خیلی خوبه که برنامه هایی مثله همین گهواره هست که حداقل با چند نفر که مثله همیم حرف بزنیم ، توجه کردم یه زن باردار رو فقط خانوم باردار دیگه بیشتر درک میکنه چون خودش تو همین شرایطه ، شاید دردامون متفاوت باشه ولی بالاخره بازم هرکسی با یه چیزی درگیره توی بارداری ، اطرافیان هیچ وقت نمیتونن اونجور که باید درکت کنن حتی همسرت چون نمیفهمه تو بدنت چه سختیایی رو داری تحمل میکنی ، خواستم بگم اگه یه خانواده خوب دارین که درک تون میکنن خیلی قدرشونو بدونید من یکی که از خواهرم شانس نیاوردم ، با غریبه هیچ فرقی نداره برام اینقدر که از خودراضی خودخواه بی معرفت و نفهمه
خیلیا ارزو میکنن که یه خواهر داشته باشن اما خواهر من از صدتا غریبه همیشه غریبه تر بوده برام و نمیدونم چرا هیچ محبتی یک ذره این بچه رو سر عقل نمیاره ، کاش خواهری نداشتم حداقل درد و غصه کمتری میخوردم هر بار 😔😔😞😞
اگه براتون سوال شد که مگه چیکار میکنه ، همینقدر بگم که هیچکار دقیقا چون هیچکاری نمیکنه دلم میشکنه ازش ، چیزی به اسم مهر خواهری محبتی احترامی هیچی براش تعریف نشده انگار ، تازه من خواهر بزرگترشم مثلا 💔

۷ پاسخ

انتظارتونو از اطرافیانتون کم کنید خیلی آرامش روانتون بیشتر میشه
مثلا انتظار داری خواهرت برات چیکار کنه؟ هر کسی خودش هزارتا گرفتاری داره

ادما متفاوتن عزیزم ،شاید تو به خاهرت عشق ندادی که اون الان بهت برگردونه ، بعضی موقع ها هم باید ادمارو درک کنیم شاید اونم درونش از چیزی داره رنج میبره همین که سرپاست باید خدارو شکر کنی . ادمی که ظاهرن هیچ مشکلی نداره و وقت ازاد داره دلیل نمیشه که بی دغدغه باشه . من خودم خاهر کوچیکم ، واقعن نمیتونم به هیچ کدوم از خاهرام کمک کنم چون از پس خودم ب سختی برمیام . واقعن انرژی اینکه بخام ب کسی کمک کنمو ندارم . از کسیم توقعی ندارم همین که حالشون خوبه خداروشکر

سخت نگیر من عید بیمارستان بستری شدم 2 روز آبجی بزرگم حتی نیومد بهم سر بزنه تا دیروز اومد که خونم ببینه نه خودمو، اون آبجیم جون هم دیگه هستیم با بچه 6 ماهه چند بار اومد بیمارستان چقدر اومد خونم همش هواسش بهم هست مراقبمه هرروز زنگم میزنه

ا چه به موقع پیامتو خوندم، منم همیشه میگفتم چرا خواهر ندارم، توی بارداری یا شرایط سخت بیشتر دلم خواهر میخواد
پس شما راضی نیستی
پس دیگه هیچی 😂🤭
خداییش من دو تا داداش دارم ترجیح میدادم خواهر داشتم تحویلم نمیگرفتن ولی دخدر بودن

وااای چ بد..حالا من همیشع میگم کااش خواهر میداشتم...ولی خداروشکر بامامانم خیــلی راحتم انگارخواهرمه..

من خواهر ندارم ولی مامانم بااینکه میدونه استراحت مطلقم حتی یبار بهم سرنزده یا نگفته بیا یک شب بمون اینجا چون شدید تنبله ومیترسه بهش سخت بگذره

منم درکت میکنم،تو این 7 ماه هیچکس نازمو نکشید بگه تو دلت نی نی داری،🫠💔🤭

سوال های مرتبط

مامان عدس و لپه🩵💙 مامان عدس و لپه🩵💙 هفته بیست‌وچهارم بارداری
من قبل بارداری به جنسیت بچه فکر نمیکردم، ولی همیشه ته دلم فکر میکردم ادم خوبه یه دختر تو خونش باشه، با توجه به چیزی که تو بزرگسالی تو اطرافیان دیدم که اکثرا دخترها بیشتر به درد پدر و مادرا خوردن. خدا که بهم دوقلوی پسر داد گفتم خدایا شکرت، فقط سلامت باشن، حتما من باید مامان این دو تا پسر میشدم و سعی کردم دیگه اصلا اون فکرای قبل بارداری رو حتی مرور نکنم و عاشق جوجه هام باشم، ولی یچیزی که هست میبینم و واقعا ناراحتم میکنه اینه که همه به ادم میگن خدا به هرکسی دختر نمیده، دختر داشتن لیاقت میخواد، خونه بی دختر نمیشه. وقتی خدا به یه مامان و بابایی دختر یا پسر داده خوب نیست هی بهش این حسو بدی که حتما لیاقت نداشتی که اون جنس رو ندار. اتفاقا من و همسرم خیلی مهربون هستیم و میخوایم همه تلاشمونو بکنیم پدر و مادر خوبی باشیم، تا الانم حرف مردم برام مهم نبوده، ولی امشب این حرفا رو از یه ادم نزدیک شنیدم و واقعا دلم خیلی گرفت، مراقب حرف زدنمون باشیمی
مامان پسر کوچولوم💙 مامان پسر کوچولوم💙 هفته سی‌ودوم بارداری
یچیزی که این روزها ذهن خیلی هارو درگیر کرده اینه چرا با اینکه تلاش می‌کنی، باز هم حس می‌کنی اون‌جوری که باید نیستی؟

