۳ پاسخ

آه دقیقا همینه منم خیلی نیاز دارم. بازمن دوست دارم کارکنم خیلی دوست دارم تنها زندگی کنم به هدف هام برسم باکمک خدا مامانم کاش میشد کاش مجردبود ای کاشک

منم همیشه وقتی به این موضوع فکر میکنم که دلم میخواست برگردم به قبل تر ها که تو خونه پیش مامان بابام بودم بدون هیییییییچ مسئولیتی بدون هیچ دغدغه ای بی اختیار اشکککک میریزم 😔
خیلی نا امیدم خیلی خستم
هیچ وقت فکر نمیکردم که یه روزهایی میاد که از زندگی سیر باشم

منم از خانوادم دورم گاهی دلم می خواد برای یکساعت تنها باشم
ولی می بینم نه نمیشه و تموم کارا رو دوش خودمه

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۲ سالگی
خسته ی خسته ام یعنی 😣
دخترمو دیگه گاها میخوام ببرم پیش دکتر روانشناسی چیزی
دیگه خودمم مریض شدم گریه ش بگیره دیگه تمومی نداره یک ساعت بکوب جوری گریه میکنه انگار کتک میزنی
میشینه تو آپارتمان حوصله ش سر میره از پنجره صدای بچه هایی که بازی میکنن میشنوه یا میبینه ناراحت میشه خودمم ناراحت میشینم میزارمم بره بازی کنه همین امروز رفت دیگه خونه نمیومد از ترس اینکه بیاد خونه تنها بمونه سه بار تا پاشنه پا جیش کرد نمیومد جیش کنه همه جا رو به گند کشید آخر سر دیگه دختر همسایه گفت من میرم کار دارم انقدر پشت سرش کرد دستشو گرفت آورد خونه ولش نکرد منم ببر با ناخنش دست و صورت دختره رو پاره پاره کرد بهم سیلی میزد نمیخوامت نمیام خونه
این مادر بودن عجب سخت بوده
گاها میزنه سرم میگم حامله شم براش همبازی بیارم شاید از تنهایی در بیاد اخلاقش بهتر بشه بعد میبینم با یه بچه دیگه من تیمارستانی میشم دیگه
برمیدارم میبرم پارک همش بغل میخواد خسته میشه یا همش جیش داره باید تو کوچه ها جیش کنه خسته شدم از این زندگی