بشیم ک پول خورد و خوراکمونو تامین کنیم
شوهرم کار مستقل نداره میبینی یه ماه کار میکنم دو سه ماه بیکاره و همینه زندگیمون تو این پنج سال

۶ سال از ازدواجمون میگذره از صفر شروع کردیم با کلی زحمت یه خونه یه ماشین یه موتور و یه زمین تو شهرستان که هنوز نساختیمش
مهم ترین و بهترین دستاوردمون هم پسر قشنگم دیار
البته بگم اگه پول هایی که خرج رستوران رفتن مسافرت نمی‌کردیم الان خیلی بیشتر از اینا داشتیم 😂

ما سال ۹۸ ازدواج کردیم ک دوسالشم قهر بودیم
ی خونه و ی ماشین همین

مبارکه عزیزم
ماشالله پیشرفت خوبی کردین شکر خدا کنید سنتون هم کمه جا دارید برای پیشرفت👏

14 ساله ازدواج کردیم بدون هیچچچچ کمک پشتوانه ای یه ماشین داریم یه مقدار پس انداز وووسه تا جوجو های خونمون😅تامام

سلام بدون هیچ پشتوانه یه ماشین وپول رهن خونه و دوتا گل پسر

مبارکتون عزیزم دستاورد هاتون تو این پنج سال بسیار زیاد و عالی بوده موفق باشید ما ده ساله ازدواج کردیم و موقع ازدواج همسرم صفر صفر و ندار ندار بود فقط یه اتاق گلی و یه فرش داشت بعد کادو های ازدواج مون رو کمد خریدن دیگه هیچی نداشت تو زندگی اما آلان خدارو شکر یه ماشین مدل پایین و یه زامیاد داریم شغل داره خونه نداریم

بیخیال بابا مگه مردم کشورای دیگه چیکار میکنن همه چیشون به جا با اقساط بلند مدت خونه دار میشن ماشین میخرن لباس و شکم و گوشی و امکانات به روز هم سرجاش سالی چندتا مسافرت خارجی 😭 بهد ما انقدر بهمون گفتن قناعت کنین انقدر با نداری دست و پنجه نرم کردیم که اصلا نمیفهمیم تو رفاه بودن یعنی چی فقط حسرت میخوریم🥲

عه مام ۲۲ اردیبهشت پنجمین سالگردمونه 🙃
فقط تونستیم یه خونه بخریم البته خونه ای که دلمون میخواست

۵بهمن میشه ۳سال
یه پسر کوچلو
یه خونه کوچیک
قسط و وام تا دلت بخواد
تلاش براخریدن ماشین
تلاش براخریدن طلاهایی ک فروختم برا خونه

ما۵خرداد ۴سال ازدواج کردیم دستاورد ما هم ی دختر زیبا خدا بهمون داده ک‌مهمترینش همینه

۷سال
خونه
دوتا ماشین
کلی زمین خریدیم
از خودمون زدیم
شوهرم کارش ازاده اگ دولتی بود هیچی نداشتیم

درخواست میدی گلم مال من پره

دستاورد ماهم پسر شیطونمه و ماشینمونو عوض کردیم خونه رو تغییر دادیم

۶ فرودین شد۴سال که ازدواج کردیم
خونه و ماشین و باغ

عزیزم دنیا دو روزه و مخصوصا تو ایران معلوم نی فردا زنده باشیم پس بخور و بپوش و غصه نخور😅✌️

مام 30ادیبهشت پنجمین سالگردمونه
خونه ساختیم
ماشین گرفتیم
طلامو فروختم🤣

ما ده ساله خواهر هیچی ن😒😅

ما چی بگیم دستاورد ما فقط ی دختر بچه کوچولو بود😍😑😂

سوال های مرتبط

مامان آیسام مامان آیسام ۲ سالگی
سلام خانما من یه پسر ۹ساله دارم ما تو یه شهرک زندگی میکنیم بچه های همسایه ها همه میریزن بیرون بازی میکنن که بیشترشون پسر هستن تقریبا همسن و سال هستن پسر منم میره چون تو خونه تنهاست .اما از یه طرف دوست ندارم بره همه ی پسرای همسایه هامون پرو هستن پسرم میاد خونه بهم همه چی رو میگه خودم ازش خواستم بگه که یوقت کسی بهش نزدیک نشه .دیروز پسرم به من گفت مامان پسر همسایه مون به من گفته من میخوام برم پشت خونمون ج*ق بزنم به پسر من که بلد نبود توضیح داده گفته مامان بهم گفته از اونجایی که شاش میکنی کف سفید در میاد وقتی ج*ق بزنی به پسرم گفته میرم حموم اینکارو میکنم همش ۳ ماه از پسر من بزرگ هست من موندم واقعا چیکار کنم به پسرم چی بگم بخدا از دیروز اعصابم خورده استرس دارم چرا باید پسرای ۹ ساله همه چی رو بدونن اونم با توضیحات کامل بلدن به پسر منم گفته خوب من نمیدونم چیکار کنم به دوستش بگم ؟چرا با پسر من این حرفهارو میزنی .از یه طرف نمیتونم تو خونه زندانیش کنم بگم نرو بیرون چون صدای بچه ها تا خونه میاد پسرم گریه میکنه که منم برم کوچه بچه ها دارن فوتبال بازی میکنن .اما هر اتفاقی که می افته میاد خونه میگه حتی دوستش چند ماه پیش اونجاشو گذاشته تو ک*و*ن اون یکی دوستش اون موقع داشتن فوتبال بازی میکردن پسرم اومد به من گفت.من چیکار کنم واقعا کمکم کنید