به قدری عصبانیم که قابلیت اینو دارم برم‌مهد رو روی سرشون خراب کنم
دیروز علی پسر مهد بوده یکی از بچهای مهد دست بچمو هم گاز گرفته هم چنگ زده گوشت دست بچم پیدا شده😔جای دندونش روی انگشت دست علی پسر سوراخ شده دیروز تا رفتم دنبالش مدیر و مسئول مهد بدو بدو اومد گفت مامان علی یکم دستش زخم شده یکی از بچها دست علی رو گاز گرفته من فکر کردم یچیز عادی گفتم دنیای بچگونه اس اشکال نداره بعدش تحویلم دادن رفتیم خونه دیدم وااااای چه وحشی بازی دراورده سر بچه من😭تا شب بغضمو قورت میدادم دستشو میدیدم میبردمش دسشویی آب میخورد به دستش میسوخت زخمش انگار قلبمو چاقو چاقو میکردن باباش اومد دیگه مصیبت اعظم‌شد عصبانی شد گفت فردا خودم میرم حسابشونو میرسم خلاصه امروز صبح کاری پیش اومد نشد صبح بره ولی خودم رفتم علی رو بزارم مهد حساااابی از خجالت همشون درومدم باباشم گفت من تا ۱۲کارم تموم میشه میرم بهش گفتم آروم باش با داد دعوا صحبت نکنی گفت باشه ولی فکر‌نکنم بتونه خودشو کنترل کنه😞عمو وحید مهد اومد منو آروم کنه گفت ببینید دست منم همون بچهه گاز گرفته چنگ زده ولی خب من واقعا قانع نمیشم چهارسالشه خوب بد رو میتونن تشخیص بدن نکه عین سگ هار بپرن به بچه مردم
حالا به نظرتون واکسن لازمه دستش اینطور زخمی شده؟؟بهش فکر میکنم نفسم بند میاد

تصویر
۱۲ پاسخ

واکسن واسه چی 😂😂 نه عزیزم خوب میشه پماد بزن بهش ولی واقعا ادم اعصابش خراب میشه من که گفتم مهدو پیشش میمونم شما بچتون چند ساعت مهد میمونه؟
راستی الان مهد بازه مگ از برج‌ ۷ نیست؟

کدوم مهده ک غیر قانونی کارمیکته
خیلی وقته تو این اوضاع گفتنه مهد ها پ پیش دبستاتی ها کارممنوعه

مهدی رو انتخاب کنین ک کد ورود به دوربین‌رو به خودتونم بدن ک از خونه بتونین بچتون‌رو توی کلاس نگات کنین ، این مهدهای اینجوری گرونتر هستن ولی نمیتونن دیگه منکر چیزی بشن

من بخاطر همین موضوعات مهبد مهدش نمی‌برم چون هنوز کوچیکه من میبرمش خودم میرم مهد بدون اینکه منو ببینه بهش نظارت دارم

چندین دفعه اتفاق افتاده و من بسیار دیدم خودم جلو بچرو گرفتم تا کاری نکنه
مربی حواسش نبوده 🫡

واکسن برای چی حالا ؟؟؟؟؟
حیوون گاز نگرفته که خواهر واکسن بزنی😂
همون رفتی دادو بیداد متوجه شدن که باید بیشتر حواسشون به بچه باشه هرچند مربی ها مقصر نیستن بنده خداها بخوان دونه دونه بچه هارو بپان که وقت کم میارن باید به خانواده اون بچه گوشزد کنن کار بچشونو

حالام ک اینجوری گفتی استرس من بیشتر شد

من از مهر امسال باید بزارمش مهد
ایقد استرسو دارم با خودم فک میکنم ک بگم ب مربیه پول بیشتر میدم ولی هواستون ب بچه ی من باشه حداقل کتک نخوره چون پسر من اصلا دعواا بلد نیست کتک خورش ملسه

مربی مهد روانشناسی بلد باشن خیلی بهتره .میتونن رفتار بچه ها رو بهتر کنترل کنن

یبارم دست دختر من تو مهد زخمی شد فرداش دیدم پرسیدم گفتن خورده بجایی منم چیزی نگفتم دیگه
ولی بگو دوربین نگاکنین بگین کدوم بچه بوده فردا دست بقیه رو گاز نگیره لااقل مواظبش باشین دوباره این اتفاق نیفته

مهدشو عوض کن ..حالا اون بچه شلوغه گاز گرفته ..مربی حتما حواسش جمع نیس اهمیت نمیده

مربی کجا بوده که این اتفاق برای بچه افتاده
حتما بگید دوربین هارو بهتون نشون بدن

میتونن به خانواده اون بچه که تذکر بدم اون تعادل نداره خودش کنترل کنه واقعا چه وضعشه مردم پول خرج میکنن بچه بره بازی شاد بشه نکه اذیت بشه منم رو پسرم حساسم حالا زدن مشکلی نداره ها یکی این میزنه یکی اون جدا میشه بچه ولی نفرت دارم از گاز گرفتن و چنگ زدن مگه حیونه

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟
مامان ستاره مامان ستاره ۴ سالگی
دخترا خیلی حالم بده
دیشب با شوهرم داشتیم حرف میزدیم در مورد دوران مجردیمون بعد رفت آلبوم و این چیزاش رو برداشت آورد من هم یه سر رسید داشتم که خاطرات هرروز رو اون تو می‌نوشتم. من هرچی از گذشته که مربوط به دوست پسرم بود ریخته بودم دور . فقط همین یه کارت پستال بود و یه نامه لای اون سر رسید بود که دید و فهمید بعد که ازم پرسید گفتم دم مدرسه یه بار منو دیده بود و‌خوشش اومده بود و فقط همین یه کارت پستال رو بهم داد بعد دیگه قانع شد تا اسمش رو‌دید اسم اون علی بود و اسم پسرم هم علی هست اومد گیر داد که تو اسم اون رو گذاشتی رو پسرمون دیگه من خیلی گریه کردم به هق هق افتادم شوهرم هم گفت شوخی کردم دیگه من حس عذاب وجدان داشتم بیشتر شد یکی بابت اینکه جواب پیام اونو دادم یکی اینکه مدام دارم به اون فکر میکنم یکی اینکه به شوهرم دروغ گفتم که رابطمون فقط یکی دوبار دم مدرسه بوده که دیده منو. حالا بنظرتون چکار کنم؟
قضیه اسم پسرم هم من بین اسم ماهان و امیر علی و عماد یکی رو‌میخواستم بزارم شوهرم گفت ن من میخوام اسمش رو بزارم مجید دیگه باهاش حرف زدم قدیمی هست و‌این حرفا دیگه چون اسم دو اسمی دوست نداشت قرار شد اسمش رو بزاریم علی