۱۳ پاسخ

عزیزم اگه ناراحت نمیشی بپرسم چحورخالیه ک میخوای جراحی کنی؟شایدبزرگترک شدبچت اصن مشخص نشه یاخیلی کوچیک دیده بشه

عزیزم خال مادر زادیه یا خدایی نکرده ضرر منده؟ اگه مادر زادیه که خدارو شکر کن نزده به صورتش کمر و شکم مهم نیس

بیخیال بابا همین که سالمین خداروشاکر باش ،بچه تو این سن همینن عصبی میکنن .در هرصورت خداتو شکر کن.

خال برجسته اس؟

دختر منم روی کمرش نشونه داره اندازه ب بند انگشت رگ های قرمز من عاشقشم😍🍓

چطوریه روشکم وکمر پیدانیست اشکال نداره ک

عزیزم چه جور خالیه

عزیزم شرایطت رو کامل درک میکنم منم مثل شما با سختی حامله شدم نه ماه استراحت مطلق بودم بعد ۳۰ رورگی پسرم فهمیدم نقص ایمنی داره ۵ ماه تو بیمارستان زندگی کردم پسرم سر بلد نبودن دکتر رفت آی سیو و تو ۴ ماهگی پیوند مغز و استخوان شد منم همه ی این سرایط بهش الان فشار اورده ولی صد حیف که هرکاری میکنم خانواده شوهرم و سوهرم بهم میگن تو لیاقت مادری نداری

عزیزم بچه داری پروسه ی سخت و طاقت فرساییه مخصوصا تو این دوره زمونه باید اعصاب فولادین داشته باشی
منتها‌ مشکلات کم و بیش برای هر بچه ای پیش میاد
بیماری و عمل و کلی چیزای دیگه مثلا دختر من سه بار دستش شکست البته الان پانزده سالشه بارها بیمارستان بستریش میکردیم و کلی چالش داشتیم باهاش اما خداروشکر از سر گذروندیم نگران نباش انشالا مشکلش حل میشه این روزا هم میگذره
ماهم کذروندیم
وقتی بچه میخای از روزی ک ب دنیا میاد تا همیشه درگیر انواع چالشی پس محکم باش و خودتو نباز

میشه عکسشو بدی ؟ اخه دختر جاریمم ی خال رو کمرشه میخام ببینم همینطوره؟ دکتر چی گفت بهت راجب خال؟

جراحی برا خال رو کمر و شکمش؟؟؟ خال چحوری عین خال های عادی ک همه دارن؟؟؟

نتتال

حس میکنم همه این سختیا برام افسردگی شده،بعد زایمان ب زور خودمو جمع و‌جور کردم تا افسردگی بهم غلبه نکنه،اما فک کنم نتیجه همه اون فشارا الان زده بیرون

سوال های مرتبط

مامان عشق جان مامان عشق جان ۲ سالگی
خانوادم پیشم نیست
چند روزه دارم کارای اداری انجام میدم
همش بانک اداره دفتر قضایی
جیگرم خون شد با دوتا بچه کوچیک
همش هم با همسرمم ولی واقعا اذیت شدیم تصمیمم رو گرفتم نرم سرکار
البته ب هیچ کس هنوز اعلام نکردم
انگار با همه دعوا دارم از درون ولی از بیرون با همه آروم و شادم
و این بیشتر از هرچیزی اذیتم می‌کنه
من ب هیچ کس راجع به مشکل قلبی دخترم نگفتم
ی تنه دارم ب دوش میکشم
با خودم درد دل میکنم
با خودم گریه میکنم
و هرروز بیشتر از روز قبل دارم متلاشی میشم
تلاش هرروزم برا رشد دخترم ولی اینکه مشکل قلبیش نمی‌ذاره ی گرم وزن بگیره از درون ضعیفم کرده از بیرون پیر شدم
خدارو شکر میکنم برا زندگیم
برا همسرم
بر پسرم
برا وجود دخترم
اما گاهی با وجود تمام ایمانم ب خدا
اما گلایه میکنم از اینکه
حکمتشو با ایجاد مشکل تو وجود دخترم برا رقم زد
من صبور بودم اما صبرم کم شده
من قوی بودم از قدرتم کم شده
الان من شدم ی آدم ضعیف شکننده بی روحیه
در صورتیکه قبلاً همه منو ب ی چشم دیگه میدیدن
چ تو کارم چ تو خانوادم چ تو فامیل
اونا همون دید رو دارن اما من دیگه نمیتونم توقع اونا رو مثل قبل برآورده کنم

از خدا هیچی نمی‌خوام جز سلامتی دخترم
اگر هیچی ندارید ولی بچتون سلامته روزی هزار بار خداروشکر کنید
من همه چی دارم
همسر خوب
خونه خوب
ماشین خوب
حقوق خوب
ولی شبی ک بدون اشک بخوابم دوساله هنوز برام پیش نیومده
برا سلامتی دخترم دعا کنید لطفا
مامان آیهان مامان آیهان ۲ سالگی
سلام خانوما توروخدا اگ راهکاری میدونید بگید براتون دعا میکنم بخدا
پسرمو تقریبا دوماهه از شیر گرفتم ده روز اول خونه مامانم بودیم دورش شلوغ بود زیاد اذیت نکرد ولی از وقتی اومدیم خونه خودمون بچه از این رو ب اون رو شده انقد لجباز عصبی پرخاشگر بی حوصله بهونه گیر
فقطم با گوشی و تلویزیون اروم میشه
دو هفتس تا صب ساعت 5 4 نگا میکنه ب گوشی تا خابش ببره هر کار میکنم اروم نمیشه منو کتک میزنه جدیدن هم میگه برقا باید کلا روشن بمونه
خیلی داغونم نمیدونم چیکار کنم دعا براش گرفتم دکتر بردم بیرون میبرمش ک خسته شه بلکه زود بخابه اصن انگار ن انگار
ظهرا ساعت 11.12 بیدار میشه چشمشم باز میکنه میگ بابا گوشی از اونموقع دستشه تا ساعت دو سه بعدش میره تلویزیون تا غروب ساعت 6 از او ببعد هم ک باباش میره سرکار گریه میکنه میبرمش بیرون رو کالسکه میخابه میارم خونه بزارمش زمین بیدار میشه گریه میکنه بیدار میشه تا شب بیداره همش گوشی تلویزیون شبام تا صب گوشی نگا میکنه دیوونه شدم نمیدونم چیکارکنم خیلی حرص میخورم خودمم قرص اعصاب مصرف میکنم
لطفا لطفا لطفا خواهشا خواهشا خواهشا اگر راهکاریدارید خیلی ممنون میشم راهنمایی کنید همه کاری هم کردم درست نمیشه که نمیشه😭😭😭