۱۴ پاسخ

مگ با بچت نمیری بیرون
تو داری شعور رو ب بچت یاد میدی با سلام کردن
اون میبینه دیگ
اونم یاد میگیره دیگ سلام‌نکنه
شما سلام کهر کی خواست جواب بده
هر کی نخواست نده
من مادرشوهرم پایین روزی ده بار هم برم هر سری میکم سلام
پسرم هر بار وارد بشه هم مثل من میگ سلاااام

ول رفتار اون کن
تو سلام کن برا دل خودت

هرموقع دیدی جواب نداد دوبار بلندتر سلامش کن بگو فک‌کنم گوشاتون سنگین شده نفهمیدین

عزیزم تو احترام خودت نگه دار سلام کن تا اصلا شوهرت هم ببینه این موضوع رو ‌چیگار جواب اون دیگه داری واگذار کن به خدا همین

مادرشوهر منم همینه
منم دیگه وقتی میبینم جواب سلام نمیده سلام نمیدم

تو سلامتو بگو رد شو فکر کن به درخت سلام گفتی🤭

عزیزم منم با مادرشوهر زندگی میکنم
اگ جواب نده خیلی بهم بر میخوره سلام نده اگ چیزی گفت بگو چون جواب نمیدی
ولی شوهرت یا کسی پیشش بود سلام بده

عزیزم شماهم اگه بخوای مو اون رفتار کنی که میشی مثل همون
من اگه بودم همیشه سلام میکردم که بچمم ادب و احترامو یاد بگیره ازم
😘

به شوهرتم بگو من هربار سلام میدم جوابم نمیده با اینکه تو روم نگاه میکنه منم تصمیم گرفتم دیگه سلام ندم بهت گفتم که بعدا از من ناراحت نشی که به مادرم سلام نداده

خب جوابش نده

مادرشوهرا همشون اینجورین تو ادب و شعورتو بخاطر رفتار اون پایین نیار سلامت رو بکن ببینه مثل خودشون نیستی

منم همین شرایطو داشتم جواب سلاممو نمیداد منم کلا خیلی حساسم رو سلام
بعد جواب نمیداد وایمیستادم جلوش میگفتم سلام کردما
بعد میگف علیک سلام😆
انقد گفتم گفتم کدیاد گرفت

حالا دو از زنداییام با مادربزرگم اینا زندگی میکنن هرکدوم دوتا بچه دارن انقدم طلا اینا براشون خریدن از نامزدیشون هردوشون چندتاخونه دارن دادن مستاجر اونجا هزار تومن از درامد خودشون خرج نمیکنن اب برق خرجشونم بابا بزرگم میده همش تو عشق وحالن حالا ما مستاجریم پدرشوهرم عین خیالش نیس داریم نداریم چجوری داریم میگذرونیم بازار کار شوهرمم خیلی خرابه درآمدمون خیلی کم شده بخاطر این شرایط

سلام بد دیدی جواب نداد علف بهش بدع واقعا مثل گاوه گاوم داد میزنی سرشو بالا میگیره فقط نگاهت میکنه بعد دوباره شروع میکنه ب علف خوردن

چ بی ادبه....سلام نکن وقتی جوابتو نمیده

سوال های مرتبط

مامان آوینا 💕 مامان آوینا 💕 ۳ سالگی
مامانا به نظرتون من حساس شدم یا ن؟
ببینید همه فکر کنم اینجا میدونن دیگه من با مادرشوهرم زندگی میکنم دیگه انقد داستان گفتم🤣
من طبقه بالا مادرشوهرمم خب یدونه دختر دارم تو خونه حوصلش سر میشه گاهی میره پایین وقتی بفهمه بچه ها عمش اومده اینم میره بعد ازونجایی که من باهاشون قهرم من اصلا نمیرم پایین گاهی صدا مادرشوهرم میاد که اوینا رو دعوا میکنه برو بالا دیگه چرا تا یک صدایی میشنوی سریع میای پایین فلان اخه من چیکار کنم در خونمون که ازینطرف باز نمیشه دست و پای بچم که نمیتونم ببندم اینم تا میفهمه یکی اومده میره پایین
حالا این هیچی همبن مادرشوهرم کافیه بچه ها جاریم بیاد صداش میاد انقدددددر قربون صداشون میره انقدددر تحویلشون میگیره البته بماند که جاریم ۲ تا پسر داره
از طرفی میگم ولش کن پیره حوصله بچه نداره ولی پس چرا پسرای جاریم انقد تحویل میگیره احساس میکنم دختر منو نمیخاد بخدا الان میخاست بره مسجد دخترم رفت رو پله ها با ذوق و شوق گفت مامانی نگاه عروسکم نگاه اصلا جوابشو نداد😐خیلی وقتا که اصلا تا می‌فهمن بچه من میخاد بره پایین سریع در خونشونو میبندن بچم میره پایین کلی گریه میکنه درو باز نمیکنن
احساس میکنن دختر منو نمیخاد نه بهش محل میده نه نگاش میکنه ن حتی جوابشو میده 😒