۷ پاسخ

عزیزم شغل همسرت چیه؟ جوری هست که بتونه بیشتر خونه بمونه؟

منم دقیقا شرایط تورو دارم تک و تنهام چند شب پیش تو دوران پی ام اس بودم پسرم نخوابید شوهرم یا خواب یا سرکار
منم خسته بودم 3شب بود هرکار کردم پسرم نخوابیدیم شوهرم هی میگفت تشنمه منم بچه رو گذاشتم وسط هال برم آب بیارم تاریک بود گریه کرد شوهرم اومدگرفت دعوام کرد گفت بچه رو دیونه می‌کنی اینجوری
گفتم خب ی ساعت نگه دار یا بخوابون من ی تنه همه با زندگی رو‌دوشمه
دیگه اگه قبلا کم کمک میکرد الان قشنگ میبره می‌شوره می‌بره بیرون....ماهم ادمیم چقدر مگه جون داریم یا اعصابمون چقدر میکشه

حق داری . یه مربی بگیر خودتو راحت کن

عزیزم منم دقیقا تو شرایط زندگی شمام مادرم فوت کرده و مادر شوهرم ندارم هیچکسو ندارم خواهرم ندارم حتی یکیو ندارم تلفنی باهاش حرف بزنم. عنقد تنهایی بهم فشار میاره که نگو بامشاوره حرف زدم فقط تاکید کرد از شوهرت کمک بگیر جدی باهاش حرف زدم کمی کمکم میکنه. ولی خب از مردام نباید انتظار زیادی داشته باشیم شوهر شما 16 ساعت سرکاره. این روزا میگذره و میره سختیام تموم میشه

سلام همکار چطوری
برو یکم آب بخور آروم بگیر
میگذره

خانواده ات کسی نزدیکت نیستن نگه دارن

واقعا حق داری عزیزم و اگه توان مالی دارین بگو برات کمکی بگیره

سوال های مرتبط

مامان دلاوا مامان دلاوا ۱۶ ماهگی
سلام خانوما خوبین

من خیلی روحی حالم بده
از عالمو ادم بدم میاد
از شوهرم از مامانم از دخترم
از همه چیز و همه کس بدم میاد
خستم خیلی خستم
از دخترم خستم ک از شب تا صب یا نمیخابه یا وقتیم میخابه تو خاب همش گریه میکنه نق میزنه من هی باید بیدار شم هی بخابم
روزا هم ک همش نق میزنه ی ثانیه بازی نمیکنه

از مادرم خستم ی ساعت بچمو‌نگه نمیداره من ی استراحت کنم همش خونه بیکاره از صب تا شب هیچکاری نداره ولی بچه منو ی ساعت نگه نمیداره هروقتم میرم خونش انقد میگه چرا دخترت انقد شلوغه چرا دخترت اروم نمیشینه یا میگه من بچه هام اروم بودن این دخترت ب کی رفته و از این جور چرتوپرتا
مادرشوهرمم همینه هی میگه بچه های من جیکشون در نمیومد ولی دختر تو همش نق میژنه گریه میکنه

شوهرمم ک یا سرکاره یا میاد خونه میخابه
خیلیییی خستم خیلللللی
ن شب خاب دارم ن روز
اعصابم همش خرد میشه داغون میشم ب حرفایی ک میشنوم فک میکنم
از دست دخترمم عصبی میشم با اینکه میدونم بچس گناهی نداره ک ولی دست خودم نیس گاهی دوست دارم بزنمش ولی دلم نمیاد

یک ساله من ن خاب دارم ن خوردوخوراک درست درمون دارم
ن تفریح هیچیییییی
همش خونه زندانیم هیچجا نمیتونم برم چون همش ب بچم ی چیز میگن منم اعصابم خرد میشه

توروخدا نیاین ایه‌ی یأس بخونین یا نصحبت کنین من خودم حالم ب اندازه کافی خراب هس
مامان کارن مامان کارن ۱۰ ماهگی
بعضی وقتا از خستگی و مسئولیت زیاد دلم میخاد بمیرم
ناشکری نمیکنم
ولی من توی بچه داری خیلی دست تنهام پسرمم به شدت کم خاب و وقتی بیداره همش میخاد یا بیرون باشه یا بغل من یا باهاش بازی کنم تایم هیچی هیچی ندارم حتی یه دسشویی رفتن ساده باید صبر کنم عصر ک میخابه برم
از طرفی کارای خونه هست کارای خودش هست اصن نمی‌دونم باید چیکار کنم حس می‌کنم دارم دیوونه میشم گاهی‌اوقات خودمو میزنم یکم خالی شم دست خودم نیس
شوهرم صب میره شب میاد هرجی‌میگم ظهر یه ساعت بیا خونه هم ناهار بخور استراحت کن هم کارن تو باشی یکم منو ول میکنه میگه حوصله ندارم برم بیام
الان سه روزه مریض شده نمی‌دونم ویروسه یا بخاطر دندون جدیده
ن خاب‌ دارم ن خوراک +غصه غذا نخوردن بچم و مریضیش
علی رغم اینکه عاشق بچه دخترم هیچوقت هیچوقت نمیخام دختربیارم
از بس ک دخترا بدبختن
نمی‌دونم چرا اینارو اینجا نوشتم ولی حس می‌کنم اینجا کسی هس باهام همدردی کنه و درکم کنه نوشتم بلکه خالی بشم😢💔



این عکس هم واسه دیروز ۶صبحه ک کارن کلا نذاشته بود بخابم با آرایش ماسیده از شب قبل ک نتونستم بشورمش🙃