۸ پاسخ

وقتایی که شوهرم شاهانو میبره بیرون یا مامانم با خودش ببره خونه شون منم با دلانا میخوابم بعد پامیشم کیک میپزم خونه رو تمیز می‌کنم و برای خودم چای دم می‌کنم میشینم تو سکوت و آرامش مینوشم و با سکوت کیف می‌کنم
فعلا کار دیگه ای نمیتونم بکنم نه از خونه بیرون میرم نه حتی با وجود شاهان میتونم با تلفن حرف بزنم انقد گریه میکنه که عصبی بشم

دوش میگیرم 😑جدیدا یکم شروع کردم کتاب خوندن ،با پسرم باهم میتونیم با لحن بچگانه میخونم که اونم حوصله اش سر نره،یکمم به پوستم میرسم جدیدا و ب شوهرم میگم برام خوراکی خوشمزه بخره شبا ☹️

روتین پوستی کتاب خوندن وقتی خونرو میسابم😅😅

صبحا ساعت چند از خواب بیدار میشید

اصلا وقتی نداریم😂من موهامو دو سه روز یه بار شونه میکنم

ورزش، مطالعه، برنامه ریزی برای تفریحی که دوس دارم، غذا از بیرون،درس هم میخونم که مورد علاقمه اینکار،،جدیدا تو فکرشم که برم استخر،ولی هنوز برنامه ای براش نریختم

هیچ تایمی برای خودم ندارم تابچم خوابه به کارای خونه وآشپزی میرسم بیدارم هست درخدمتشیم😂

مگه وقتیم میمونه که به خودمون برسیم؟

سوال های مرتبط