۱۶ پاسخ

بچه اتو بفرس بره پیش باباش هفتگی بهش سر بزن
خودتم برو سرکار
هم سرگر میشی هم درامد داری

هرچقدرم بچت پیش بقیه بهش خوش بگذره بازم تو بغل تو آرامش میگیره بازم به مادرش نیاز داره

ولی هیچکس مادر نمیشه عزیزم باور کن هیچکس به اندازه تو دلش برا بچت نمیسوزه پدرم چرا همینه ولی خاله عمو دایی زن عمو عمه دوس دارن بچه رو شکی نیست توش اما باز هیچکس تو نمیشه

عزیزمن دیگه وقتی اومدن بردن دیگه نگو بیارن و بردن میاوردن بدن
وقتی میبرن میگی نمیارن بچمو الان نمیان ببرن میگی بیان ببر نمی تونم نگه دارم

نه نزار بره یادت رفته گفتی بهت تصویری زنگ زده باتوخوابش گرفته

عزیزم من روزاول بهت گفتم باشرایط شما بچه داری برات خیلی سخت میشه هرمادری یک توانی داره وکسی باکسی قابل قیاس نیست ولی شماتوانا وشرایطتت یکم سخته وبه نظرم بچه تواون خانواده مرفه راحتربزرگ میشه

بچه اسمش روشه بچه توقع منطقی و رفتار عاقلانه ک نباید داشته باشی ازش خودتون ب عنوان ی مادر ب عنوان کسی که بچه رو ب دنیا اورده و صلاحشو میخواد بهترین تصمیم و باید بگیری چند روز سخته بچه هم یاد میگیره

عزیزم میشه دوباره استوری بندرت رو بزاری

پیشمون میشی نون خشک بده بچه ات بخور ولی نزار توی دست زن عمو اینا بیوفته نزار خار بشه

نزار عشق مادری از بین بره

ی چیز بگم؟چرا وقتی میبرنش میگی دارم دیونه میشم بدون بچم نمیتونم وقتی میارنش پشیمون میشی میخای بره؟ی تصمیم بگیر روش وایسا خودت ببین اول چی میخای و میخای چکار کنی این بچه گناه داره هی اینور و اونور اواره باشه

چقدر سخت عزیزم چه بچتو بدی چه ندی هر دو صورت عذاب میکشی

دلیل جداشدنت چی بود عزیزم

بچه رو بفرست پیش باباش تو نمیتونی به عنوان کسی که بچه همسن بچت داره و تمام روز درگیرشه میگم تو اول باید حال خودتو خوب کنی بری یجا سرکار خودتو پیداکنی بعد مادر خوبی بشی واسه دلتنگیتم برو ببینش و یکی دوروز پیشش باش و برگرد اون بچه هم بزرگ میشه میگه چرا منو محروم کردی از ثروت و رفاه پدرم

بده به پدرش بعدش ۲ماه یکبار ۱۰ روزبیارش که بچه هم اذیت نشه

اصلا هیچ جوره نمیتونی با شوهرت آتشی کنی بخاطر بوت؟؟

عزیزم یه سوال میشه بگی چرا حدا شدین

سوال های مرتبط

مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن