۱۷ پاسخ

آخی عزیزم حق داری اون لحظه ترسیدی و دستپاچه شدی
چیزی نیست نگران نباش. همسرت هم راست میگه تا بزرگ بشن هزار بار میوفتن
فقط حواست به علائمش باشه

وای الهه نترس
هیچیش نشده بچه از ترس توام ترسیده
۱ ساعت نخوابونش و حالتاشو چک کن مثل هر روز باشه هیچیش نیست

عزیزم چیزی نیست نترس

آخی عزیزم چه سخت بوده برات منم اینجوری موقع ها سکته میکنم من پسر عادتش دادم به کمربند تا میشینه اشاره میکنه بهش حتی اگه مسیر کم باشه هییچ وقت ریسک نکن حتی خود ددم رو درست بره یهو یه ناشی پیدا پیشه

الاهی بگردم اول برای خودت یک گل گاو زبون دم کن بخور خودت بیشتر جوش زدی،دوم اینکه خدایی نکرده در صورت برخورد سر با جسم سخت باید بری عکس بگیری در صورتی که هوشیار نباشه،بالا بیاره،بچه هم ترسیده،یک آب هویج براش بگیر هم برای تب خوبه هم دندون،باید خودتو قوی کنی تو مادر پسری پسرا هروز یک چالش دارن تو که گریه کنی اون بچه بیشتر میترسه،باز موقع رانندگی که بدتر ،حتما دمنوش و بخور

چیزی نیس تا ۱ ساعت نزار بخابه اگه علایمی نداش نگران نباش

ایشالا ک چیزی نیس غذا بده خدای نکرده بالا اورد خطرناکه .اقا ارتا ترسیده گریه کرده

😅پسر من شب تولد یکسالگیش از شیشه خودشو پرت کرده بود تو جاده دماغ و دهن و پیشتونی همه سابیده شده بود از آسفالت.خداروشکر چیزی نشده بود دیگه اثرات به شوهر سپردن همینه دیگه 😂 .دیگه از اونموقع بهش نمیگم نگهش دار من برم میوه یا خرید کنم همراه خودم هست شوهرم هم‌میبرم خریدا رو میدم دستش

هیچی نیست عزیزم نگران نباش اصلا
فک میکنم دور از همه باشه...ما ماشینمون چپ کرد یعنی دوبار ماشین رو سقف موند و چرخید
شاهان رو صندلی ماشین بود
حتما سرش به سقف بود یا تکون خورد ولی خداروهزار بار شکر هیچی نشد حتی یه خط رو صورتش نیوفتاد یا این که ماهایی که تو ماشین بودیم تا دو هفته بیمارستان بستری بودیم
منظورم اینه با این ضربه های کوچیک هیچی نمیشه گریه بچه هم بخاطر ترسش بود

صندلی ماشین داره؟

حالت تهوع و خواب آلودگی و...

عزیزم کمربند مگه نبسته بودی براش؟
چیزی نمیشه نگران نباش

هیچی نشده عزیزم اروم باش
حق با همسرته بچه تا بزرگ شه هزاربار میخوره زمین هرسری که نمیبرن عکس بگیرن
تازه جلو خودشم نباید انقد حساسیت نشون بدی وقتی میبینی جدی نیس اگه شما هول نشی اونم گریه های شدید نمیکنه

بچه منم افتاده قبلا کوچولوترم بود ولی ماش‌‌ین تو حرکت نبود ترسیده بود ولی چیزیش نشد

بعدم من همیشه میبرمش بعدم یادش دادم تا میشینه میگ کمر بند ببند براش میبندم خیالم راحته دیگ نمیفته شده راه طولانی هم دوتایی بریم وقتی هم میبینم خوایش میاد صندلی میخوابونم کمر بند باز میکنم میخوابه

نه بابا هیچی نیست

عزیزم نترس

سوال های مرتبط

مامان آرینا گلی🌸 مامان آرینا گلی🌸 ۲ سالگی
خیلی دلم گرفته،دارم خفه میشم😭😭😭😭امروز آرینا خیلی خیلی نق زد،غروبی آوردیمش بیرون،تو ماشین خوابید،از صبح دلم قهوه با کیک میخواست(قبل از بچه خوراکم تست کردن کافه های جدید بود)...اونجایی ک دلم میخواست بریم،خیلی ترافیک بود،نرفتیم،یه کافه پیدا کردم،رفتم بگیرم بیام،دیدم همسرم بیدارش کرده ک شب بخوابه،داشت گریه میکرد،سریع رفتم براش آب طالبی خریدم،اومدم بهش بدم،اول یه قلوپ ازش خوردم،دخترم جیییییغ گریههههه خودش و کشت ک چرا خوردی..ارومش کردم،خورد،بعد گفت بذار خودم بخورم،همسرمم غر زد ک چرا دادی بهش...ماشین و تازه نشستمم؟؟؟(حالا تمام این مدت قهوه و کیک من صندلی جلو بود و فرصت نشده بود بخورم🤦‍♂️🤦‍♂️)دخترم هی نی و درمیاورد،از تهش میخورد،یخورده ازش ریخت رو ماشین،منم صندلی و پاک میکردم و گریه میکردم،همسرم زد بغل قهوه و کیک مو بخورم...تا در کیک و باز کردم،دخترم شروع کرد،آریناااااا آرینا....رفت بغل همسرم،شروع کرد با چنگال کیکارو خوردن،باباشم میگفت به مامانم بده،اونم نمیداد....منم با اشک قهوه میخوردم....چقدر خسته م....چقد دلم گرفته....دلم میخواد فقط یک روز برگردم به روزایی که بچه نداشتم...یه روز برای خودم باشم..‌چقد غم دارم...چقد...
مامان دخترم مامان دخترم ۲ سالگی
سلام مامانا.امروز دخترم طبق معمول سر غذا خوردن اذیتم کردو منم کمی به خدا بابت بدغذایی و حرف نزدنش و اینکه وابسته به سینما و زیر سیته میخوابه شکایت کردم و در واقع ناشکری کردم.ظهر دخترم خوابید و شروع به جمع کردن وسایلت اتاق کودک کردم و بعد دخترم بیدار شد اومد نشست با وسابلاتش که برت بچگیاشه بازی کرد تا من جمه کنم و بذارمشون طبقه بابلی کمد.آوردم صندلی غذا خوری رو گذاشتم رفتم بالا یه دفعه دیدم بین هوا و زمین موندم و صندلی که من روشن افتاده دقیقا وسط کمر دخترم 😭😱دیدم دخترم زیر پامه و منم با صندلی روشم فقط جیغ کشیدم و گفتم یا صاحب الزمان😓دخترم و برداشتم گریه کرد بقران فکر کردم گمرش شکست و فقط جیغ میزدم و کمی که دوتامون آروم شدیم دیدم راه میره خوشحال شدم و بعد کمرش رو نگاه کردم یه رد قرمز کمرنگ بود که بعد از ظهر کامل برطرف شد و رفت.نمیدونین امروز چی کشیدم فقط گفتم خدایا غلط کردم .برام دعا کنین توروخدا مثل من ناشکری نکنین من بنده خیلی بد هستم و خدا منو ببخشه.بتظرتون ببرمش دکتر یا لازم نیست؟الان که ۱۲ شب بود تقریبا ۱ساعت بود که خواب بود بیدار شد گریه کرد اومد دوباره بغلم.فکر کنم از جیغ و گریه هام ترسیده😪😔