۱۷ پاسخ

من میدم ببره ولی خیلی محتاط تر از منه میشونتش رو صندلی

عزیزم بچه نوازد ک نیست بزار صندلی کمر بند بزنه من پسرمو از یک‌سالگی با خودم پشت فرمون همه جا میبرم

پسر من میشینه صندلی ماشین
سه چهار بار قبل عید همسرم نشونده بود بغل خودش این بچه بدعادت شده بود کل عید بیرون رفتنی عذاب میداد ما رو
با بدبختی دوباره عادتش دادم به صندلی خودش
مردا کلا بیخیالن همسر منم سوار موتور می‌کنه پسرم رو کلی استرس میگیرم حرف گوش نمیده
حق داری اتفاق که خبر نمیکنه

ن شوهره من اصلا نمیکنه از این کارا میگه هطرناکع

والا اورهان همیشه با باباش پشت فرمون میشینه اصلا نمیاد بغل من
منم خیلی میترسم ولی اصلا اورهان گوش نمیده

نذار ببره بگو اگر دوسش داری باید ایمنی ش هم برات مهم‌باشه

پسر من آروم روی صندلی جلو میشینه
من خودمم با ماشین میخوام برم مهرسام میزارم صندلی عقب یا جلو در ها هم قفل می‌کنم میشینه

چراتوصندلیش نمیمونه؟

نذار ببره اتفاقا من خودم بعضی وقتا پسرمو میزارم رو پام شوهرم انقد دعوا میکنه میگه خطرناکه بذارش رو صندلی کمربند ببندبراش

صندلی ماشین بگیر براش البته تو این سن دیگه فک نکنم بشینن

بچه منم رو پای شوهرم میشینه ولی دلیل نمیشه بگم خطری نداره چون خطرناکه و بهترین گزینه قطعا صندلی ماشینه

دختر من روی صندلی ماشین میشینه

من میدم جلو میشینه کنارش کمربندم‌میبنده

والا دختر من اصلا بغل من نمیشینه همش رو پای باباش....

من زمانی ک مهمان داشتم میرفت خرید بچه رو هم میبرد ک ب کارام برسم ولی در کل اقایون دوست ندارن کسی رو کاراشون حساس باشه یکم بیخیال بشی اونم کمتر میبره یا نهایتا بگو بزارش صندلی بغلش بالشت بزاره زیر پاش و کمربندشو ببنده شاید اوکی شد

شوهر منم میبره ولی جای شلوغ نه تاحدی که برن نون بخرن وسیله بخرن بیان تاسرخیابون

حق داری
من بچم میدم ببره ولی توی بغلش نمیگیره
پشت فرمان بچه بغل واقعا خطرناک

سوال های مرتبط

مامان معجزه من♥️❤️ مامان معجزه من♥️❤️ ۲ سالگی
مامانایی ک بچه هاتون همسن پسر منه بیایین تز حالتون بگین ،از رفتار بچه هاتون ،از واکنشتون
من کم اوردم ،واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم 😭
سردردو قلب درد گرفتم
پسرم ک رو اعصابم بود جدیدا بدتر شده ،هرچی میخاد باید بهش بدیم ،انقد گریه و جیغو داد میکنه تا ب خواستش برسه
یه چیزی رو هم بندازه دهنش تا ندیم میره رو اعصابمون اروم نمیشه
هیچ غلطی نمیتونم بکنم ،استرس میگیرم ،فقط میگه بغلم کن ،تا پامیشم میگه بغل
بیشتر از یه هفتست دست ب اسباب بازیاش نزده فقط میچسبه بهم میگه بغلم کن ،سرشم گرم میکنه ،از سرش نمیوفته باز تکرار میکنه
هی تو اشپزخونه ب پرو پام میپیچه گریه میکته ک بغلش کنمو بتونه فضولی کته ،رو میز غذا خوری میزارمش قانع نمیشه فقط بغل
میگم برو اسباب بازیاتو بریز بازی کن میره میریزه میاد میگه بغل 😭
از غذا خوردنش ک نگم ،نزدیک ۲ماه بود ترکش داده بودم ک با گپشی غذا بخوره ،الان از بس ادا درمیاره ،تف میکنه ،پامیشه فرار میکنه ک میگم گوشی رو بدم فقط بشینه بخوره چون گرسنه باشه بدتر بهانه گیری میکنه
خوابش ک ی پروژه بزرگه باید ۱۰بار بگیرم بیارمش بزارم رو پام ،چندین پوزیشن عوض میکنیم از هاپو میترسونمش تا بخابه
کسی بیاد خونمون نمیزاره بره دیگه ،کلی پشت سرشون گریه میکنه
شوهرمو نمیزاره بره سر کار خودشو میزنه زمینو گریه میکنه
گوشی نمیتونم دست بگیرم انقد گریه میکنه ک گوشی رو بده واس همین وقتی خوابه ی چن دیقه برمیدارمش
بخدا مریض شدم ،اینطوری پیش بره کارم ب بیمارستان روانی میکشه
والا بچه های همسنو سال پسرمم میبینم ،اصلا اذیت ندارن ،تو مهمونی میشینن پیش مامانشون ،غذاشونو میخورن ،ولی پسر من نه
باعث شده با شوهرمم اختلاف داشته باشیم ،از بس اعصابم خراب میکنه ک ب اونم پرخاشگری میکنم