۶ پاسخ

من در کل تا روز شیشم شیاف میذاشتم که دردم صفر بشه نه اینکه کم بشه ها صفر بشه فقط موقع دراز کشیدن بلند شدن یکم احتیاج به تکیه گاه داشتم یا مثلا ی لحظه دست یکیو بگیرم من موقعی که مرخص میشدم تا خودم وسایلمم برداشتم

وای ببین من ترسو ترین ادمم ولی اگه میدونستم اینقد سزارین راحته الکی اون نه ماه رو به دهنم زهر نمیکردم اصلااااا ببین غولی که برا خودمون ساختیم نیست حتی یک درصد من پمپ دردم گرفته بودم شیافم میذاشتم حتی به اندازه پریودیم درد نداشتم فقط فقط بلند شدن اول ی حس سنگینی داره همین و بس ترخدا از تمام مراحلش لذت ببر مطمئنم بعدش خودت میای بهم میگی همینجور که گفتم بود

منم همین بودم . نگران نباش. فکر میکنی بقیه قراره خوشحال بشن با اومدن نی نی. ولی خودت از همه بیشتر لذت می‌بری.... تازه دردشم اونجوری نبست که اذیت بشی راحته فکر این چیزا رو نگن

عزیزم‌‌ کاملا درکت میکنم این حس هارو هممون داریم و مطمعن باش درداش و همه این روزا در عرض نهایت ۱۰ روز تموم میشه
توروخدا برای نینی من دعا کن بسلامتی دنیا بیاد

اولی رو سزارین شدی
چرا این طبیعی زایمان کنی ؟؟

عزیزم امیدوارم ک وقتی که کوچولوتو بغل میگیری همه ی این انرژی های منفی از بدنت پر بکشه و بره من مطئنم که همه چیز خوب پیش میره برات و با بغل کردن کوچولوت همه ی این حال بدیا رو پشت سر میزاری 😍❤️

سوال های مرتبط

مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۱۴ ماهگی
یه حس عجیبی دارم....
یه حس ترس استرس ذوق نگرانی ناراحتی...
این اخرین روزاییه که توی دلمی
حس ترس و استرس دارم از روز زایمان که نکنه مشکلی واسه تو یا خودم پیش بیاد از اتاق عمل میترسم از دردای بعدش از زایمان طبیعی ام وحشت دارم از طولانی بودن روندش و درد شدیدی که ازش شنیدم
حس ذوق دارم که قراره ببینمت بغلت کنم و باهات زندگی کنم حس راحتی دارم که دیگه این روزای سخت داره تموم میشه دیگه سختی هایی که کشیدم داره تموم میشه بدن دردام استرسام تموم میشه از این به بعد دیگه وقتی میخوابم راه میرم میشینم جاییم درد نمیکنه دیگه بدون استرس میتونم کارامو بکنم و برگردم به زندگی عادی...
حس نگرانی دارم از سختیای بچه داری از بی قراری هات از شب نخوابیدنام از مشکلاتی که ممکنه واست پیش بیاد از اینکه نتونم و از پس بچه داری بر نیام از اینکه یه تجربه جدید و عجیب میخوام کسب کنم...
و در اخر حس ناراحتی دارم بخاطر اینکه میدونم خودم قراره دیگه زندگی نکنم دیگه نتونم برم پیش دوستام نتونم هروقت هرجا خواستم با خیال راحت برم نتونم برم بیرون نتونم تفریح کنم و دیگه خونه نشین و پیر بشم....
خلاصه که خیلی حالم یه جوریه این روزا
بماند به یادگار از ۱۴۰۴/۰۲/۳۰