شبتون بخیر مامان گلی ها
درچه حالید
امروز تجربه ایی سخت برام رقم خورد که خداروشکر ختم به خیرشد ومن باب تجربه میذارم که حواستون باشه یه وقت مشکلی پیش نیاد برای کوچولوهاتون
خونمون فک میکردم همیشه ایمن هست برای پسرم فهمیدم نه هرچقدر هم وسیله خطرناک نباشه بچه با کنجکاوی خطرسازی میکنه پسرم امروز داشت بازی میکرد یهوگفت مامان یه گلوله توبینیم هست دربیار اولش فک کردم آشغال دماغش منظورش هست و کارداشتم بی اهمیت گفتم خودت دربیار وبشور دست. را یهو چند تا عطسه کرد یه لحظه گفتم بیا نگاهت کنم دستم شستم دیدم یه گلوله سبز پلاستیکی از نخود بزرگتر تو بینیش هست اینقدر ترسیدم دوبدم گیره آوردم از بینی درش بیارم دیدم کلا رفته بالا قابل دیدن نیست خلاصه به سختی یادش دادم که فقط با دهن نفس بکشه ورفتیم دکتر عکس گرفتن ومسئول رادیولوژی چیزی ندید گفت چون پلاستیکی هست با این عکس ساده قابل دیدن نیست ولی خداروشکر دکتر دیدش وگفت خیلی عمیق هست وامتحان کردن وبیرون آوردن خداروشکر ولی اینقدر زجر کشیدم اینقدر اشک ریختم وگریه کردم که دیگه جونی به تنم نموند وهرلحظه که به بچم نگاه میکنم هزاران بار شکرش میکنم واینکه بگم این گلوله را از اسباب بازی های صدا دارش بیرون آورده بود خاسته بود بوش کنه که این اتفاق افتاد عکس اسباب بازی هم گذاشتم داخل این توپ بزرگ ها بوده خلاصه مراقب کوچولوهاتون باشید

تصویر
۹ پاسخ

پسر منم پارسال هسته ی گیلاسو کرده بود توی بینیش گفت هسته کردم نگاه کردیم فق ط ییضره اندازه نول سوزن معلوم بود هر کاری کردیم نیومد پایین میک زدیم وازلینو فلفل زدیم که عطسه کنه بیاد پایین در حدی بود که میگفتن در اومده بعد که رفتین دکتر فکر میکنم بخاطر همون وازلینو فلفل بود لیز خورده بود اومده بود پایین تر دید داشت دکتر خوابوندش از بالا فشار داد راحت در اومد البته فکر کنم قلق داشت وگرنه ما دست میزدیم فکر کنم میرفت بالاتر

من خودم کوچیک بودم ته خودکار بیک خواهرمو کردم تو ببینیم🥴بردنم دکتر درآورد😅

با فین کردن در نمی اومد

منم دقیقا این اسباب بازی رو دارم
پسرم یک سال و خورده ای قبل همه توپاشو شکوند و‌اون ریزای توش و دیدم اما خیلی خیلی ریزن، و خداروشکر اصلا تو بینیش نکرده
هممون بیشتر مراقب باشیم

ممنون که این تجربه تون رو گفتید
خدارو شکر بخیر گذشته بلا از هم بچه ها دور باشه و در سلامت باشن

پسر منم همین حرکت و انجام داد و خیلی رفته بود عقب هر کار کردم نتونستم بیرون بیارم تو هوای اطرافش فلفل پخش کردم که پشت هم عطسه کنه
و همینطوری پرت شد بیرون

خداروشکر بخیر گذشته...پسر منم از همین اسباب بازی داره ولی توپش خیلی محکمه چطور بازش کرده

عزیزم خدارو صد بار شکر کن دکتر تونسته بیرون بیاره
پسر من یک روز قبل از تولد سه سالگیش هسته گیلاس کرد بینیش بردیم بیمارستان گفت چیزی نیست اما من دلم طاقت نیاورد دو روز بعد نوبت متخصص گیرم اومد بردمش گفت خیلی رفته بالا کف حفره بینیشه
(چون روز تولدش خیلی بپر بپر کرد )
خلاصه بیهوشی گرفت با هزار ناراحتی و مکافات چون رگش پیدا نمیشد و اتاق عمل رفت
منم تا چند روز برای پسرم گریه میکردم و دلم می‌سوخت براش میگفتم حتما اذیت بوده و به خاطر خوشحالی تولد چیزی نمی‌گرفته و می‌گفت خوبم چیزی نیست😓

مرسی اتفاقا من این ریزا رو میندازم دور

سوال های مرتبط

مامان نفس و تو دلی مامان نفس و تو دلی هفته بیست‌وچهارم بارداری
خانم ها میشه اگه تجربه ای دارید کمکم کنید
دخترم وقتی دو سال و یک ماهش کلاس مادر و کودک میبردمش برای اینکه زده نشه و تازه داره کلاس میره به جای هفته ای سه بار هفته ای یک بار میبردمش ولی برای ترم جدید شوهرم به خاطر یه اتفاقی گفت نمیخواد بره خود دخترم هم خیلی همکاری نمی‌کرد که گفتم اقتضای سنشه دیگه کلاس نبردمش چون خودش هم مایل نبود تا پارسال که تازه اومدیم توی این خونه جایی رو بلد نبودم.نزدیک خونمون یه مهد کودک هست بهش گفتم دوست داری بری گفت آره تا سه جلسه رفت و دیگه نرفت و چیزی هم بهش نگفتم گفتم بزارم هر موقع خودش خواست میبرمش.از توی حرفایی که زد متوجه شدم مهدکودک رو فقط لحظه های بازی کردن و تغذیه خوردنش رو دوست داشته بقیش رو نه به خاطر همین نرفت دبگه.گفتم خوب ببرمش کلاس بازی و ورزش وقتی بردمش هم نموند چون توپی که می‌خواست برداره رو یه پسری اومد زودتر برداشت دیگه گریه کرد و گفت نمیخوام.بعد از اون روز خانه بازی میبردمش خودش هم میگفت بریم مهدکودک میگفتم گفتی نمیخوای بری دیگه.وقتی بچه های فامیل رو دید کلاس و باشگاه میرن گفت بریم بهش گفتم میری گفت آره.گشتم دنبال کلاس تا کلاس بازی و ورزش پیدا کردم خیلی خوب همکاری می‌کرد و دوست داشت تا چهارشنبه یکی از بچه ها بهش خورد افتاد زمین و دوباره گریه کرد و گفت نمیخوام برم
از راه همدلی و همکاری هم وارد شدم ولی خیلی تاثیر نداشته
حالا موندم چیکار کنم دارم دیگه روانی میشم