۶ پاسخ

درمانگر جیه؟؟؟؟

واقعا منم به تایم میخوام برای خودم فعلا مطرح کردم ببینم کی محقق میشه😶‍🌫️🙄

انگار یه خروس درون دارن فسقلیااااا

باز بهت ور رفت این مهدیس چش سفید🤣🤣🤣
اگ بچه ها با من این کارو بکنن با برخورد فیزیکی مواجه میشن🤣🤣🤣🤣

عاااره خیلی حس خوبیه
ولی سعی میکنم پیششون باشم ولی بچه کلا تحویل شوهرم باشه سه تایی خوشمیگذره
در کل از وقتی باردار شدم خیلی کمتر بچه پیشمه تا خسته نشم شوهرم ده روز مرخصیو کلا با بچه وقت میگذرونه

من شوهرم بخاطر بیکاریش اعصاب نداره پسرمو بزارم دیگه هیچ
کلی داد بیداد میکنه حوصله نداره هی بهش میگه برو کنار برو‌پیش مامانت و....
هیچوقت تنها نزاشتمش با همسرم چون فکرم پیشش میمونه دعواش میکنه یا سرش داد بزنه و.... بگم بداخلاق نیس اما فکرم پیشش میمونه

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
یه سوال
وااااقعا فکر میکنید بچه ها ، بزرگ بشن مسؤلیتی در قبال ما دارن؟
دیدتون فقط از جانت پدر مادر باشه ، کاری یه فرزند بودن خودتون و پدر مادرتون ندارم، فقط خود والدتون رو ببینید و بچتون رو

این که شما خواستید بچه بیارید ، و مسلما وظیفتونه ، لطف نیستا ، وظیفست رسیدگی و مراقبت ازش و هرررررکاریم براش بکنید ، همه و همه از روی لطف و علاقست ، معامله نیست ، زوریم نیست
پس اون بچه حقی در قبال ما نداره ، منه مادر خودم آوردمش توی این دنیا ، خودمم باید ازش مراقبت کنم و زندگی کردن بهش یاد بدم ، این وظیفه منه

انتظار ندارم وقتی پیر شدم و بچم اول جوونیشه، تازه بخواد دردسرای منو داشته باشه یا ازم مراقبت دائم کنه ، یا ببرتم تو خونش با همسرش و هزار تا چیز دیگه

پس ، پدر ها و مادر ها
تااااا میتونید برای پیری و کوری خودتون آماده باشید و برنامه داشته باشید و پس انداز کنید ، چرا که قرار نیست یه بازه زیادی از عمر بچتون صرف نگهداری از شما بشه ، شما نگهداری کردید از اون چون بچتون بود ، خودتون خواستید و همش با عشق بوده ، ولی اون احساسش تماما با عذاب وجدان همراهه ، اون عشقی که پدر مادر داره رو مسلما فرزند اون زمان نداره

این طرز فکر منه برای بچه خودم و خودم
مامان مهدیار مامان مهدیار ۱ سالگی
❌ایده ی ساخت اسباب بازی دست ساز و ایده ی خرید اسباب بازی مناسب تقویت مهارت دست ورزی😃🎊😍🧩


🎯امروز همراه پدر و مادرم رفته بودیم خرید، پدرم اون کامیون بالایی رو برای مهدیار خرید🚚🥰، من از کارتن کامیون استفاده کردم و با چیزایی که داشتم برای مهدیار یه کاردستی درست کردم که عکسش توی تاپیکه، 💥🌈

💫با کمک همون کارتن دایره درست کردم که چوب بستنی ها داخلش قرار بگیرن و روی هر دایره یک رنگ چوب بستنی های رنگی چسبوندم❤🧡💛💚💙💜
🏿، دور کار هم عکس حیوانات رو چسبوندم چون مهدیار خیلی حیواناتو دوست داره. 🐤🐦🐧🐸🐹🐻
🚩با کمک این بازی می تونید به نی نی هاتون یاد بدید که رنگ ها رو یاد بگیرن و چوب بستنی ها رو جای درستش بزارن😌، یه چند هفته طول میکشه تا یاد بگیرن چون براشون یکم زوده پس توی یادگیری بچه ها عجله نکنید، 😗
✅اون تصویر بالایی سمت چپ هم چیزاییه که امروز برای پسرم خریدم برای ایده گذاشتم شاید به کارتون بیاد، ✌🏻
برای گل پسر: دفتر نقاشی، مداد رنگی، خمیر بازی، شن جادویی و یه بسته چوبک رنگی و رنگ انگشتی گرفتم🧩
خبر خوش هم اینکه شن جادویی و خمیر بازی رو سمت دهنش نبرد 😄😅


