بخدا من خیری از مادر همسر و خواهر همسر هیچ خیری ندیدم
باهاشون جایی میری مثه زحر میشه اونجا برات، اصلا خوش نمی‌گذره ، یا آدم دقیقه ای ان ،میری می‌شینی پا میشی 😑😑
اصلا خوش نمی‌گذره
از این به بعد تصمیم گرفتم باهاشون جایی نرم
اون خواهر همسرم که نمی‌دونم از چیشه ،حسوده خدا می‌دونه ، حرف میزنی زبون دراز و میپره به آدم ، اون یکی هم شوهر داره ولی زبون دراز ، با اینکه یه جاهایی بدردش خوردم ، ولی نمی‌بینه ، بازم بی احترامی و گفتار بد داره
سه تا جاری هستیم ، فرق می‌زارن انگار، ولی تعریف از خود نباشه ،خوشگلتر از اونام
نمی‌دونم خواهر همسرم چشونه ، بدرک , ولی فک کنم حسودن حسود
امشب زنگ زد اون یکی خواهر شوهرم بریم عروسی و فلان ، گفتم نمیام ، گفت چرا ، گفتم نگاه میکنم
والا دوست ندارم دیگه ببینمشون اه اه

فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه
دارو دارو دارو دارو دارو دارو دارو

۳ پاسخ

خانواده شوهر من میرن جنگل کباب میخورن برمیگردن تمام .....یعنی ی ساعت راه میرن ی ساعت برای کباب ی ساعت برای برگشت برای سیزده بدر به شوهرم گفتم اصلا باخانوادت خوش نمیگذره نه عکسی نه چیزی خوشم نیومد اصلا

کی خیر دیده از قوم شوهر خواهر😁😁😁خیر شاید همه مثل هم نیستن خوب هم زیاد هست ولی رقابت و حسادت صدرصد توشون هست کم پیش میاد خوش بگذره با خانواده شوهر آدم راحت نیست اصلا

کی دل خوش داره خواهر

سوال های مرتبط