۹ پاسخ

این سن همینطوره و چون تا عصر نیستی وقتی میای دوست داره یکسره بغلت باشه و بهترین پیشنهاد دیگه سرکار نرو بزار شوهرت بره. از ساعت ۷ تا ۴ بعدازظهر خیلیه برای یه زن

بنظر من بشین و از بچه ت مراقبت کن سر کار نرو خیلی این وضعیت تاثیر بدی روی بچه ت می‌زاره شوهرت وظیفشه خرجتون رو بده این ظلم رو در حق اول بچه ت و بعد خودت نکن

عزیزم خدا قوت بهت و خسته نباشی
به خودت و توانمندیت افتخار کن و اصلا ناامید نشو
می‌دونم روزای سختی رو میگذرونی اما سعی کن ب خودت انرژی بدی
وقتی میای خونه آهنگ شاد بذار برای نی نی برقص اونم شاد میشه و ازت انرژی میگیره
تلویزیون روشن کن سرش گرم شه
براش خوراکی بذار تا بخوره
باهم دوش بگیرید همون‌طور ک اون بازی می‌کنه توام زیر دوش ریلکس کن
تو هر دارویی هم بخوری تا وقتی از خودت راضی نباشی و انرژیت پایین باشه نتیجه درستشو نمیبینی

منم عذاب وجدان دارم تازه دارم میرم سرکار این یه سالو پیش بچم بودم ولی میبینم الان ک میرم برمیگردم خیلی میچسبه بهم نمیزاره جدا شم ازش اضطراب جدایی داره

بهترین چیزی که میتونم تجویز کنم و روی خودم جواب میده قهوه هست
قهوه فوری هم جوابه

عزیزم واقعا خدا قوت
نمیتونی یه مدت سرکار نری یا ساعت کاری تو کمتر کنی؟

خدا قوت زنا با وجود بچه تمام توان بدنشون از بین میره شما خارج از خونه هم کار میکنی عملا جوونی نمیمونه که برا بچه ها یا همسرت بذاری نمیشه هم قضاوت کرد انقد زنگی سخت شده ک دوتایی هم کار کنی باز نمیرسی در هر صورت زیر دوسال خیلی سخته سرکار رفتن

عزیزم سن اضطراب جدایی طبیعیه باید دوره اش بگذره
شما باید صبوری کنی یا خودتو تقویت کنی🥲

چ کاری میری عزیزم

سوال های مرتبط

مامان دلاوا مامان دلاوا ۱۷ ماهگی
سلام خانوما خوبین

من خیلی روحی حالم بده
از عالمو ادم بدم میاد
از شوهرم از مامانم از دخترم
از همه چیز و همه کس بدم میاد
خستم خیلی خستم
از دخترم خستم ک از شب تا صب یا نمیخابه یا وقتیم میخابه تو خاب همش گریه میکنه نق میزنه من هی باید بیدار شم هی بخابم
روزا هم ک همش نق میزنه ی ثانیه بازی نمیکنه

از مادرم خستم ی ساعت بچمو‌نگه نمیداره من ی استراحت کنم همش خونه بیکاره از صب تا شب هیچکاری نداره ولی بچه منو ی ساعت نگه نمیداره هروقتم میرم خونش انقد میگه چرا دخترت انقد شلوغه چرا دخترت اروم نمیشینه یا میگه من بچه هام اروم بودن این دخترت ب کی رفته و از این جور چرتوپرتا
مادرشوهرمم همینه هی میگه بچه های من جیکشون در نمیومد ولی دختر تو همش نق میژنه گریه میکنه

شوهرمم ک یا سرکاره یا میاد خونه میخابه
خیلیییی خستم خیلللللی
ن شب خاب دارم ن روز
اعصابم همش خرد میشه داغون میشم ب حرفایی ک میشنوم فک میکنم
از دست دخترمم عصبی میشم با اینکه میدونم بچس گناهی نداره ک ولی دست خودم نیس گاهی دوست دارم بزنمش ولی دلم نمیاد

یک ساله من ن خاب دارم ن خوردوخوراک درست درمون دارم
ن تفریح هیچیییییی
همش خونه زندانیم هیچجا نمیتونم برم چون همش ب بچم ی چیز میگن منم اعصابم خرد میشه

توروخدا نیاین ایه‌ی یأس بخونین یا نصحبت کنین من خودم حالم ب اندازه کافی خراب هس