۱۳ پاسخ

عزیزم حتما بهش شماره تماس خودت یا همسرت رو یاد بده یا همراهش بزار
ما هم یکبار پسرم تو صحن حرم امام رضا ع گم شد یعنی ضربان قلب من و همسرم رو هزار بود نمیفهمیدیم چه جوری داریم دنبالش میگردیم ببین داشت با همسرم بازی میکرد یه لحظه فقط سرش رو برگردوند دید نیست
پسرم شماره پدرش رو یاد داشت هنوز ۴ ساله بود تقریبا به یکی از خدام گفته بود گم شدم میشه به بابام زنگ بزنید
تا همسرم رفت قسمت گمشده ها هنوز نرسیده بود باهاش تماس گرفتن که پیدا شده

مامانا دوستای من با دلهای پاکتون برای سورنای من دعا کنید تاپیکم رفت دورهمی 😭😭😭😭

چن روز پیش پسر منم تو خونه مامانم یهو غیب شد هرچی صدا زدم کل خونه رو گشتم نبود دیدم در بازه تو کوچه ام نبود گریم گرفت بعد دیدم پشت رخت خوابا بیصدا قایم شده داره مارو نگا میکنه 😑 خیلی حس بدیه ادم تا مرز سکته میره

من یبار پسرم خودشو تو مغازه جا داد شابد ده ثانیه نشد بیاد بیرون ولی عمرم تموم شد

من چند وقت پیش رفتم مغازه دخترم خونه گذاشتم و رفتم بعد تو مغازه بودم دیدم دخترم و همسایمون دارن میان در اومده بود تو خیابون شانس آوردم همسایمون آورده بودش

این اتفاق برا منم افتاد و باردار بودم ۸ ماهه سربجه دومم و بچه م شب توی پارک نسبتا شلوغ و تاریک گم شد
یعنی نمیدونستم چجوری میدویدم و یکربع گم شده بود
آرزوی مرک میکردم
خییییلی بد بود.خیییلی

وای خیلی وحشتناکه
من الان ماهور پیشمه اتقد جیغ جیغ کردم عادت کرده دور نمیشه ازم ولی نگم برات قبلا یهو گازشو میگرفت میدویید تو پیاده رو بودیم میگفتم یکی در پارکنگ باز کنه این یا میره تو میمونه دیگ سرنوشتش معلوم نیس😐 یا ماشین میشد میخوره بش خدای نکرده
انقد استزس دارم میترسم کسی جز خودم ببرتش بیزون خواهرشهرم برد مواظب نبود این دویید رفت تا ب خورد بهش . شوهزمم همینطور مثل ماست نگامیکنه ییار گفتم بدو ماهورو بگیر رف پیش تاب اخر بابای بچه تابو نگهداشت ک بچش نخوره ب ماهور

دقیقااااااا با پوست گوشتو استخونم درکت میکنم همین اتفاق برام افتاد برای چند دقیقه اصلا احساس میکنم قلبم نزد دیگ ایست کرد دنیا دور سرم میچرخید
تا مدتها حالم بد بود
الانم یادم میاد جونم ب لرزه میفته

۸ساله پسرتون ندیدین؟

فوبیامه یعنی خدا برای هیچکس نیاره اون لحظه رو

خداروشکرشکر که پیدا شد

عزیزم 😭 خدا رو شکر پیدا شده
یاد پسرم افتادم پسر بزرگم تو یه عروسی که داشتیم از خونه مادر عروس میرفتیم خونه عروس گم شد چقدر دنبالش گشتم آخرش که پیداش کردم داشت گریه میکرد منم گریه میکردم میگفت مامانم دیگه تنهام نذار گم بشم 😭 الان ۸ساله ندیدمش

تصورش هم وحشتنا‌که.دختر من ۸ سالشه بیرون میریم یک لحظه هم دستشو ول نمیکنم.شوهرم حرصش میگیره میگه بزرگ شده ولش کن خودش راه بره‌.دیگه نمیدونه که من هر لحظه نگرانشم

سوال های مرتبط