پوشک شیر شیشه شیر بچه فرزند فرزند پروری دورهمی چالش تاپیک عید سال نو پینو مای بیبی بازی بازی فکری مادر تب کولیک
مامان مهدیار مامان مهدیار ۲ سالگی
سلام به همتون
خواستم تجربه واکسن 18ماهگی مهدیار رو بگم
روز سه شنبه ساعت 11مهدیار و حاضر کردم بهش یکم ایبوپروفن دادم (به استامینوفن حساسیت داره) و رفتیم بهداشت از اول تا آخر که برگشتیم کلا گریه میکرد به خاطر این که از بهداشت می‌ترسه بعد اومدیم خونه باهاش کلی بازی کردیم تا پاهاش میگیره بعد خسته شد و خوابید بعد نیم ساعت از خواب بیدار شد و شروع کرد به گریه به خاطر پاش همون موقع بچه های خواهرم اومدن خونمون و چون خیلی بهشون وابسته شده خوشحال شد و درد پاشو یادش رفت همون‌طور که پاش لنگ میزد باهاشون می‌رقصید و بازی میکرد خلاصه کلی تحرک داشت تا شب که یکم بهونه گیری میکرد بعد جای آمپول و ایبوپروفن زدم ب بعد آروم شد و سر موقع هم بهش ایبوپروفن میدادم که تب نکنه یه کم سرش داغ میشد ولی با یه بار شستن صورت خوب میشد آخر شب هم که خوابید اما تا میخواست به طرف چپ علت بزنه پاش درد می‌گرفت م دوباره به طرف راست بر میگشت منم که تقریباً از ترس این که تب نکنه تا صبح بیدار بودم صبح هم که از خواب بیدار شد شروع کرد به راه رفتن و بازی کردن خودمم باهاش شریک میشدم تو بازی تا بهونه نگیره نزدیک ظهر هم با باباش بردیمش با ماشین دورش دادیم و اومدیم خونه همه چی خوب بود تا اینکه شب برق قطع شد مهدیار هم که بشدت از تاریکی متنفره و غر میزنه به خاطر همین نزدیکی خونمون مراسم شبیه خوانی بود رفتیم اونجا بعد با بچه ها کلی بازی و بدوبدو کرد تا خسته شدو خوابش برد تا الآنم که خوابه و خدارو شکر مشکلی ندارن
در کل مرحله سختی نبود واسه مهدیار امیدوارم واسه همه ی بچه ها آسون بگذره
۱۴۰۴/۵/۱۵
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
خب اخرین قسمت از تجربه از شیشه شیر گرفتنم رو بگم و به خدا بسپارمتون .
روز پنجم و شب چهارم ، در طول روز که فقط دوبار سراغ گرفت صبح که از خواب بیدار شد و شب قبل خواب ، که با یه نه قانع میشد بچم 💔 .
طبق معمول برای شب قصد داشتم توی خواب عمیق شیرشو ادامه بدم که خودش اصلا توی خواب وول نخورد و بی قرار نشد در نتیجه منم بیدار نشدم اصن و صبح در کمال تعجب دیدم که عه ! دیشب کلا شیر نخورد شکر خدا 😃 .
ساعت ۶ صبح یکم بیدار شد که با صدای سشوار و کمی بی محلی من دوباره خوابید .
دیروز فهمیدم مثل اینکه اسم روشی که انجام دادم ۴ در ۴ هست ، البته من دقیقا طبق اون نرفتم فقط شبیهش بود .
خلاصه از پروسه شیر گذشتم و به پروسه حالا چی بدم که بخوره وارد شدم 😩.
دیگه همین .( البته یه تجربه شخصی بگم تا وقتی بچه اتون همه ی دندوناش درنیومده برای از شیر گرفتن اقدام نکنید چون بابت دندون دراوردن شبا ناخواسته بیدار میشن و تنها چیزی که ارومشون میکنه شیره وگرنه هی باید راه ببرید و تکون بدید روی تاب و پا و ...)