۷ پاسخ

سعی کن بری بیرون فقط درمانش بی بیرون رفتن و معاشرت هست

منم اینجوری ی چیزی انار سرجاش نیس من تازگیا همش احساس میکنم خونه تمیز نیس هی تمیز میکنم وسواس گرفتم بی حالی بی حوصلگی افسردگی کم بود اینم اضافه شد

همه همین هستین گلم بعد بچه کلا ریتم زندگی عوض میشه بحث ها بیستر میشه بخاطر خستگی ولی گلم اینها هم موندگار نیست میگذره خودت میتونی به خودت کمک کنی و خوب بشی روزایی که هوا خوبه با بچتون برین بیرون حتی اگه همسرت نمیتونه بیاد بیرون حالتو عوض میکنه بچه هم عرومتر میشه انرژیش تخلیه میشه اگه مامان یا مادر شوهر یا خواهر داری که امن باشن دو سه روز یه بار بزار پیششون چند ساعت واسه خودت وقت بزار نزار انرژیتو بگیره بخاطر همسر و فرزندت همون زن شاداب اول شو

منم همینم

منم حالم‌ خیلی بده ، کلا میخوام بشینم گریه کنم ، از بچه دار شدنم پشیمونم ، دلم‌میخواد شوهر و پسرمو بذارم و برم یه جای نا معلوم😫😫😫 امروز شوهرم موز و توت فرنگی و پرتقال داده به بچه ، همه زندگیمو عن گرفته ، میگم نفهم! بفهم! نمیخواد میوه بدی به بچه🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬 من یه دستمال باز میکنم زیرش میدم میخوره😭😭😭😭 خسته م ، حالم بده میخوام بمیرم😕😕😕

اره منم با اینکه هر روز میرم پیاده روی اگه یکم بشینم فکر کنم میرم تو خودم غمگین میشم
دیشب یه مشاور تو مسجد صحبت میکرد میگفت بهش میگن وسواس خناس ذهن آروم نمیشه اینا وسوسه های شیطان هست باید هر موقع چیزی اومد تو ذهنت بگی خدایا شکرت بچم کنارمه حالم خوبه جملات مثبت بگو بگو خدایا دوستت دارم چت جی پی تی هم کمک می‌کنه اگه مغز بهت حاکم بشه خیلی سخته سعی کن فقط حواستو پرت کنی بعد چند مدت خوب میشی

دقیقا همینه عزیزم
از مشاور یا روانپزشک کمک بگیر خیلی خوبه

سوال های مرتبط

مامان دلاوا مامان دلاوا ۱۷ ماهگی
سلام خانوما خوبین

من خیلی روحی حالم بده
از عالمو ادم بدم میاد
از شوهرم از مامانم از دخترم
از همه چیز و همه کس بدم میاد
خستم خیلی خستم
از دخترم خستم ک از شب تا صب یا نمیخابه یا وقتیم میخابه تو خاب همش گریه میکنه نق میزنه من هی باید بیدار شم هی بخابم
روزا هم ک همش نق میزنه ی ثانیه بازی نمیکنه

از مادرم خستم ی ساعت بچمو‌نگه نمیداره من ی استراحت کنم همش خونه بیکاره از صب تا شب هیچکاری نداره ولی بچه منو ی ساعت نگه نمیداره هروقتم میرم خونش انقد میگه چرا دخترت انقد شلوغه چرا دخترت اروم نمیشینه یا میگه من بچه هام اروم بودن این دخترت ب کی رفته و از این جور چرتوپرتا
مادرشوهرمم همینه هی میگه بچه های من جیکشون در نمیومد ولی دختر تو همش نق میژنه گریه میکنه

شوهرمم ک یا سرکاره یا میاد خونه میخابه
خیلیییی خستم خیلللللی
ن شب خاب دارم ن روز
اعصابم همش خرد میشه داغون میشم ب حرفایی ک میشنوم فک میکنم
از دست دخترمم عصبی میشم با اینکه میدونم بچس گناهی نداره ک ولی دست خودم نیس گاهی دوست دارم بزنمش ولی دلم نمیاد

یک ساله من ن خاب دارم ن خوردوخوراک درست درمون دارم
ن تفریح هیچیییییی
همش خونه زندانیم هیچجا نمیتونم برم چون همش ب بچم ی چیز میگن منم اعصابم خرد میشه

توروخدا نیاین ایه‌ی یأس بخونین یا نصحبت کنین من خودم حالم ب اندازه کافی خراب هس