۹ پاسخ

چون انقد بهشون فرصت میدیم انقد اهمیت میدیم اونا بی توجهن ک یهو از چشامون میفتن

من ۵سال اول زندگیم دیوانه وار عاشقش بودم.یچیز عجیبا.وقتی حامله بودم از خدا میخواستم دخترم شبیه شوهرم باشه ک ازش دوتا داشته باشم.ک همینم شد دخترم خیلی شبیه باباشه.ولی ۵سال دوم یجوری زندگیمو سیاه کرد ک واقعا ازش بیزارم.جوری ک قبلا بشدت گرم بودمو از رابطه باش لذت میبردم ولی الان بشدت ازش فراریم و دلم نمیخواد رابطه برقرار کنم

منم این مدلی شدن

منم همینطورشدم
چون فوق العاده بی احساسه
منم شدم مثل خودش

اسم بچه هاتون پندار و نیک؟چه قشنگ

یعنی همینجوری بدون هیچ دلیلی این حس بهت دست داد یا شوهرت اخلاقای بد داره

خودشون از بس که از چشم میندازن آدم کلا غیدشونو بزنه

منم هیچ حسی ندارم. بهش

منم یه دوره همینطوری بودم

سوال های مرتبط

مامان پندارونیک مامان پندارونیک ۵ سالگی