۶ پاسخ

منم دقیقاعاشق بچه ومادری کردنم ان شاالله که وضعیت درست میشه این وضعیت فقط باظهور امام زمان خوب میشه اینروزابیشتر برای فرج دعاکنیم🤲🏻

دوست داشتی یه تاپیک از درست کردن لته ارتتم برامون بزار خیلی قشنگ شده معلومه خیلی تمرین کردی

نوش جان
چه خواب شیرینی🥰
پسر من خداروشکر مثل خودم خیلی کتاب دوست داره از چندماهگیش براش میخونم الان دیگ دنبال تنوعه منم دنبال کتابای خوبم هر کتابیو نمیپسندم ...پسرکوچولوتون کتابای مناسب سن خودش و میخونین یا با داداشش پیش میره؟

من وقتی حامله بودم خواب دیدم دو تا نوزاد پیشمه هر دو پسر یکیش بچه خودمه اون یکی نه
بیدار شدم از خواب به مامانم گفتم غیر من یکی دیگه هم تو فامیل حاملس😀بعد چند وقت فهمیدیم دخترعموم بارداره و جالب اینه کلا هفته بارداریمون مثل هم بود
بهش گفتم من خواب دیدم هر دو پسرن و اونجوری شنیدم که خانوم باردار جنسیت بچه رو ببینه برعکس میشه پس مطمئن باش هر دوتا دخترن
که واقعا همینطور شد
ممکنه بعد ها که شرایط جامعه همونطوری شد که میخوایم دو تا دختر به دنیا بیارین🥹😃

سلام عزیزم
قهوه وکیک نوش جانت🫶🏻
عزیزم این کتابها مناسب چه سنی هست!

بوی بهار از این خواب میرسد که🫡🫡

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
صبحتون پر نور🏞️✨💫
تو گالری گردیام رسیدم به این عکسام،اینجا هیراد حدودا ۶ماهش بود و مهراد ۳سالش🥹
پسر من وقتی یه چیزاییو با قصه براش تعریف میکردم خیلی خوب قانع میشد
اینجوری شد که من واسه هر مفهومی که میخواستم یادش بدم یه قصه میساختم😅

از اونجایی که خیلی به خاطره ساختن اهمیت میدم تصمیم گرفتم این قصه ها رو مثل یه کتاب براش درست کنم که یادگاری بمونه براش🥹
قصه رو نوشتم رو کاغذای گلاسه چاپ کردم و نقاشی کشیدم براشون
بعدم سیمی کردم که مثل کتاب بخونیمش🥰آخر صفحشم یه یادداشت برای بزرگیاش نوشتم🤵🏻‍♂️
تصمیم داشتم خیلی از این کتابا درست کنم براش که مجمموعه کتابای مامانشو داشته باشه…اما فعلا دو جلد درست کردم،انقد که مملکت ما گل و بلبله حوصله ی همه چیو از دست دادم🫠
این کتابش درباره دفاع کردن از حق خودشه و کتاب بعدیش درباره تمرینای ژیمناستیکه(چون میخواستم تشویقش کنم واسه باشگاه رفتن)
شاید بعدا عکسای اونم گذاشتم…

تاحالااین ایده به فکرتون رسیده بود؟؟

شیرخشک پوشک شیردهی بارداری تب واکسن اپتامیل ببلاک ویروس پستونک
مامان مهراد🐻 مامان مهراد🐻 ۲ سالگی
بچه هاا حوصلم سر رفته بیاید حرف بزنیم
الان داشتم مهرادو نگا میکردم یاد دوسال پیش این موقع ها افتادم که ان تی بهم گفت به احتمال زیاد پسره و من با اینکه قطعی نبود جوووری گریه میکردم که شوهرم میگفت از نگاه مردم پیداس فک میکنن دوست بودیم تو حامله شدی من گردن نمیگیرم😂 خلاصه که خییلی ناراحت بودم چون همیشه تو دلم یه دختر با لباس گل‌منگولی داشتم و اون لحظه همه تصوراتم خراب شد
ولی الان که دوسال از اون روز میگذره دارم فک میکنم من اصلا آدم دختر داشتن نبودم من هم خودم خیلی نازنازی ام هم زیادی تو همه چی کمالگراام اگه دختر داشتم هم خییلی لوسش میکردم هم خودمو همه چی رو فراموش میکردم که اون بی نقص ترین و زیباترین باشه و هم اینکه چون شوهرم فقط پسر دوس داشت حتی اگه بعد به دنیا اومدن عاشق دخترمون میشد بازم من همش حس میکردم باید یه پسر براش بیارم
اما الان با مهراد حسابی تغییر کردم و از هر لحاظ قوی تر شدم و خودشم با این سن کمش انقددر مهربون و با درکه که حس میکنم خدا یه تیکه از بهشتشو برام فرستاده تو این دنیا
البته اینکه مهراد یه ایزی بیبی واقعی بود هم رو همه این احساسات تاثیر داشت من راحتترین بارداری و زایمان ممکن رو داشتم و بعد بدنیا اومدنشم بعد از دوماه اول هیچ سختی و اذیتی واسم نداشت و کلا هرچی که مربوط به مهراد بود سریع راحت پیش میرفت و قدمشم حسابی برا زندگیمون خوب بود
خلاصه که میخوام بگم واسه پدر نمیدونم ولی واسه مادر جنسیت بچه‌ش کوچکترین تاثیری روی احساسش به بچه نداره البته که تا تجربه نکنید متوجه نمیشید ولی واقعا اینطوره
حالا شما بگید جنسیت بچه‌تون همونی بود که دلتون میخواست یا اصلا براتون فرق نمیکرد؟ شما روز تعیین جنسیت چه حسی داشتین؟