چه دلی دارین من یه شام میرم خونه مامان یا مادر شوهر همش میگم کی بریم خونمون ، هیچ جا آرامش خونه نمیشه
جایی که ما هستیم هم روزی چند بلر میزد در حد لرزیدن در و پنجره اگه نوبت رفتنم باشه فرقی نداره کجا و چطور
برو خونت
از لول اتش بس باید میرفتی
چه حوصله و دلی داری این همه موندی بابااا
اگر خبری شد دوباره برگرد
من یک روزم نمیتونم جایی جز خونه م بمونم
خوش به حالت که خانواده ت اوکی هستن
والا من همه ش حس میکنم مامانم لقمه هامو میشماره
یه کاری بکنه سریع جبران میکنم براش
عزیزم منم خونم تو پادگانه
شهرک نظامی هستیم
ولی کلا دوهفته بیشتر خونه بابام نبودم
البته فاصله خونه من با بابام با ماشین ده دیقه ست
ببین هرکس یجوریه، من خودمم تحمل خونه کسی رو ندارم، ولی اطرافیانم دیدم از اول جنگ تا الان خونشون نرفتن و خونه دیگران هستن. به خودت توجه کن ببین دل خودت چی میگه شوهرت چی میگه.اگه آنقدر استرس داری خب نری بهتره دگ
خوته کی میمونی عزیزم ؟ شاید راضی نیستن انقد بمونی
برو خونت عزیزمممم
بیخیال باش بابا ما گیر لج و لجبازی اینا افتادیم
زندگیتو کن هر چه پیش آید خوش آید
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.