۲۳ پاسخ

تو در برابر جفتشون الان مسئولی ب قول خودت تنبلی از خودت بوده نتونستی جلوگیری کنی الآنم بچه دار شدی پس عین یه مادر واقعی بهش محبت کن
من دوست دارم بچهام پشت سر هم باشن هم بازی باشن باهم بازی کنن منم نگاشون کنم کیف کنم ولی خب بخاطر بعضی از مسائل فعلا نمیشه انشالا دو سه سال دیگه که اوضاع خوب بود میارم
تو هم کیف کن بچهات هم سنن و هم بازی بعدا اگ کسی نبود پشتشون باشه یا بازی کنن خودشون دو نفر کافی هستن
دختر من انقد گریه می‌کنه روزا یکی باشه باهاش بازی کنه کسی نیست منم نمیتونم هر لحظه در حال بازی باهاش باشم آخه خسته میشم کار خونه هم هست

من جات باشم میرم دکتر تحت نظر قرص میخورم حق داری واقعا

عزیزم یکی از آشناها همینطور شد ناخواسته باردار شد اوایل میگفت به اولی که پسر بود بیشتر توجه کنیم که دومی دختر رو اذیت نکنه و حسادت نکنه بهش ولی الان که دخترش نزدیک ۲ ساله ش هست بازم توجهی خاصی بهش نمیکنه .
راحت دوروزم خونه مادرشوهرش یا مادرش بذاره عین خیالش نیست
با همسرش برای مراسمی میخواستن برن یه شهر دیگه پسرش رو برد دخترش گذاشت پیش مادرشوهرش
لطفا این حس رو بذارش کنار با مشاوره صحبت کن چون بچه کاملا درک میکنه و کمبود محبت پیدا میکنه و عوارضش رو تو بزرگسالی میبینه

منم ناخواسته باردار شدم حسی بهش نداشتم میخاسم سقطش کنم ولی وقتی دنیا اومد همه چی تغییر کرد الان دو دیقه نبینمش دلم براش یذره میشه بنظرم برو دکتر عزیزم

عزیزم این حرف رونزن دوتاشون بچه هات هستن بهترهستن حداقل هم بازی میشن براهم من اختلاف سنی بچه هام زیاد هس وخیلی اذیت هستم پسرم کلاس سوم میره امسال ودخترم دوسالش هس همش دعوامیکنن وکتک. وکتک کاری

دوتاشون بچه تن ،دوسش داشته باش
اتفاقا فاصله سنیشون عالیه ،ان شاالله خدا حفظشون کنه برات

قرص بخوری خوب میشی منم بهتر شدم

مبارک باشه و تا سه ماهگی بهتر میشی چون که نذاشتی هورمون ها تنظیم بشه اعصابت آروم و نرمال برا همونه اما دو ماه اول بارداری سخته زایمان بعد خوب میشی میگی چه خوبه باهم بزرگ میشن دختر داری یا پسر

اره دیگه بزرگه الان دوسال و دوماهشه کوچکه ۶ماهه

عزیزم به خاطر پروسه بارداری و زایمان و تغییرات هورمونی اینا طبیعیه ولی نذار ادامه دار باشه این حس حتما پیش یه مشاور برو باهاش صحبت کن مطمئنا اون راه درست رو بهت نشون میده اونموقع قطعا نظرت عوض میشه حال خودتم خوب میشه درضمن بچه هات به توجه تو نیاز دارن از هیچکدوم دریغ نکن و بین بچه هات فرق نذار

ب این فکر کن که تو این دنیااااای بزرگ و ناامن و جدید و ترسناک اون بچه فقطططط تو رو داره،بغل تو،محبت تو،صدای تو برای اون کوچولو امن ترینه...ازش دریغ نکن تو تنها پناه اونی

تورو خدا نگوو😥😥منم ناخاسته باردارم و نمیخام میترسم بعدا حسی نداشته باشم بهش 😭😭

من دقیق ۲ سالگی ماهان فهمیدم باردارم انداختمش نتونستم نگه دارم واقعا اعصابم صفره کشش ندارم هرچی فکرکردم دیدم نمیشه مسئولیت ۲تابچه سخته،منم تنبلی کردم بایدبرم آیودی بذارم میترسم

حالا من چقدر دوس دارم ناخواسته باردار بشم چون شوهرم جلوگیری میکنه بشینم بهش بخندم...
عزیزم من نسبت به امین که اولین بچمه وخیلی دوس داشتم بچه بیارم وقتی دنیا اومد اصلا هیچ حسی بهش نداشتم ولی بعد ۴۰ روز خوب شدم مال افسردگیه بعد زایمانه

