۱۵ پاسخ

منم مثل توام الان هفته ۳۶ م ولی اصلا مث خیلیای دیگه حسم ب بارداری گوگولی و اینا نیست بعضیا دیدی چقدر اکلیلی خرف میزنن راجب بارداری من اونطوری نیستم بنظرم فقط پنج شیش درصد خوبه اونم لحظه هایی ک بچه ب صدات و لمس هات تو دلت واکنش نشون میده

تمام زندگبم بهم ریخت فعالیت هام روتین هام همه شبیه یه تیکه ابر که از هم باز میشه و محو میشه محوشدن رفتن
سه سال هرچی پول داشتم گذاشتم برای ساختن بدنم باشگاه زفتم خیلی خوب شده بودم تو باشگاه با انگشت نشونم میدادن بارداری همه شو خراب کردمث بازی مارو پله کامل برگشتم سر خونه اول
تازه دیگه نمیتونم با بچه اونفدر ب ورزشم برسم
کلا اره ادم بچه دار میشه شیرینی خودشو داره
ولی اصلا اونقدر ک بعضی از زنا بابتش اکلیلی میشن من نیستم….
ولی از خدا میخوام بهم ی بچه سالم بده و توان بده بتونم مادر خوبی باشم و حسهای بد خودم و روی بچه خالی نکنم بتونیم کنار هم بزرگ تر بشیم و ب چیزایی ک میخوایم برسیم

و بدترین چیز توی این موقعیت اینه که وقتی مینالی و درد دلت و میگی همه چپ جپ نگات میکنن هی میکن لیاقت نداری داری مادر میشی همیشه بدترین واکنش هارو هم از خود زنها گرفتم انگار فکر میکنن چون دارن مادر مبشن دیگه اصلا نباید غر بزنن اگه غر بزنن ینی بچه شونو دوسندارن!

این که حق غر زدن و مثبت نبودن راجب بارداری رو نداریم خیلی مسخره ست انکار از بارداری بدت بیاد مساوی با اینکه از بچه تم بدت میاد خیلی مسخره ست

منم حاملگیو دوست ندارم بعضی اوقات عذاب وجدان میگیرم میگم ناشکری میکنم

ولی خیلی مرد ها هم بیشتر از توانشون زحمت میکشن منم واقعا از حاملگی و بچه داری بدم میاد دوس دارم بچم زود چهار پنج سالش بشه

ماههاست نتونستم به برنامه ها و کارای مورد علاقم برسم و حسابی این موضوع آزارم میده همه پولها و خرجام شده مرتبط با بارداری واقعا زجرآوره برام .اینکه شب راحت نخابم راحت جاهایی که دوست دارم نتونم برم چیزایی که دوست دارم نخورم اینکه دم به ساعت دکتر و آزمایش و سونوگرافی برم حال بهم زن ترین چیزها برام تو زندگی بوده و اینکه به قول شما حرفم میزنی بقیه اصرار دارن که نه خداتو شکر کن نه میگذره نه فلان و بدتر اینکه فکر میکنم تا دوسال بعد حداقل تو این هچل هستم

منم همین حسو دارم حالم داره بهم میخوره همسرمم باهام موافقه واقعا برای ما ناخاسته بود البته بچه دوست داشتیم ولی بچه دیگران رو چند ساعت ببینیم و بعدم بای بای الان ولی مخصوصا این دو ماه آخر کاملا پشیمونیم‌. دوسش داریم ذوق میکنیم از دیدن و حرکتاش ولی اونجور که بعضیا اکلیلی میشن اصن

عوضش من عشق کردم با حاملگیم دوست داشتم طولانی تر باشه🤗

دقیقا منم همین حس رو دارم

ای بابا انگار حرفای من و زدی ک😕 چرا تموم نمیشه نمیرسیم ب هفته های امن

منم همیشه میگفتم ازدواج کنم خودم حامله نمیشم بچه از پروشگاه میارم بهترم هست😐😂ولی گویا نمیشد و تو ذهنم هست که وای خدا چه سخته من الان زود بود برام و اینا ولی نمیگم زیاد که یه وقت نی نی ام ناراحت نشه😂🫠

واقن هم سخته قربونت برم
هرچی سختی و بدبختیه واس زنه
خیلی آستانه ی تحمل بالای داریم بخدا

یکم زیادی ناز و ادا نداری؟🙄🙄🙄

طرز فکر شما رو نمی‌دونم اما معتقدم از فرصتی ک برای مادر شدن و تجربه کردن یسری چیزای سخت و شیرینی ک در اختیارمون قرار داده خداوند باید لذت برد و شکرگذار بود انشاالله به سلامتی این دوران براتون به پایان برسه دیگه رسیدید به اخراش عزیزم😊🌸

من شرایطم خیلی بد بود کارم به بیمارستان کشید چند بار درسته سخته قابل انکار نیست اما اینکه میگه چرا ما زنا ...چون خدا تو این مسئله مارو انقدر برتر از مردا دید که تو افرینشش شریک باشیم ،این چیز کمی نیست وگرنه عظمت خدا کجا و ما کجا منکه به خودم افتخار میکنم که یه سری سختیا فقط از ما برمیاد

پس کلا نباید ازدواج میکردی که به این چیزا برسی

سوال های مرتبط