«بیا روراست باشیم. خیلیا فکر می‌کنن خانم‌ها فقط دنبال یه ظاهرِ خاص هستن، ولی من می‌دونم دغدغه‌ی ما بیشتراز این حرف‌هاست.
احتمالاً برای تو هم پیش اومده که:
توی کمدت پر از لباس باشه، اما بازم جلوی آینه حس کنی هیچ‌کدوم اون‌طوری که می‌خوای تو تنت نمی‌شینه.

همیشه یه “رژیم غذایی” توی ذهنت داری، ولی آخر شب که از خستگیِ کارهای روزانه برمی‌گردی، اون حسِ گرسنگیِ کاذب یا خستگیِ روحی، همه رشته‌هات رو پنبه می‌کنه.

می‌خوای ورزش کنی، اما یا وقت نداری، یا وقتی هم داری، انقدر ذهنت درگیره که نمی‌دونی از کجا شروع کنی که واقعاً جواب بده.

و از همه مهم‌تر، اون حسِ نوسانِ انرژی که باعث میشه وسط هفته کم بیاری و حس کنی “این مسیر برای من نیست”.

ببین، تو “اراده‌ات” ضعیف نیست؛ تو فقط داری با روشی پیش میری که با دنیای پرمشغله‌ی یه خانم همخونی نداره.

من اینجام که این کلاف رو برات باز کنم. ما قرار نیست زندگیت رو فدایِ تمرین کنیم. قرارِ یاد بگیریم چطور با همین سبک زندگیِ فعلی‌ت، بدنت رو جوری تغییر بدی که وقتی صبح‌ها جلوی آینه میری، برای اولین بار از چیزی که می‌بینی لذت ببری.
اگه دوست داری تغییر کنی من اینجام؛ برای مشاوره رایگان میتونید پیام بدید و اینکه توی تمام برنامه کنارتونم♥️😌




سیسمونی بارداری زایمان شیردهی سوختگی ورزش رژیم غذایی تمرینی سرکلاژ تمرین
مامان آقاابوالفضل مامان آقاابوالفضل ۵ ماهگی
پسرم…
تو شدی امیدِ من و بابات، دلیل نفس کشیدن‌مون❤️‍🩹🥲
۶ ماهه‌ست که توی دلمی، اما انگار یه عمره باهامی…
هر تپش قلبم با فکرِ تو می‌زنه، هر لحظه با خیال صورت کوچولوت نفس می‌کشم.

از همون لحظه‌ای که فهمیدم اومدی، دلم بهت گره خورد…
به صدای قلبت، به هر حرکت ریزت، به بودنت…
نمی‌دونی چقدر بهت وابسته شدم پسرم،
اونقدر که حتی تصور نبودنت، نفسم رو بند میاره 💔

دکترها می‌گن شاید نتونم تو رو ببینم، شاید نتونم برای همیشه تو رو به آغوش بگیرم…😭
این حرفا دلم رو هزار تیکه می‌کنه.💔
اما من باور نمی‌کنم!
تا آخرین لحظه‌ی قلبم، به بودنِ تو ایمان دارم.
خدایی که سه بار اشکام رو دید، این‌بار قراره اشک شوق رو توی چشمام بذاره…
تو معجزه‌ای هستی که من نمی‌ذارم ازم بری…
تو همون فرشته‌ای که می‌دونم توی آغوشم میاد، حتی اگر لحظه‌ای باشه…

پسرم، تو امیدِ آخر منی!
مردم برام فقط اسم تو رو گفتن، توی هر لحظه، توی هر دقیقه و هر ساعت.
تو به دنیا میای، حتی اگه این دنیا بخواد من رو از تو جدا کنه.
من و بابات تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم تا بتونیم تو رو در آغوش بگیریم،
حتی اگه فقط برای یه لحظه باشه.

این بار نمی‌ذارم که از دستت بدم.
تو همیشه جوون مامان می‌مونی، حتی اگر هیچ وقت نتونم تو رو در آغوش بگیرم، همیشه در قلب من خواهی بود.
ما سه‌تایی‌مون به هم متصل‌ایم.
ما نمی‌ذاریم هیچ چیزی بینمون بیفته، حتی فاصله…
تو تمام زندگیمون خواهی موند، پسرم. 💔