⭕️سلام مامانای قشنگ در مورد زایمان سزارین میخوام بهتون بگم
آستانه درد و تحمل هر کسی متفاوته
تجربیات بقیه رو ملاک قرار ندین و به خودتون استرس وارد نکنید
من با اینکه خیلیی استرسی بودم ولی روز زایمانم به شکل معجزه آسایی آرامش داشتم،مطمئن باشید خدا اون آرامش و قدرت رو بهتون میده✨

صبح ساعت ۷ رفتم بیمارستان
کارهای پرونده انجام شد و دستبند رو بستم و رفتم بالا برای کارهای قبل زایمان پرستارا خوب و خوشرو بودن سوند و انژیوکت (هیچ کدوم درد نداشتن) وصل کردن رفتم برای اتاق عمل،پرسنل بیهوشی و اتاق عمل خیلی صمیمی و خوشرو بودن،دکتر قشنگم اومد و یکم باهام صحبت کرد و دکتر بیهوشی کار خودش رو کرد بی حس شدم ولی آمپول اسپاینال برام دردناک بود فقط همین قسمت زایمان برام سخت بود(خیلی ها هم دیدم که اصلا براشون سخت نبود پس نگران نباشید)
بعدش هم گولم زدن که دکتر داره فعلا شکمتو تمیز میکنه گفتم نه میدونم داره بچه رو در میاره همون لحظه صدای نانا اومد و اشکای من در اومد خیلی قشنگ بود🥲برای همه تون این صحنه قشنگ و آرزو میکنم بعدش آوردن پیشم و من کلی کیف کردم و بوسش کردم خیلی حس بامزه و نرمی بود🥰
بعدش هم که بخیه و ریکاوری و پیش به سوی خانواده
درد بعدش برام مثل درد های پریودی بود که شدید میشد پمپ درد نداشتم و با شیاف و مسکن هایی که میزدن کاملا قابل تحمل بود
راه رفتن اول هم برام سخت نبود
ظهر فردای بعد زایمان هم مرخص شدم و به محض اومدن هم دوش گرفتم و حسم خیلی بهتر شد
درد ها هم با شیاف کامل قابل کنترله
⭕️من قبلا دوست داشتم تجربه زایمان بقیه رو بدونم گفتم شاید شماهم شاید دوست داشته باشید بصورت خلاصه براتون گذاشتم😅
زایمانم بیمارستان گلسار بود و من کاملا راضی بودم🥰

زایمان
فرزندپروری

تصویر
۲۸ پاسخ

عزیزم خونریزی بعدش چطور بود؟ من از این مرحلش خیلی میترسم و ماساژ رحمی

مبارک باشه عزیزم خیلی آروم شدم با حرفات منم تاحالا اتاق عمل نرفتم

عزیزممم چقد ارامش گرفتم با حرفات ازت ممنونم🥺🥰 من تا همین امروز همین حسو داشتم اصلا استرس واسه زایمان نداشتم اما اطرافیان انگار خیلی خاطره خوب نداشتن من همش پیش خودم میگفتم هرکسی آستانه دردش متفاوته،الانم ک پیام شمارو خوندم خیلی آروم تر و راحت تر شدم🥰👌🏻

ممنونم‌واقعا🥺
اول اینکه خداروشکر زایمان خوبی داشتی و خداروشکر که هم‌خودت سالمی و هم عزیز درد‌ونت رو سالم بغل گرفتی🥺
و ممنون که بین اینهمه پیام ها و انرژی های منفی اینقد صادقانه و منطقی تجربت رو باهامون در میون گذاشتی❤️

موقع بي حسي زدن چنددقيقه بعدش عملت كردن من همش ميترسم پاهام بي حس نشه

مباااارکا باشه عزیز دلم ممنون که تجربه قشنگت و به اشتراک گذاشتی😍😍😍😍

اشکای منم الان اومد عزیزم نامدار باشه پسرت برای منم دعا کن 🙏🏻❤️😘😍

عزیزم پستونکای هی‌اور‌شی برای بالای سه ماهه

عزییییزم ممنون که تجربتو باهامون درمیون گذاشتی و چقدر قوت قلب بود 😘💋🫶🏼

خداروشكر چه جوجه نازى😍

ای جونم 😍🩵واقعا خدا اون روز به آدم آرامش میده

چ نمکه خدااا خداروشکر ک زایمان راحتی داشتی انشالله بر ماهم راحت باشه🥹

اوخدا عسلچه رو ببین
ممنون عزیزم خیلی دلگرم کننده بود تجربه ات🩵
چون منم میخوام برم بیمارستان گلسار🌸

