۳ پاسخ

دقیقا من
دختر بزرگم ۴ سالشه
میگه من دختر بدیم و بهت کمک نمیکنم، تو آبجی و داداش رو بیشتر دوست داری
باهاش حرف میزنم ، بازی می‌کنم
اما نه مثل قدیما. وقت نمیکنم
انقد عصبی شدم که گاهی دعواش میکنم
اما بعدش عذاب وجدان میگیرم که چرا اینکارو کردم
ولی واقعا دیگه نمیکشم بیشتر از این

چکن کوچیک بوده اون یکی اومده شایو حس میکنه دوسش ندارین یا برا نوزاد وقت گزاشتین اون تنها مونده سعی کن باهم بازیشون بدی مثلا جغجغه های بچه رو بیاد بگو بیابازیش بدیم و یکمم با اون بازی کن بچه رو بده دست باباش

عزیز صبوری کن رد میشه
من پسرم ۶ سال و سه ماهشه
دخترم سه سال و ۷ ماهشه
دختر دومم چهار ماهه

داریم می‌گذرانیم تازه شوهرمم همیشه نیست

سوال های مرتبط

مامان آنلی مامان آنلی ۷ ماهگی
خیلی دلم گرفته تو سن کم سه تا بچه دارم دست تنهام دارم دست و پا میزنم تا ازاینا نگهداری میکنم خیلی دلم به حال خودم میسوزه الان بیست و یک سالمه بچه اولم پنج سالشه دومی دوسال و سومی سه ماهشه 😔😔خیلی سخته برام ولی دیگه چیکار کنم خدا خواست الان نمیتونم به سه تاشون به خوبی رسیدگی کنم مثلن یکی شو بغل میکنم اونیکی گریه میکنه ول میکنم میرم اونیکی رو برمیدارم یا اونیکی دستشویی داره زود میرم اونو میبرم بعد اون گریه میکنه کلن دارم قاطی میکنه بشدت سخت مه الان یه دقیقه اومدم دختر بزرگمو بغل کنم خیلی دلم میسوزه براش الان تو اوج کودکی داره بهم کمک میکنه گاهی نپتون میکشه گاهی هم شده آبجی شو نگه میداره ولی خیلی دلم میسوزه براش الان یه دقیقه بغلش کردم کوچیکه گریه کرد این بچه سومیه کلن دست و پامو گرفته همش دارم به اون رسیدگی میکنم این دوتا موندن اینطوری 😔😔😔 گاهی هم دوتا رو میزنم وقتی که خرابکاری یا شلوغ میکنن دست خودم نیست اعصابم نمیکشه 😔😔😔کاشکی نمیوردم بچه هارو خیلی پشیمونم چون دارم گناه میکنم بخاطر اینکه نمیتونم به سه تاشون زیاد رسیدگی کنم ولی بخدا کل وقتمو گذاشتم برا اینا یدونه موهامم شونه نمیزنم