۱۲ پاسخ

من بار اول قبول شدم میدونی چرا😂اینقدر که مطمئن بودم رد میشم بدون هیچ استرسی رفتم امتحان دادم و با اعتماد بنفس و خیلی عادی انگار که کنارم بابام نشسته

جدی نگیر تا ۴-۵ دفعه طبیعیه رد شدن

من بار پنجم قبول شدم یهنی بد بیار تر از من نبود یبار گفت با مینی بوس دوبل بزن یبار قبول شدم مهر نزده بود یعنی دفعه پنج گفتم دیگه باید قبول بشم

عیب نداره تومیتونی ول نکن دفعه بعدی حتما قبول میشی منم اونموقع نفرقبلیم دور دوفدمان روخراب کردمن درستش کردم برای من پارک دوبل نگرفت ولی سربالایی نیم کلاج براش مهم بودکه خاموش نکنم خداروشکرتونستم

مطمئنم سری بعدی قبولی
منم دفعه سوم قبول شدم

من بار سوم قبول شدم

تا قبول نشدی برو دنبالش چون اگه وسطا بزاری کنار دیگه بعدا وقت نمیکنی

الان شهریش چقدره؟
من بخاطر همون حس شرمندگی اولین بار که رد شدم دیگه نرفتم دنبالش الان ده سال گذشته.اشتباه منو نکن اینا همش طبیعیه

من بار پنجم قبول شدم
البته من ماشینمون رو فروخته بودیم
۸مله ماشین نداشتیم تمرین کنیم

دفعه بعد قبولی کلا اکثرا دوبار رد میشن دفعه سوم قبولن

من ۱۹سالگی آزمون دادمو قبول شدم
هنوز رانندگی نمیکنم
امسال اگه خدا بخواد تو الویتمه ک برم دنبالش
شرمنده نباش گلم تو ک از قصد نمیخواستی اذیتشون کنی
انشالاه دفعه دیگه قبول میشی🌹

منم ی چندروزدیگ میرم ثبتنام کنم🥹خیلی ذوق دارم

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامانا من یکم پیش خیلی گریه کردم
دخترم در قابلمه رو برداشت که سرد بود گفت می‌خوام در قابلمه بذارم...قابلمه روحی هم تازه از رو گاز برداشته بودم کم رو گاز بود اما رو شعله بزرگ بود و خب روحی زود داغ میشه...سر گاز بودم و حواسم نبود قابلمه رو رو کابینت کنار گاز خیلی دورتر بوداما دستش رسید و قسمت گوشتی. دستش میخوره به دسته قابلمه....خدا منو بکشه.... زود دستش رو گرفتم زیر آب سرد خودمو گم کردم تنها بودم با دوقلوها از صبح و خسته.... خمیردندان دم دست بود قبلا شنیده بودم میزرن رو سوختگی اونو زدم و دخترم همش می‌گفت میسوزه گریه میکرد دلداری میدادم بغلش کردم فوت میکردم دستش رو...به همسرم چندبار زنگ زدم سرکار بود تو اتاق عمل گوشی پیشش نیست...خدایا خیلی بد بود...همش خودمو میخواستم کنترل کنم پسرمم اذیت میکرد.‌‌دخترمم گریه... تو گهواره گفتین یکم آرد زدم پسرمم همش آرد میخواست به عقلم نرسید یکمم بزنم دستش بازی بازی..‌کاسه آورد بگذره براش گذاشتم دوباره میخواست ندادم زد زیر دست ابجیش آرد هم ریخت حرصم گرفت بدونه زدم صورتش دستم بشکنه الهی..بعدش همسرم زنگ زد قبل اون هم از دست بچه ها دو دستی زده بودم رو سرم😞همسرم زنک زد با عصبانیت ماجرا رو تعریف کردم اونم دعوام کرد...اصلا حالم خوب نبود پریودم هم دو روز عقب افتاده بهم ریخته ترم...خلاصه یکم پیش بچه ها گریه کردم پسرم گفت مامان بوست میکنم گفتم فداتشم الهی صورتمو بردم نزدیک بوسم کرد بغلش کردم کلی گفتم ببخش منو...دخترمم قبل اینا انقد گریه میکرد نمی‌تونیم دلداریش بدم داد زدم سرش با بغض بهم گفت می‌خوام باهات حرف بزنم مامان...دنیا رو سرم خراب شد رفتم بغلش کردم گفتم بگو مامان.... من امروز گند زدم به همه چی.... کلی گریه کردم الان 😭