۱۵ پاسخ

حق داري عزيزم من يه مدت خيلي زياد ميرفتم خونه مادرشوهرمينا يعني شوهرم اصرار داشت الان كمتر ميريم خونه ي مادرمم به اون باشه دوست داره ما كلا اونجا باشيو من دو هفته خونه ام بعد ميرم سه چهار روز ميمونم ميام فكر ميكنم اگر همش تو خونه بودم واقعا افسرده ميشدم خيلي سخته

اگ کرمان بودم مهمونت میکردم هفته ای یبار

حق داری...🥲

خیلی زیاد بهت خسته نباشید میگم منم از هردو خانواده دورم هردوشون یه شهر دیگن همسرمم از صب تا ۵ عصر سرکاره و خیلی سختمه

بهت حق میدم .ولی تو دلم نمیتونم این هارو نگهه دارم زنگ میزنم این حرف هارو‌میگم‌بعد دیگه هیچ وقت نمیرم بفهممن ک من ناراحتم

واقعا بی کسی سختههه

عزیزم دیگه خونه مامانت ک نباید با دعوت بری هر وقت خسته شدی برو خونشون ی سر

من چی بگم ک مامانم از بچگی پیشم نبوده
خواهر و برادر هم ندارم
مادر شوهرمم پیره
کلا همیشه تنهام وقتی حوصله ام سر می‌ره یا گاهی اوقات مریضم دلم میخواد یکی و داشته باشم...

عزیزم واقعا غذا درست کردن سخته خب برین خونه مامانت تحویل نمیگیره شاید فکرکنه خونه باباش نباید ک دعوتشون کنم

عزیزم منم مادرم پیشم نیست شهرستانه
مادرشوهرمم نصف سال نیست اونم یه شهر دیگه ست
خودمم و خودمم ولی باید حتما ماشین داشته باشی بدون وسیله خیلی سخته اگه رانندگی میکنی به فکر یه ماشین باش حتما

بیا یه روز برات غذا درست کنم مهمون من باش😢😢😢😢

واقعا سخته من یه روز درمیون میرم خونه مامانم اگه نرم زنگ میزنن بیا استراحت کن خواهرشوهرمم پسرمو یه صبح تا شب نگه میداره میگه کاراتو کن با این شرایط من خسته م همیشه خدا بهت رحم کنه دست تنها واقعا سخته

عزیزم واقعا قوی هستی🫂

بمیرم برات خواهر🥲

سلام من اصلاکم پیش میاد غذا درست کنم همش خونه مادر شوهرمم

سوال های مرتبط

مامان سفید برفی🐣💕 مامان سفید برفی🐣💕 ۲ سالگی
بچها ی سوال! ببینید من مقصرم و کارم اشتباهه


عموی دخترم هرموقع میبنتش مدام هی دست ب می می های دخترم میزاره میگه این چیه؟ میگه دخترمم میگه می می
من یادش دادم بگه خصوصی اما عموش اصرار داره بگه می می
یا پشتشو اشاره میکنه میگه این چیه؟ یعنی پشت دخترمو!
بنظرم زشته کاش چه دست بزنه چ اصرار داشته باشه این چیزارومدام یادش بده
یا میگه عمو میری دسشویی چیکار میکنی؟ بگو بی ادبی شااااش🤦🏻‍♀️🙄
من اونجا باشم مدام تذکر میدم بش

حالا بگذریم از اینا
من امروز خونه مامانمم، 5 دقیقه تا خونه مادرشوهر فاصلس، شوهرمم سرکاره
بعد داداشش زنگزده ک بگو خانومت بچه رو اماده کن میام میبرمش خونه مامان، دلم براش تنگ شده و...
منم سر اون قضایا دوسندارم بدون خودم بره یا بدون شوهرم!
بشوهرم گفتم بگو خوابه بچه خداییم خواب بود، ولی بیدارم شد نفرستادمش

حالا شوهرم میگه گناه داشت میخواست ببینتش
منم گفتم خونمون ک هسیم تشریف بیارن ببیننش من بچه تنها نمیفرستم اونجا
خونشون نزدیکمونه ولی نه میگن بیاید نه میان
فقط خونه مادرشوهر اگه شیفتا کاریشون بهم بخوره همو میبینیم


شما بودین چیکار میکردین؟؟؟

#پوشک #مای‌بی‌بی #نوزاد #شیرخشک #دارو