اصلا ناراحت نمیشم
اتفاقا از اولم همیشه گفتم که تو یه زمانایی تنها برو سر بزنم منم تنها میرم سر میزنم شاید یه زمان مادر پدر دلشون گرفته باشه و بخوان حرفی بزنن که جلو عروس و داماد خجالت بکشن.
خودمون فردا مادر و پدر میشیم واقعا این چیزا ناراحت کننده اس که یکی بیاد تمام و کمال بچمون ازمون بگیره نه؟
چقدر درگیری های شما بامزست 😂 حسودی به مادرو خواهرو پدرو …
بستگی به خانواده شوهر داره..من نه اوایل حساس بودم ولی الان وا دادم چون فقط خودت اذیت میشی..ب این فکرکن که توام بالاخره با خانوادت تنها میشی و بچه ای که بدنیا میاری هم همین..دراینده همینه..اینجوری فکرکنی راحت میگیری
همونجوری ک من میرم خونه مادرم هروقت ک دلم بخواد و اون چیزی نمیگه منم حرفی نمیزنم گاهی اوقات میشه هفته ای یکبار بره گاهی اوقاتم روزی دوبار رو میره سر میزنه چیزی نمیپرسم ک چی گفتید و فلان اگر حرفی یا مشکلی باشه خودش میاد میگه اونم دقیقا همینه
من که خودم بهش یاداوری میکنم این هفته تنهایی نرفتی برو که دلشون باز شه
بااینکه همیشه گفتن منم مثل دخترشونم
ولی بازم میگم باید فضا داد بهشون
پسرشون داماد شده اسیر که نشده😁
بخدا این چیزارو میخوندم۱۰۰بار شکر میکنم خدا بهم دختر داد
دقیقا این مشکل منم هست
چون مادرشوهر فوضول و دخالت کنی دارم و میدونم وقتی تنها بره هی از زیر زبونش حرف میکشه هی میگ اینو این کار کن اونو این کار کن منم متنفرم از ادم فوضول
حسادت نه همیشه میگم برو پایین خونه مامانت اینا تا من نرم نمیره یا زور میره 🥴
آره منم اصلا خوشم نمیاد حس بدیه چون خونوادش با من عین دشمنن
شوهر منم میرفت گاهی تنها،خیلی کم پیش میومد، خودم نمیرفتم
ولی جرات نداشتن جلوی شوهرم بد منو بگن، ازش میترسیدن😂😂فط میرفت خبر پدرش میگرفت سریع برمیگشت
من ک دائم به همسرم میگم من نمیتونم بیام تو برو ولی نمیره
بنظرم هیچ اشکالی نداره
بیخیال باش با این چیزا فکرتو درگیر نکن
نه من اصلا حساس نیستم.
ما تو یه شهر دیگه دور از خانواده هامونیم
همیشه وقتی میریم پیش اونها، من میرم خونه بابام اونم میره خونه باباش.
از نظر من بره چ عیب داره. مادرش بنده خدا یک بار هم شاید خواست با بچه ش تنها باشه. خودمون هم تنها پیش مامانمون میریم.
حسادت که نه ولی کنجکاو میشم چی میگن😂
😐😐😐😐😂
خب همش به این فکر کن یعنی من اصلا دوست ندارم که خودم تنها باشم با مامانم ؟
ما هر دو اکثرا با هم میریم خونه والدین ولی خیلی مواقع هست من تنها رفتم خونه مامانم همسرم نبوده در کنارش خیلی تشویق میکنم همسرم هم تنها بره حتما چون ممکنه ی روز تایمش خالی باشه ولی من ن همیشه گفتم وظیفه بهشون سر بزنی یا جایی کمک لازم داشتن کمکشون کنی
میره سر میزنه میاد ، اتفاقا هربار تشویقش کردم بره بیشتر پیشش عزیز میشم از رفتارش مشخصه
اونجا ی لیوان آب هم بخوره برام میاره میگه تنهایی از گلوم پایین نرفت
منم همینم
با اینک میدونم بد هم میگن
منم مثل توام فکرم میمونه پیششون🤣🤣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.