سلام خانوما خوبین

من خیلی روحی حالم بده
از عالمو ادم بدم میاد
از شوهرم از مامانم از دخترم
از همه چیز و همه کس بدم میاد
خستم خیلی خستم
از دخترم خستم ک از شب تا صب یا نمیخابه یا وقتیم میخابه تو خاب همش گریه میکنه نق میزنه من هی باید بیدار شم هی بخابم
روزا هم ک همش نق میزنه ی ثانیه بازی نمیکنه

از مادرم خستم ی ساعت بچمو‌نگه نمیداره من ی استراحت کنم همش خونه بیکاره از صب تا شب هیچکاری نداره ولی بچه منو ی ساعت نگه نمیداره هروقتم میرم خونش انقد میگه چرا دخترت انقد شلوغه چرا دخترت اروم نمیشینه یا میگه من بچه هام اروم بودن این دخترت ب کی رفته و از این جور چرتوپرتا
مادرشوهرمم همینه هی میگه بچه های من جیکشون در نمیومد ولی دختر تو همش نق میژنه گریه میکنه

شوهرمم ک یا سرکاره یا میاد خونه میخابه
خیلیییی خستم خیلللللی
ن شب خاب دارم ن روز
اعصابم همش خرد میشه داغون میشم ب حرفایی ک میشنوم فک میکنم
از دست دخترمم عصبی میشم با اینکه میدونم بچس گناهی نداره ک ولی دست خودم نیس گاهی دوست دارم بزنمش ولی دلم نمیاد

یک ساله من ن خاب دارم ن خوردوخوراک درست درمون دارم
ن تفریح هیچیییییی
همش خونه زندانیم هیچجا نمیتونم برم چون همش ب بچم ی چیز میگن منم اعصابم خرد میشه

توروخدا نیاین ایه‌ی یأس بخونین یا نصحبت کنین من خودم حالم ب اندازه کافی خراب هس

۱۴ پاسخ

میفهممت
بچه رو بدون اینکه بپرسی بذار خونه مامانت یا مادرشوهرت
بذار برو یکی دو ساعت بگرد
اصلا نپرس که نگه می‌دارید یا نه
بدون سوال ببربذار خونشون

عزیزم خیلی خیلی شرایط سختیه کاملا درکت میکنم من بااینکه کمک داشتم روانی شده بودم دخترم مدام گریه میکرد شبانه روز گریه میکرد هرچقدر دکتر میبردم میگفت هیچیش نیست بچس بذار بچگی کنه اما واقعا یه بچه ی طبیعی انقدر گریه نمیکنه نق نمیزنه دکترشو عوض کردم که فهمیدم بچم انگل داره
حتماااا یه دکتر خوب ببر اگه خیلی گریه میکنه و نق میزنه

درکتون میکنم خیلی سخته منم در همین وضعیتم اینقد استراحت ندارم که تموم استخوانهام صدا میده و همه اس ضعف دارم ..... این روزها هم میگذره امیدمون به خداست انشاالله خدا برامون درست میکنه

ای خدا خواهر بخدا منم مثل توام خدا به ولا جز ایتکه هر روز میگمممم خدایا صبررررر تحمللللل

شرایطت خیلی سخت شده🥲🥲
طبیعیه بعضی وقتا آدم کم بیاره
سعی کن انرژیت رو حفظ کنی و از دیگران توقعی نداشته باشی…ویتامین D3هر روز بخور
قرص آهن هر شب بخور…آب زیاد بخور…هر وقت بچه خوابید حتی نیم ساعت تو هم دراز بکش ریلکس کن….کار خونه همیشه هست…منم دیگه بی خیال تمیزی خونه شدم…اطرافیان منم دقیقا همینجورین…هیچکس هم بچه مو نگه نمیداره…

احتمالا بچت درد داره ببین کجاشه گوش دندان دل درد چی میخوره بهش نمیسازه
همه همینیم دیروز پسرم دلپیچه و اسهال تمام خونه رو گند کشید بدون کمکی صبح تا نصفه شب تو خونه تنهاییم نهایت ی پنج شنبه جمعه بریم خونه مادرم
مشگلات و دعوا و اعصاب خرابیم ک ب کنار

منم خیلی خسته میشم گریه میکنم ولی باز خودمو جمع و جور میکنم چون میدونم این سختیا بلاخره میگذره نوزادی سخت تر بود گذشت اینم میگذره🙃

راستی دکتر بردی دخترت رو ؟ چی گفته؟
دیگه الان باید خوابش بهتر شده باشه

شرایط سختی داری نسبت ب بقیه من کل خانوادم و همسرمم کنارمن ولی باز دقیقا مثل شما میشم عصبی میشم چاره ای نداری جز این ک ب خودت روحیه بدی و بگی این روزام تموم میشه روزای افتابی سعی کن ببریش بیرون ی کم روحیه جفتتون عوض شده اگه کالسکه داره خیلی بهت کمک می‌کنه بعضی روزا ببرش بیرون این بی‌قراری های بچت بیشتر ممکنه ب خاطر این باشه ک همش خونست ببرش بیرون هم خسته میشه میخوابه هم خودت بهتر میشی

حتما یه دردی داره دکتر ببر دارو برای خواب بهش بده

منم مثل توام

پسر منم خیلی شیطونه
زیاد نمیذارم پیش مامانم خیلی وابستشم
مامانمم شاغله
ولی خب خیلی کمک کرده
منم میرم اونجا خودمو میزنم به اون راه
تو هم همین کارو کن صمیمی نیسنی با مامانت؟

