۶ پاسخ

من همین روال رو با دوتا بچه دارم
بااین تفاوت که شوهر من صبح تا لنگه ظهر میخوابه با خیال راحت خوابش که تکمیل شد میره تا ساعت ۱۱ و ۱۲ شب
حرفم بزنیم به قول شما نتیجه میشه دعوا
بر باعث و بانیش لعنت که یه وضعی درست کردن که همه باید مثل چی بدون دنبال یه لقمه نون

از شوهرت هم محترمانه بخواه اون تایمایی که هست بیشتر وقت بذاره براتون
هرموقع خستگیشو گرفت و .. بالاخره درطول هفته یکی دوبار که پیش میاد حال داشته باشه باهم برید بیرون

عزیزم به این فکر کن که اون پسر کوچولو همه کسش شمایید اون جز شما پناه و امیدی نداره کاملا حرفاتونو درک میکنم ادم یوقتایی خسته میشه دلش به قبل مادر بودنش تنگ میشه و... ولی خب این طفل معصوما که به خواسته ی خودشون نیومدن این دنیا ... شماام به خودت انرژی بده بلند شو با پسرن برید گردش بیرون پارکی مغازه ای فروشگاهی خونه ی فک و فامیلی ... سخت نگیر فک کن این بچه بهترین و صمیمی ترین دوستته انوقت یکی دوبار باهاش بری بیرون و شیرین بازیاشو موقع هیجان زده شدنش تو پارک ببینی حالت بهتر میشه

حق داری عزیزم اصلا هم مامان بدی نیستی و به نظرم شوهرت بابای بدیه بهش بگو تو هم بیا یه ذره با بچه سرگرم شو خببببب

منم منوال زندگیم مثل شماس بااین تفاوت که شوهر من ۱۱ شب میاد
ومن ودوقلوها هممممششش توخونه وهیچ کسی ام نمیاد خونمون وجایی تنها حق ندارم برم
ولی روزا تعطیل بچه ها با پدرشونن ومن به خودم میرسم
همون روزم سخته ها ولی کمتر پاپیچ منن

درکت میکنم عزیزم همسر من ک ۱۲ شب میاد خونه.ولی خودم با دخترم میرم پارک.شما هم با پسرت دو تایی برین بیرون

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
واااای ک چقدر سختههه😫😫😫
دیشب گفتم بچم بیقرار بوده و تب دندون داشته. از ساعت ۲شب یهو تب شدید آورد هر نیم ساعت بیدار میشد و کلی گریه میکرد. تب پسرم اندازه گرفتم شوهرم خوند گفت ۳۷ونیم گفتم خب خوبه دیگه ولی برا اینکه هول نکنم دروغ گفته بود ۳۹ درجه بوده. دیگه دیدم با دارو و قطره کم نمیشه تبش براش شیاف گذاشتم تا ۶ صبح با من بود بعد دیگه بیهوش شدم از خستگی بچه رو سپردم به شوهرم ولی صداش تو گوشم مونده بود. صبح بردمش بیمارستان گفتن ویروسه
از بیمارستان رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهرم سرگرم بشه کلی بهونه گرفته. بعد اومدیم خونه یه ساعت خوابیده بااااز گریهههه رفتم خونه بابام. اونجا دوباره گریههههه برگشتم خونه گریههههه داروهام هیچ اثری ندارن انگار. باز رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهر ۵ساله ام سرگرم بشه. اومدیم خونه باز گریههههه نیم ساعت خوابید که بدو بدو شام گرم کردم خوردم. باز الان گریهههههه دادمش دست شوهرم داره راهش میبره.
دیگه نمی‌دونم چیکار کنم بچم آب شد😭😭😭