۸ پاسخ

بگیرش دیگه چ خبره الان داغی نمیفهمی من از وقتی از شیر گرفتم هرشب ب خودم میگم بهترین کاری ک میتونستم در حق خودم بکنم همین بود هم بچه راحت شد هم خودم

گریه کردن عادیه ،بلاخره هم تو وابسته شدی هم بچه اما اینکه از شیر بگیریش برای جفتتون بهتره

منم نمیتونستم از شیر بگیرمش میگفتم بذار حالا یه روز هم بدم از فردا،باز فردا همین آش و همین کاسه
یه ماه مونده به تولدش گرفتمش از شیر خودم
خیلی آسون بود درسته آدم ناراحت میشه ولی خب چاره چیه بهرحال باید بگیریم دیگه
دوهفته بعد شیر خودم از شیر خشک گرفتمش پاستوریزه دادم بشدت وابسته شیشه شیر بود
که اونم از دیروز دیگه نداده بهش گفتم شیشه رو هاپو برده و پسرمم دیگه نخواسته

روانی نشدی از بس خواب نداری؟ من بخدا رد داده بودم دیگه، به مرز جنون رسیده بودم، ۱۸ ماهگی شیر روز رو کم کردم ۲۰ هم شیر شب، تمام، هم خودش راحت شد هم من

منم دقیقا مثل شما بودم
الان ۲۰ روزه از شیر گرفتم
اولش دوشب سختی بود برای خودم پسرم
اما حالا فکر میکنم هر دوتا مون راحت شدیم
پا درد استخون درد گرفته بودم
الان وقتشه بگیر بعد هوا گرم میشه نمیشه بگیری از شیر بچه مریض میشه میوفته برای برج ۷ ک هوا سرد تر میشه
از امشب اراده کن منو از بس عید گفتن بردار چخبره آنقدر شیر میخوره بچه هم بعداز ۱۳ شروع کردم ک شیر ندادم روزها سرگرم ش میکردم
شبها دو شب راهش می‌بردم خوراکی میوه بهش میدادم الان ماشالله راحت میخوابه

دقیقا واسه منم خیلی سخت بود ب هر کی میگفتم مسخرم میکرد ک چرا باید دلت واسه شیر دادن بعدا تنگ بشه ولی واقعا واسه مایی ک احساساتیم سخته ولی عادت میکنی راحت میشی نگران نباش

من شیر خشکا گرفتم قبل عید ولی خونه بجاش شیر پاستوریزه میدم چون بدنشون هنوز ضعیفه

منم اگر سینمو میگرفت و از ۲ماهگی پس نمیزد الان همینجوری بودم،ولی به این فک کن که یه مرحله اس باید طی کنید،و این اصلا معنیش این نیست که دور میشید از هم

سوال های مرتبط