ب نظرم بعد تراپی و قرص خوردن حتما کتاب سفر قهرمانی مادرانگی را بخون چون وقت نداری صوتی گوش کن گلم

عزیزم بچت کوچیک نیست ک سنش خوبه. منم بچم دو ماه دیگه ب دنیا میاد و بچه اولم میشه ۲سال و سه ماهش.
اصلا عذاب وجدان نداشته باش بچه کوچیکت ک بشه یک سالش دیگ همبازی میشن و خیلیم خوشحال میشن ک تنها نیستن.
اگ می‌دونی نیازه برو دکتر

عزیزم از بچت بدت نمیاد اینا فیزیولوژی بدن انسانه
به خاطر هورموناته عشقم به خودت حق بده
نگران نباش ی مدت بگذره عاشق بچت میشی

منم اخریو ناخواسته شد همش دعا میکردم سقط شه ولی وقتی ب دنیا اومد همین ک دیدمش مهرش رفت تو دلم الانم از بچهای دبگم بیشتر دوسش نداشته باشم کمترم ندارم

عشقم ۲ سال خیلی فاصله خوبیه این حستم طبیعی هست چون تازه زایمان کردی و هورمونا تو نوسان هستن جفت بچه هاهم هرکودوم دنیای خودشونو دارن و دغدغه هاشون فرق میکنه ولی جفتشون از جون توهستن و همه ی دنیاشون مامانشون هست زود زود سرحال شو و به روال عادی برمیگردی انشالله😍

نگو اینطوری عزیزم
ولی برو دکتر 😇دارو مصرف کن
من سه تا فسقل دارم آخری رو ناخواسته بود ولی عاشقشم جونمم براش میدم با اینو تا وقتی میخاس بدنیا بیاد حسی نداشتم بهش

نگو ناخواسته اونم بچته گناه داره
منم بچم دوسال و ۳ماهشه کوچیکمم یکماهش
اون کوچیکه را شیرش میدم و میخوابونمش و میرم پیش اولی
وقتایی ام ک بیداره با اولی باهم باهاش بازی میکنیم حرف میزنیم لباسشا عوض میکنیم

منم سر روژان ايطور شده بودم كم كم درس شد و بش دلبستم

حالا من بر عکس توام
ناخواسته باردار شدم
اورژانسی خورده بودم
خیلی بدم میومد هیچ حسی نداشتم
همش گریه میکردم
لحظه ای ک بدنیا اومد دلم براش رفت
خیلی دوسش دارم
دلم براش میسوزه بچه بزرگم میزنتش
از طرفی دلم برا بچه اولمم میسوزه ک هزارتا برنامه براش داشتم الان وقت هیچ کاری ندارم
یه وقت کوچیکه رو میزنه خیلی عصبی میشم یهو داد میزنم بعدش عذاب وجدان میگیرم
اصن نمیدونم چیکار کنم
شوهرم و مامانمم خیلی کمکم میکنن

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
سلام مامانا چطورین خوبین؟خوش میگذره با کوچولوهاتون؟بخدا از لحظه ب لحظه کنار هم بودن لذت ببرید؟؟
مامانا من و همسرم پسرمو اصلا ب سوپری خرید کردن عادت ندادیم اگه یه موقع هم با خودمون بیاد خرید تا بهش اجازه ندیم حق خرید رو نداره...و اینکه
یه روش پس انداز کردن ب پسرجانم یاد دادم از اوایلی ک ب دنیا اومده بود من سه تا قلک خریدم و اسم خودم و پدر خونه و گل پسرم رو روی هر قلک نوشتم از پدر خونه هم خواهش کردم ک هر ماه اول برج بهمون پول بده ک ما پول رو بریزیم توی قلک و اینجوری هم ب پسرم بفهمونم ک فقط اول هر ماه پول تو جیبی داره
این روش هر ماه تکرار شد تا الان ک پسرم هر موقع بهش پول میدیم سریع خودش میندازه توی قلک بدون اینکه ما بهش بگیم
قلک مامان و باباش رو هم میشناسه میدونه کدوم واسه مامان هست کدوم واسه خودشه و کدوم واسه باباشه
از این روش پس انداز ک پسرم یاد گرفت خیلی خوشحالم
خدایا شکرت بابت زیبایی های زندگی
پوشک#شیرخشک#سونوگرافی#فرزندآوری#بچه#بارداری#آزمایش#