پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن

۱۰ پاسخ

پسرمنم همینه مادرشوهرم‌میگ عجیبه پسرا مادرین پسر شما پسریه منم گفتم پسرم مبینه به پسرت محبت میکنم اونم انجام میده

بیخیال پسر منم همینه دنبال باباش همیشه گریه می‌کنه دست به وسیله ش بزنم گریه می‌کنه میگه مال باباس همش بغلشه بوسشمیکنه با اینکه من آلرژی و رفلاکس داشت سرش خیلی عذاب داشتم و دارم با این حال خوشحالم باباشو دوس داره چه اشکال داره

ن گلم بامامانم همسایه ایم ولی کلا خونه مامانمه بهتره بگم ازوقتی دنیا اومده بیشتر خونه بابام بوده تا خودمون

وای دقیقا انگار هرچی میگی توصیف حال منه ،پسرم تا باباش نباشه طبقه بالا که خودمون نمیاد ،بااینکه بازی میکنم حسابی باهاش آخرش شبا تو بغل باباش میخابه ،باباش میگه دوست دارم ،تا گریه هم بیوفته هرچی تو دلشه رو بالا میاره ،خستم کرده الان میگفتی انگار خود من و پسرم مین ،خوب میشه من با مربیش هم حرف زدم در مورد ترس ،ماهان از تازیکی و کمد قلی ،یه وقتا هم دایناسوره تو اتاقه میترسم ،یا سکوت بشه میترسه ،مشاوره گفت الان تو سنی که هستن قوه تخیل داره توشون شکل میگیره ممکنه مثلن از سایشون هم بترسن ،فقط تا ترسید دعواش نکن یا بگو از چی می‌ترسی اینا ،باهاش همدردی کن مثلن اتاق تاریک ما درست میکنیم با لیزر اجسام تو اتاق پیدا میکنیم رفعش کن که نمونه تو بچه

پسر منم همین طوزه ولی منم دوس دازع ازس میپرسی کدوم دوس داری میگه مامان دوست دارم بابا رو دوس دازم

چون زیاد شما رو میبینه پس نسبت به شما اطمینان داره تنهاش نمیذارید بخاطر همین سمت شما نمیاد و همش سمت باباش می‌ره چون حضور پدر در خانه کمتره و ترس از ندیدن پدر یا تنهاش بذاره داره بخاطر همین بیشترین توجه سمت پدره
پس نتیجه میگیریم نقطه ی امن شمایید عزیزم نه اینکه شما رو دوست نداره حتی اگر به زبان بیاره چون کودک سه ساله درکی از کلمات نداره پس به رفتار و کلماتش حساس نباش بدون که براش مادر کافی بودی.

عزیزم پسرمنم ببشتر ازهمه ب مامانم وابسته س بعد صبا می‌ره اخرشبا میاد باگوشی مامانم بیشتر ب شوهرم زنگ میزنه درطول روز تامن

عزیزم بچه سه ساله این دید شما رو نداره بعد هم الان خودتون گفتید دعواش کردید شاید همسرتون باحوصله تر هست بازی بیشتر میکنه بیشتر جذب باباش شده ولی بچه ای نیست که مادرشو دوست نداشته باشه فقط مادرا هزارتا کار دارن اشپزی خونه بچه خوب واقعا هندل کردن سخته منم مثل شما پسرم رفلاکس پنهان داشت واقعا پیر شدم میدونم غذانخوردن و نداشتن اشتها بچه چیه

عزیزم اشتهاش خوب شده؟ هنوزم میکس میخوره؟

عزیزززم شاید زیاد حساس شدی

سوال های مرتبط