خدارو شکر .مبارک باشه, انشالله همه مادران بدون چالش زایمان کنن

مرسی از اینکه تجربتو با ما به اشتراک گذاشتی😍❤️ واقعا دستت درد نکنه🫂 قوت قلبی بود.
ایشالله که روز به روز بهتر بشی❤️🫂
خدا شما و نینی جان قشنگ رو برای هم حفظ کنه 😍❤️🫂🩵

به سلامتی عزیزم خدا نی نی قشنگتو حفظ کنه براماهم دعا کن🥹😘🌸

عزززیزم خدا حفظش کنه😍 این مدل شب پستونک هی اور شی هست راحت گرفت گل پسرتون؟ مدل روز هم استفاده کردین اونم گرفت؟

ای جاندلمممم به سلامتی عسلممم🥹🩷🫂💋
هزینه بیمارستان چقدر شد گلی؟بیمتون چی بود

عزیزم 🥺 مبارکتون باشه خداروشکر که زایمان هم برات راحت گذشت و خاطره خوبی شد
چقدر خوشحال شدم 🙏🏻 امیدوارم برای هممون اینحوری باشه
خدا خودش کمک کنه
خب خداروشکر که از بیمارستان هم رضایت داشتی
نینی داری چطوریه؟🥺

مبارک باشه عزیزم خداروشکر که به بهترین شکل براتون گذشته♥️
چقد خوب توضیح دادی عزیزم و چقدر درک و شعورت بالاس


چنروز‌پیش‌یکی تاپیک گذاشته بود که سزارین اصلا درد نداره هرکس گفت درد داره بزنید دهنش دروغ گفته

حالا هرکیم بهش میگف بدنا متفاوته می‌گفت حتما باید از پایین پاره بشید و جر بخورید که بفهمید درد چیه😐همینقدر بی لول و بیشخصیت بود طرف

قدم نو‌ رسیده مبارک باشه عزیزم

مبارکت باشه عزیزم فقط یسوال دارم اینکه بچه رو زودتر بردن باباش ببینه یا همزمان با خودت رفتین پیش باباش؟

خداروشكر عزيزم برا ما هم دعا كنين راحت باشه

پستونکش چه نازه چقد گرفتی و اینکه گیر نمیکنه دماغش

یه سوال خیلی ذهن منو درگیر کرده
بعد سزارین با بخیه میشه حمام رفت؟

بسلامتی انشاالله
قدم نو رسیده تون مبارک باشه

وای خودا قیافه نی نیو 🫠

عزیزم الان‌ چطوری؟؟؟ درد داری ؟ سرپایی؟؟

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان فرفری💙 مامان فرفری💙 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمانم

من از طریقی که قبلا سزارین شده بودم برای زایمان زودرس باید دوباره سزارین میکردم
رفتم بیمارستان برام نوبت زد برای یکشنبه ۲۳شهریور
ولی من چهارشنبه درد گرفتم هی میگرفت و ول میکرد و منم میدونستم درد زایمانه گفتم خوب میشم ولی هی بدتر شد
جوری که دیگه راه رفتن برام سخت بود منم ساکمو و مدارک پزشکی و چیزا رو جمع کردم با شوهرم و مادرم و مادرشوهرم رفتیم بیمارستان
وقتی رفتم معاینه کرد و گفت دهانه رحمت یک سانت باز شده و دستگاه گذاشت رو شکمم و درد رو ثبت کرد واقعا دردام هی داشت بیشتر میشد بردن آمادم کردن برای اتاق عمل سوند زدن و ازم ازمایش گرفتن و رفتم برای اتاق عمل
حس عجیبی داشتم باورم نمیشد که میخوام زایمان کنم و بچمو ببینم
خلاصه تو اتاق عمل امپول بی حسی برام زدن و وقتی دکتر اومد خیلی کم زمان برد که صدای پسرم رو شنیدم🥹💕
و بخیه زدن شکمم رو
یه ساعتم توی ریکاوری بودم که خیلی میلرزیدم چند دفعه به شکمم فشار اوردن و واقعا برام دردناک بودن وقتی اومدم بخش هم از ساعت ۱۲تا ۷ صبح فقط درد کشیدم در این حد که دیگه گریه میکردم ولی خب بهتر شدم
همه ی این سختی ها ارزششو داشت من بخاطر پسرم گفتم همه ی دردا رو تحمل میکنم
و آقا کیانم ساعت ۲۲:۰۰روز چهارشنبه ۱۹شهریور به دنیا اومد🥹
خدایا هزاران بار شکرت بخاطر وجود این فسقلی من🥹💕🧿
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۷ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان گل گلی مامان گل گلی ۸ ماهگی
سزارین
پارت یک

نه ماه نمی‌تونستم تصمیم بگیرم که طبیعی زایمان کنم یا سزارین
شرایط هر جفتش برام مهیا بود ، اما بلاخره پایان نه ماه فشارم بالا پایین شد و بچه هم تا هفته ۳۹ تو کانال زایمان نیفتاده بود و هیچ دردی نداشتم دکترم تصمیم گرفت که سزارین کنم و منم واقعا خوشحال شدم چون یه بار زایمان طبیعی با آمپول فشار انجام داده بودم و واقعا برام سخت گذشته بود

خلاصه ساعت چهار و نیم صبح حرکت کردیم و پنج رسیدیم بیمارستان رفتم و آزمایش ها و ... رو انجام دادند بعدش ساعت هفت و نیم وارد اتاق عمل شدم
نکته ای که میخام بهتون بگم برای من واقعااا سوند گذاشتن هیچ دردی نداشت هیچی انگار نه انگار که سوند گذاشتند
تو اتاق عمل همه کار خودشون رو به سرعت انجام دادند و من رو یه ذره هم کردند و آمپول بی حسی زدند برام عین تموم امپولا بود دردش درد وحشتناکی نداشت
به سرعت درازم کردند در عرض پنج ثانیه بی حس شدم و خودمم استرس گرفتم که دکترم فهمید و آرامش بخش بهم تزریق کردند
مامان دایار مامان دایار ۸ ماهگی
سلام خواستم تجربه خودم رو راجع به زایمانم و بیمارستان بگم براتون شاید به کار کسی اومد..
بیمارستان عیسی بن مریم زایمان کردم ماما خصوصی خانوم فضه ملکی رو داشتم و زایمان در آب انجام دادم
از هفته ۳۴ تحت مراقب خانوم ملکی بودم همراه با ورزش هایی که بهم میداد..آبریزش و درد داشتم خانوم ملکی گفتن که هر موقع خواستم برم بیمارستان ولی من میخاستم بیشتر زمان خونه باشم وقتی رفتم معاینه شدم ۵ سانت بودم کارای پذیرش انجام شد رفتیم برای زایمان که کلا داخل آب بود حتی بچه هم تو آب دنیا اومد..ی حس آرامش آب داشت، بخیه هام رو خیلی خوب زدن خانوم ملکی، فقط خودش معاینه کرد اونم در حد یکی دو بار....در کل زایشگاه خیلی خوب بود
رفتم بخش هر اتاق دو تخته بود پرستارا مدام سر میزدن و رسیدگی و تمیزی بخش خیلی خوب بود غذا خوب بود ...ولی دکتر زنان اصلا برای چکاپ نیومد و فقط رو پرونده ترخیص زده بود،، دکتر نوزادان هم در حد چند ثانیه اومد و رفت و معاینه و ویزیت درستی نکرد بچه رو ...
پایان
مامان آقارضا مامان آقارضا ۱۳ ماهگی
تجربه سزارین

من سرکلاژ بودم و درد رحم داشتم با وجود سرکلاژ معاینه شدم و گفتن نیم سانت باز شدی و اگه بیشتر بشه و باز نکنی ممکنه رحم دور از جون پاره بشه و من تو ۳۷هفته و ۳روز سزارین شدم (سزارین اختیاری)

صبح ساعت ۵:۳۰بیمارستان بودم و خیلی درد داشتم و وقتی بهم سوند وصل کردم به معنای واقعی کلمه داشتم از درد میمردم خیلی برای من سوند سخت بود کارامو کردم و ۵دقیقه مونده به عملاز شدت درد سوند تمام بدنم خیس عرق بودم و دردم وحشتناک تر شده بود ،رفتم تو اتاق عمل و خلاصه سزارین شدم و من پمپ درد هم گرفتم ساعت ۹رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۱از ریکاوری زدم بیرون و درد سزارین مثل یه پریودی پر درد بود ولی نه اون حدی که نشه تحمل کرد و هر وقت حس میکردم دردم یکم داره اذیتم میکنه دکمه پمپ درد رو میزدم و برام شدت درد کمتر میشد و خداروشکر پسرمم تو دستگاه نرفت و بعدم ۱۲ساعت بعد عمل گفتن بلندشو راه برو،خلاصه به جز درد سوند که اصلا برام قابل وصف نبود بقیه عمل واسم قابل تحمل بود وذخلاصه که واسه کسایی که مثل من ترس دارن یا از درد طبیعی میترسن من سزارین رو پیشنهاد میدم ان شاءالله دامن اقدامیا سبز بشه و همه ی مامانا بچه هاشون رو صحیح و سلامت بفل بگیرند🥰🤲🏻💐❤️