حق داری عزیزم واقعا آدم کم میاره با شوهرم حرف بزن که پنجشنبه ها اون نگه داره فرداش که جمعس اونم ظهر اینا استراحت می‌کنه
خونه کسی نرو ولی با دخترت برو بیرون گشت و گذار بگردین باهم

میفهمم چی میگی واقعا
مامانت چرا اینجوزی میکنه
من با اینکه مامانم کمکم بوده بعضی وقتا کم میارم تو که حق داری والا

سوال های مرتبط

مامان ایهان و ایلین😘 مامان ایهان و ایلین😘 ۱۵ ماهگی
خیلی حالم خرابه پسرم شیش سالشه خیلی شرهه دوست داره بره همش بیرون تو خونه بند نمیکنه آک هم بمونه لج کاری باهام می‌کنه دخترم یکسالشه بی آرومی می‌کنه هی این ور می‌ره اون ور می‌ره باید بگیرمش یا ب تلویزیون نخوره یا تو آینه نره همش نق نق می‌کنه گریه می‌کنه شوهرمم همش روزتا شب سرکارهه خانواده ام اصلا دلسوز م نیستن مادرم ی کمکی بهم تو زندکیم نداد همش میگه منم شما بچه بودین بدون کمکی بزرگ کردم تو هم بچه هات بزرگ کن خواهرم از روزی عقد بسته ایقد باهام دشمن شده ک میگه دلم نمیخواه اصلا ببینمت ن تفریح دارم ن گردش همش تو خونه ام از روزی عروس شدم ب جای ک بیرون ببینم همش خونه دیدم بچه هام همش مریض هستن حس میکنم واقعا ب ی روانشناس احتیاج دارم اصلا حال روحی ام خوب نیست پرخاشگر شدم وسواس دارم شدید زود عصبی میشم کنار مادر شوهرم اینا زندگی میکنم دوست دارم برم ی جا بتونم ایقد جیغ بزنم خودم خالی کنم خیلی حالم بده کسی مثل من اینجور بوده ولی آرزوم اینه هیچکی مثل من همچین حال بدی رو تجربه نکرده باشه واقعا سخته افسردگی گرفتم از بس تو خونه موندم بچه داری شما بگین چکار کنم
مامان مَهدیار💙 مامان مَهدیار💙 ۲ سالگی
خدا الهییییی مرگ منووووو بده از دست این بچه راحت شم الهی بی مادرشه 😭😭دیگ تحمل ندارم اصلا دیگ تحمل ندارم خستم کرده روانیم کرده صبرم تموم شده از زندگی سیرم کرده اعصاب روان برام نذاشته خب چته چته بسه دیگه همش گریه گریه نق نق ۵ دقیقه اسایش ندارم نه خاب دارم نه استراحت
شبا همش بیدار میشه گریه گریه یکساعت طول میکشه ساکتش کنم دوباره میخابونمش باز گریه همش رو پامه شب تا صب رو پامه از وقتی از خواب بیذاز میشه بهم چسبیده بغلم کن فقط نق نق بخدا قسم حتی ۵ دقیقه ساکت نیست فقط نق خابش میاد میخام بخابونمش یکساعت گریه میکنه از خاب بیدار میشه گریه میکنه ی دستشویی نمیتونم برم رفلاگس داره دارو میدم چیگازکنم دیگ صدتا دکتز بردمش شبا بقران من تو ۲۴ ساعت ۲ ساعت میخابم سردرد دارم از بی خابی دایما سرگیجه حالت تهوع دارم مگ میشه س بچع شبا هم نخابع روزم همش نق خب مگ من چقدر تحمل دارم کم اوردم فقط بمیرم راحت شم ک از زنذگی سیرم کرده زنذگیمو نابود کرده 😭😭😭
مامان کارن مامان کارن ۱۱ ماهگی
بعضی وقتا از خستگی و مسئولیت زیاد دلم میخاد بمیرم
ناشکری نمیکنم
ولی من توی بچه داری خیلی دست تنهام پسرمم به شدت کم خاب و وقتی بیداره همش میخاد یا بیرون باشه یا بغل من یا باهاش بازی کنم تایم هیچی هیچی ندارم حتی یه دسشویی رفتن ساده باید صبر کنم عصر ک میخابه برم
از طرفی کارای خونه هست کارای خودش هست اصن نمی‌دونم باید چیکار کنم حس می‌کنم دارم دیوونه میشم گاهی‌اوقات خودمو میزنم یکم خالی شم دست خودم نیس
شوهرم صب میره شب میاد هرجی‌میگم ظهر یه ساعت بیا خونه هم ناهار بخور استراحت کن هم کارن تو باشی یکم منو ول میکنه میگه حوصله ندارم برم بیام
الان سه روزه مریض شده نمی‌دونم ویروسه یا بخاطر دندون جدیده
ن خاب‌ دارم ن خوراک +غصه غذا نخوردن بچم و مریضیش
علی رغم اینکه عاشق بچه دخترم هیچوقت هیچوقت نمیخام دختربیارم
از بس ک دخترا بدبختن
نمی‌دونم چرا اینارو اینجا نوشتم ولی حس می‌کنم اینجا کسی هس باهام همدردی کنه و درکم کنه نوشتم بلکه خالی بشم😢💔



این عکس هم واسه دیروز ۶صبحه ک کارن کلا نذاشته بود بخابم با آرایش ماسیده از شب قبل ک نتونستم بشورمش🙃